به گزارش سرویس دین و مذهب پایگاه خبری ساعدنیوز، در این سخنرانی، الهی قمشهای با اشاره به جایگاه والای انسان، بیان میکند که ما موجوداتی جاودانه هستیم که پیش از این در بهشت برین جای داشتهایم و به این ویرانآباد آورده شدهایم. او بدن انسان را به قفسی تشبیه میکند که سزاوار مرغ خوشالحانی چون روح آدمی نیست. به اعتقاد وی، انسان با اندیشههای بلند خود در این دنیا گرفتار رگ و پی و محدودیتهای جسمانی شده است و انسان در واقع در این دنیا زندانی است و توانایی پرواز ندارد.
وی همچنین از باورهای ترسآور درباره مرگ، مانند زنده شدن ناگهانی در گور فیزیکی، برخورد سر با سنگ لحد و مجروح شدن، انتقاد کرده و آنها را تصوراتی باطل و برخلاف فطرت انسان میداند. قمشهای استدلال میکند که روح انسان که متصل به نور خدا و ابدیت است، هرگز در فضای کوچک و محدود یک قبر فیزیکی نمیگنجد. او تاکید دارد که حتی اگر تمام آسمانها را به عنوان قبر انسان در نظر بگیرند، باز هم برای وسعت وجودی او کم است و تنها خداوند میتواند وجود انسان را در خود جای دهد.
این اندیشمند مرگ را نه رفتن به گور، بلکه خروج از آن و انتقال از یک چاه تاریک به صحرایی وسیع توصیف میکند. او با اشاره به سخنی از پیامبر اسلام (ص) بیان میکند که حتی انسانهای بدکار نیز به هنگام مرگ از رهایی از جسم خود خوشحال میشوند، زیرا از منبع بدیها و غفلتهای دنیوی خلاص میگردند و هیچ مردهای نیست که از مردن خود ناراضی باشد. از دیدگاه او، در ورای تاریکیهای این عالم، آب حیاتی وجود دارد و جانها پس از رهایی از تن، در فضای عشق حق به رقص درمیآیند.
آیا نگاه شما به مرگ و دنیای پس از آن، شبیه به توصیفات دکتر قمشهای است یا هنوز با ترس به آن نگاه میکنید؟ نظرتان را برایمان بنویسید.
دکتر حسین محی الدین الهی قمشه ای در 14 دی ماه 1318 در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی، متوسطه و دانشگاهی را به ترتیب در دبستان دانش، دبیرستان مروی و دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران به پایان برد و نیز تحصیلات حوزوی و سنتی را نزد پدر، استاد فقید مهدی الهی قمشه ای و استادان دیگر دنبال کرد. سپس به کار تدریس در دانشگاه تهران و سایر مراکز آموزش عالی در داخل و بعدها خارج کشور پرداخت و در کنار آن به تالیف و ترجمه در زمینه عرفان و ادبیات و زیبایی شناسی مشغول شد. قریب یک سال نیز ریاست کتابخانه ملی ایران را عهده دار بود.