به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، به نقل از خبر آنلاین، جهان در یک قدمی امضای یک توافق تاریخی در ژنو قرار دارد؛ توافقی که میتواند نفسها را از قفسه سینه بازار انرژی بیرون بکشد و اقتصادهای منطقه و جهان را که وابسته به واردات گسترده یا صادرات نفت بودند، از سقوط آزاد نجات دهد. اما این توافق، مانند تمامی دستاوردهای دیپلماتیک در خاورمیانه، بیش از آنکه یک پایان باشد، یک آغاز است. آغاز یک دوره 60 روزه پرتنش از مذاکرات که میتواند به یک صلح پایدار و بازسازی اقتصادی عظیم منجر شود، یا به محض از دست رفتن اعتماد، دوباره آتش جنگ را شعلهور سازد.
در روزهایی که جهان نفسهایش را برای دیدن پایان یک جنگ سهماهه حبس کرده بود، خبر رسیدن به یک توافق، بار دیگر گمانهزنیها درباره جزئیات آن و اثرگذاری بر بازارهای انرژی را مطرح کرد. آنچه در ظاهر یک پیروزی بزرگ برای دیپلماسی به نظر میرسد، در زیر پوست خود لایههایی از ابهام و اختلافنظر را پنهان کرده است. از جزئیات آزادسازی 24 میلیارد دلار از داراییهای ایران تا وعده بازگشایی تنگه هرمز، هر بخش از این توافق سوالات بیشتری را ایجاد میکند.
همزمانی اعلام خبر توافق با برگزاری نشست سران گروه هفت در فرانسه، فرصت مناسبی را برای غوغاسالاری سیاسی فراهم کرد. در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با لحنی پیروزمندانه اعلام کرد توافقی تاریخی حاصل شده و «به کشتیها دستور داد موتورها را روشن کنند تا نفت جاری شود»، در تهران روایت دیگری شکل گرفت که ترامپ عجلهای نابجا برای ثبت این پیروزی در تاریخ تولد خود دارد.
این شکاف، هسته اصلی بیاعتمادی ریشهداری است که میان دو طرف وجود دارد. در حالی که رویترز به تعهد تهران مبنی بر عدم دستیابی به سلاح هستهای اشاره میکند، جیدی ونس، معاون اول رئیسجمهور آمریکا، در شبکههای تلویزیونی تلاش کرد ابهامات را با تأکید بر آغاز «مذاکرات فنی 60 روزه» مدیریت کند؛ مذاکراتی که در واقع حکم تعویق پروندههای پرچالشی چون برنامه غنیسازی را دارند.
هیچیک از طرفین بهطور رسمی متن کامل سند را تأیید نکردهاند. بن راد، پژوهشگر ارشد مرکز بورکل، معتقد است: «این تفاهمنامه صرفاً یک خط پایه برای مذاکراتی پرنوسان است که مسائل اصلی از جمله توانایی موشکی و گروههای نیابتی را حلنشده باقی میگذارد.»
تنگه هرمز، شاهرگ حیاتی انرژی جهان، کانون اصلی این مذاکرات است. بسته شدن این تنگه توسط ایران و محاصره دریایی آمریکا، قیمت نفت برنت را در آوریل به بیش از 120 دلار رساند.
در حالی که ترامپ از بازگشایی «کاملاً بدون عوارض» تنگه خبر میدهد، تهران دیدگاه متفاوتی دارد. ایران بین عبارت «عوارض» و «هزینه خدمات» (شامل خدمات محیط زیستی و امنیتی) تفاوت قائل است و قصد دارد پس از یک دوره 60 روزه، سازوکاری مشابه تنگههای بسفر و داردانل برای دریافت هزینه خدمات اختیاری و اجباری از کشتیها پیادهسازی کند.
بر اساس جزئیات منتشرشده، مراحل اجرایی به سه فاز کلی تقسیم شدهاند:
فاز فوری نظامی-دریایی : ایران تنگه هرمز را پس از امضای توافق در روز جمعه بازگشایی میکند و آمریکا نیز محاصره دریایی را لغو خواهد کرد. همچنین ایران طی یک عملیات 30 روزه، پاکسازی مینهای تنگه را آغاز میکند. با این حال، تحلیلگران معتقدند بازگشت حملونقل به روال عادی بین 3 تا 6 ماه زمان نیاز دارد.
فاز مالی-اقتصادی: قلب تپنده توافق برای تهران که شامل آزادسازی 24 میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده در یک دوره 60 روزه است. طبق گزارشها، ایران تضمین آزادسازی فوری 12 میلیارد دلار را از طرفهای ثالث دریافت کرده است. واشنگتن نیز متعهد شده بلافاصله پس از امضای سند، معافیتهای تحریمی صادرات نفت ایران را صادر کند. همچنین زمزمههایی از یک طرح بازسازی 300 میلیارد دلاری برای توسعه ایران به گوش میرسد که جزئیات آن در مذاکرات آتی بررسی خواهد شد.
فاز هستهای : این فاز پیچیده، شامل تعهد تهران به عدم دستیابی به سلاح هستهای و توقف موقت توسعه تأسیسات است. تعیین تکلیف اورانیوم غنیشده و احتمال رقیقسازی آن در خاک ایران نیز به این دوره موکول شده است.
واکنش بازارهای مالی به خبر توافق فوری بود و قیمت نفت برنت با افت 4.9 درصدی به حدود 83 دلار رسید. با این حال، کارشناسان نسبت به پدیدهای به نام «خماری هرمز» هشدار میدهند؛ دورهای که با وجود بازگشایی تنگه، عرضه نفت فوراً به سطح قبل از جنگ بازنمیگردد.
دلایل اصلی این پدیده عبارتند از
مشکلات زیرساختی: نیاز به ماهها زمان برای تعمیر مخازن آسیبدیده و بازگشت نفتکشهایی که خلیج فارس را ترک کردهاند.
هزینه خدمات دائمی: در صورت موفقیت ایران در دریافت هزینه خدمات از کشتیها، این «حقالسهم خطر» بهطور دائم بر قیمت نهایی انرژی افزوده خواهد شد.
تخریب تقاضا : جنگ سهماهه باعث کاهش مصرف جهانی شده است و عرضه نفت جدید ایران، صرفاً این افت تقاضا را جبران میکند نه اینکه شوک قیمتی بزرگی ایجاد کند.
پیشنویس 14 مادهای این تفاهمنامه نشان میدهد که توافق فراتر از یک آتشبس ساده است. نکته قابلتأمل، استثنا کردن برنامه موشکی ایران و حمایت از «گروههای مقاومت» از دستور مذاکرات است. تحلیلگران این چشمپوشی آمریکا را نشانهای از شکست سیاست فشار حداکثری و یک امتیاز بزرگ برای تهران میدانند.
جهان اکنون در انتظار روزهای سرنوشتساز آینده در سوئیس است. این توافق میتواند معمای جدیدی از نظم منطقهای خاورمیانه را رقم بزند؛ آیندهای که در آن ایران با منابع مالی گسترده از جنگ خارج میشود و آمریکا به دنبال خروجی شرافتمندانه از بحران است.