به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، کافی است در میان سخنان آشفتهاش، منشا این تلاطم را دنبال کنیم. دو کلمه، مثل دو خوره، مغز او را میجوند: «تنگه هرمز» و «انتقام». اولی، قدرت جهانی او را به سخره گرفته. دومی، امنیت فردیاش را به کابوس تبدیل کرده و این دو، در معادلات جنگی ایران، مثل دو تیغه یک قیچی، ترامپ را خوار و ذلیل میکنند.
اول: تنگه هرمز، یا «گلوگاه جهانی» که حالا طناب دار ترامپ شده. آمریکا، با تمام قدرت نظامیاش، نتوانست مدیریت ایران بر این شاهرگ را دور بزند. آنها مسیر عمان را طراحی کردند. کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا را روی کاغذ بردند. اما روی زمین، این موشکهای ایران بود که حرف آخر را زد. ترامپ، در جنگ اخیر، با 548 موشک نتوانست خارک را فلج کند. حالا چگونه میخواهد تنگه را باز کند؟ این شکست، فقط یک ناکامی نظامی نیست. یک «رسوایی جهانی» است. هر بشکه نفتی که از تنگه عبور نمیکند، قیمت بنزین را در پمپبنزینهای آمریکا بالا میبرد و هر سنت افزایش قیمت، یک رأی از ترامپ کم میکند. تنگه هرمز، حالا به «فشار جهانی» علیه او تبدیل شده است. جهان، او را مقصر میداند و این فشار، از بیرون میآید.
دوم: انتقام، یا «کابوس فردی». ترامپ، خودش اعتراف کرده که نامش در صدر فهرست خونخواهی است. خودش گفته: «من نفر اول لیست ترورشان هستم. میخواهند من را از بین ببرند.» و سپس، جملهای که باید آن را سند وحشت نامید: «تا امروز شانس با من بوده، اما معلوم نیست همیشه همینطور بماند.» این اعتراف، بیسابقه است. رئیسجمهور یک ابرقدرت، علنا میگوید که «شانسی» زنده مانده است. این یعنی «وارونگی کامل ترس». آنها که روزی ایران را «محور شرارت» میخواندند و خود را «غیرقابل لمس»، حالا رهبرشان، با لکنت، از کابوسهایش میگوید. فشار انتقام، برخلاف فشار تنگه، از «درون» او را میبلعد. در خلوتش، در خوابش، در هر صدای ناگهانی. این فشار، فردی است و راه فراری ندارد.
حالا، این دو اهرم را با هم ترکیب کنید. تنگه، ترامپ را در «عرصه عمومی» خوار میکند. جهان میبیند که او قادر به مهار ایران نیست. اقتصاد جهانی، زیر سایه تنگه، به او فشار میآورد و همزمان، انتقام، او را در «عرصه خصوصی» فلج کرده است. او میداند که از دست این ملت، جایی برای فرار ندارد. نتیجه این ترکیب، یک «فروپاشی روانی-سیاسی» است. مردی که در روز، توسط اقتصاددانان و متحدانش به خاطر تنگه بازخواست میشود و در شب، توسط کابوس انتقام به وحشت میافتد، چه انتظاری از او میرود جز هذیان؟
پس این آشفتگی را جدی بگیریم. این «دیوانگی»، نشانه ضعف مفرط است، نه قدرت. این هذیانها، فریادهای کسی است که دو اهرم اصلی قدرتش (تحریم و تهدید نظامی) را از دست داده و حالا، خودش تحت دو فشار مهلک (اقتصادی و امنیتی) قرار گرفته است. حالا، یک بار دیگر مصاحبههای ترامپ را با این روایت بخوانید. هر فحش، هر تهدید و هر ادعای توخالی، ترجمهاش این است: «تنگه من را خفه کرده و انتقام من را میترساند. کمکم کنید.» این، یعنی ایران، بیآنکه گلولهای شلیک کند، دشمن شماره یک خود را به یک «بیمار روانی سیاسی» تبدیل کرده است و این، شاید زیباترین شکل پیروزی باشد.
نظر شما در این باره چیست؟ چرا ترامپ دائم به مردم ایران فحاشی میکند؟