به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، امیرعلی ابوالفتح در روزنامه اطلاعات نوشت: اسکات بسنت، وزیر خزانه داری آمریکا مدعی شد که این کشور خود را برای اعمال اقدامات اقتصادی جدید علیه ایران در هفته آینده آماده میکند. وی این اقدامات را در تاریخ تحریم اقتصادی تحمیل شده بر هر کشوری، بیسابقه توصیف کرد.
بسنت در یک مصاحبه تلویزیونی با اشاره به این که «منتظر اعلام خبرهای بیشتری در هفته آینده باشید» گفت: استراتژی آمریکا مبتنی بر دو مسیر موازی است که ترکیبی از تشدید انزوای اقتصادی تحمیل شده بر ایران و محاصره دریایی با هدف هدف قرار دادن تردد کشتیهای تجاری ایران است.
وزیر خزانه داری آمریکا تصریح کرد که این محاصره از طریق محدود کردن تجارت دریایی، به طور مستقیم منابع اصلی درآمد مقامات ایرانی را هدف قرار میدهد.
این اظهارات پس از آن بیان شد که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا از احتمال کاهش فشار نظامی بر ایران سخن به میان آورده است. در 15 ماه گذشته، آمریکا به همراه اسرائیل سه بار به ایران حمله کرده است اما تاکنون به هیچ یک از اهداف تعیین شده خود نرسیده است. نابودی برنامه هسته ای ایران، از بین بردن توان موشکی ایران و حذف نیروهای مورد حمایت ایران در منطقه، از جمله اهداف اصلی آمریکا و اسرائیل در این جنگ ها بوده است. ضمن این که مقامات ارشد آمریکا و اسرائیل در برخی از مواقع نیز از سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران نیز سخن گفته بودند.
اما به گواهی اغلب رسانهها و تحلیلگران سیاسی آمریکایی و اروپایی، جنگ های تحمیل شده به ایران به اهدافشان نرسیده است. ایران هنوز برنامه هسته ای خود را دارد، توان موشکی و پهپادی ایران رو به افزایش است و جبهه مقاومت در منطقه با وجود لطماتی که به آنان وارد شده است، همچنان به ایفای گری نقش سیاسی – نظامی خود ادامه می دهد.
این در حالی است که تنگه هرمز هم با وجود حملات دو هفته ای آمریکا به جنوب ایران، همچنان بسته است.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد دولت ترامپ حداقل برای مدت کوتاهی، استفاده از ابزار نظامی را برای تحمیل خواست خود به ایران کنار گذاشته یا احتمال آن را کاهش داده است. در مقابل، دولت ترامپ در تلاش است با بازگشت به راهبر گذشته، یعنی تشدید فشار حداکثری، جمهوری اسلامی را به لحاظ اقتصادی به زانو در بیاورد.
تهدید وزیر خزانه داری آمریکا نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. با این حال، نباید فراموش کرد در زرادخانه اقتصادی آمریکا، چندان سلاح های جدیدی برای استفاده از ایران باقی نمانده است. به لحاظ تحریم ها، هیچ بخش اقتصادی و مالی ایران خارج از رژیم تحریمی آمریکا قرار ندارد که وزارت خزانه داری آمریکا بخواهد آنها را در ذیل این تحریم ها قرار دهد. محاصره دریایی ایران هم که از چند ماه قبل شروع شده و به ادعای ترامپ، هم اکنون مانند یک دیوار فولادی جلوی ورود و خروج کالاها به بنادر ایران را گرفته است. بنابراین، به نظر نمی رسد در حوزه محاصره دریایی نیز اتفاق جدیدی رخ دهد، گرچه تلاش برای مسدود کردن منافذ باقی مانده در محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا محتمل خواهد بود.
فقط میماند بحث محاصره زمینی ایران که اگر آمریکا بتواند به شکل موثری آن را به اجرا در آورد، فشارهای اقتصادی بر ایران را بیش از آن میزانی که هم اکنون وارد می شود، بر اقتصاد ایران وارد خواهد کرد. اما این راهبرد می تواند به مراتب دشوارتر از محاصره دریایی ایران در دریای عمان باشد.
ایران از مرز جنوب شرقی با پاکستان تا مرز جنوب غربی با عراق، با پنج کشور دیگر مرز زمینی دارد و بنادر ایرانی دریای خزر هم میتواند راه رسیدن به روسیه و از آنجا به چین را برای ایران فراهم کند. در چنین گستره وسیع جغرافیایی، امکان نظارت دقیق و اعمال قوانین تحریمی آمریکا بر ترانزیت کالا میان ایران و کشورهای همسایه برای واشنگتن دشوار خواهد بود.
البته این بدان معنی نیست که اقدامات جدید آمریکا علیه ایران در حوزه تحریمها و محاصره دریایی یا زمینی بر اقتصاد ایران فشار وارد نمیکند. بیتردید چنین اقداماتی، مشکلات زیادی را برای ایرانیان به همراه دارد اما در مورد این که چنین رویکردی در نهایت به تسلیم جمهوری اسلامی در برابر خواسته های آمریکا بیانجامد، تردیدهایی وجود دارد.
از این رو، شاید بشود گفت بخشی از تهدیدی که از جانب وزیر خزانه داری آمریکا در مورد «بی سابقه ترین انزوای اقتصادی در تاریخ علیه هر کشوری» عنوان می شود، با هدف کاهش فشارهای سیاسی بر دولت ترامپ است که هم اکنون به دلیل ناتوانی در رسیدن به اهداف جنگی علیه ایران مورد سرزنش قرار گرفته است. به عبارت دیگر، وقتی قدرت نظامی آمریکا برای به تسلیم واداشتن ایران جواب نداده و عبور و مرور از تنگه هرمز همچنان با مشکل مواجه است، دولت ترامپ میخواهد نشان دهد که طرحی برای شکست اقتصاد ایران تدارک دیده به این امید که تصویر پیروزی را برای ترامپ فراهم کند. بویژه این که کمتر از سهماه دیگر انتخابات میان دورهای آمریکا برگزار میشود و اگر افکار عمومی آمریکاییها، حتی بخش قابل توجهی از جمهوریخواهان به این نتیجه نرسد که دولت ترامپ در جنگ با ایران به دستاوردهای بزرگی رسیده یا خواهد رسید، شانس پیروزی نامزدهای جمهوریخواه در این انتخابات کاهش مییابد و حزب حاکم بر آمریکا دچار خسارت سنگینی خواهد شد.
با این وجود، احتمال این که بعد از انتخابات ماه نوامبر، ترامپ بار دیگر راهبرد جنگ اقتصادی علیه ایران را کنار بگذارد و تلاش کند برای چندمین بار، شانس خود را برای موفقیت در جنگ نظامی امتحان کند، دور از انتظار نخواهد بود، بویژه این که اگر آن گونه که پیشبینی میشود، تهاجم جدید اقتصادی آمریکا به ایران، نتیجه مطلوب برای ترامپ به همراه نیاورد. تا آن زمان، قدرت نظامی و تابآوری اقتصادی ایران در تغییر نقشههای آمریکا بسیار اثرگذار خواهد بود.
اگر تحریمهای جدید آمریکا نتیجه مطلوب ترامپ را ندهد، فکر میکنید او دوباره سراغ گزینه نظامی خواهد رفت؟ نظرتان را بنویسید.