قصه عشق استاد شهریار به یار سنگدلش/ دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت، شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت...در انتظار تو میمیرم و

  چهارشنبه، 22 بهمن 1404
قصه عشق استاد شهریار به یار سنگدلش/ دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت، شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت...در انتظار تو میمیرم و
ساعدنیوز: شعر زیبای استاد شهریار برای ثریا را در ادامه بخوانید.

به گزارش سرویس چندرسانه‌ای پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز ،سید محمدحسین بهجت تبریزی (11 دی 1285 – 27 شهریور 1367) متخلص به شهریار، شاعر اهل تبریز بود و به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده‌است.

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت
شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

زگرد راه برون آ که پیر دست به دیوار
به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت

بیا که این رمد چشم عاشقان تو ای شاه
نمی‌رمد مگر از توتیای گرد سپاهت

بیا که جز تو سزاوار این کلاه و کمر نیست
تویی که سوده کمربند کهکشان به کلاهت

جمال چون تو به چشم و نگاه پاک توان دید
به روی چون منی الحق دریغ چشم ونگاهت

در انتظار تو میمیرم و در این دم آخر
دلم خوشست که دیدم به خواب گاه به گاهت

اگر به باغ تو گل بردمید و من به دل خاک
اجازتی که سر برکنم به جای گیاهت

تنور سینه ی ما را ای آسمان به حذر باش
که روی ماه سیه می کند به دوده ی آهت

کنون که می دمد از مغرب آفتاب نیابت
چه کوه های سلاطین که می شود پر کاهت

تویی که پشت و پناه جهادیان خدایی
که سر جهاد تویی و خداست پشت پناهت

خدا وبال جوانی نهد به گردن پیری
تو شهریار خمیدی به زیر بار گناهت

برای مشاهده سایر ویدئوهای جذاب با سرویس دیدنی‌های ساعدنیوز در ارتباط باشید.


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها