به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، مجریان و کارشناسان شبکه صهیونی اینترنشنال در روزهای اخیر، کاملاً بیپرده و بهطور آشکار از تداوم حملات هوایی به ایران و بمباران شدید زیرساختهای غیرنظامی ـ بهوِیژه اقتصادی ـ سخن میگویند؛ از پلها و فرودگاهها گرفته تا پالایشگاهها، نیروگاهها، صنایع فولاد و پتروشیمی.
ازجمله افرادی که در اینترنشنال با شور و اشتیاق خاصی از حمله به زیرساختهای اقتصادی سخن میگوید، «مراد ویسی» تحلیلگر پای ثابت این شبکه است: «سومین هدف به نظر من میتواند انهدام شدید زیرساختهای اقتصادی باشد.
ممکن است آمریکاییها زیرساختهایی مثل پالایشگاهها، نیروگاهها، صنایع فولاد، پتروشیمی و تأسیسات نفت و گاز را به شکل کامل و سنگین بمباران کنند؛ بمبارانی که با هدف فلج کردن اقتصادی کامل جمهوری اسلامی صورت میگرد و بعد ایران را به حال خود رها کنند. یک چیزی از ایران به جا بماند که تمام زیرساختهای اقتصادی و انرژی آن منهدم شده باشد».
یکی دیگر از کارمندان اینترنشنال به اسم «حسین آقایی» که بهعنوان کارشناس نظامی در این شبکه فعالیت میکند، در اظهاراتی تازه گفته: «ما به احتمال قریببهیقین به مرحلهای از تغییر بنیادین در قواعد درگیری نظامی در خاورمیانه، میان آمریکا و جمهوری اسلامی، میرسیم. سناریویی وجود دارد که من به آن سناریوی یوگوسلاوی میگویم».
این کارمند اینترنشنال میگوید: «مشخصاً منظورم بمباران یوگسلاوی در مارس 1999 است. ممکن است مشابه چنین سناریویی در ایران رخ دهد؛ یعنی همانطور که در آن مقطع، یوگسلاوی را هدف حملات هوایی قرار دادند و به راههای ارتباطی، تأسیسات انرژی، پلها، زیرساختهای ارتباطی و دیگر زیرساختهای حیاتی حمله کردند، چنین الگویی در ایران نیز دنبال شود».
حسین آقایی در ماههای گذشته، بارها هدفقراردادن زیرساختهای ایران و حمله شدید آمریکا به ایران را توصیه کرده است؛ حتی در یک مورد گفته بود: «آمریکا باید جزایر جنوبی ایران ازجمله خارک، قشم، کیش و بوموسی را به تصرف خود در آورد».
اما یکی دیگر از کارمندان اینترنشنال که همین چند روز پیش از بمباران همهجانبه زیرساختهای ایران سخن گفته، «علیحسین قاضیزاده» است که پیشتر، عادیسازی حمله اتمی به ایران را در کارنامه خود ثبت کرده بود.

قاضیزاده اخیراً گفته: «در جنگ بعدی، یکسِری اقدامات باید تیک بخورد. مهمترین پارامتری که باید محقق شود، این است که آمریکاییها مطمئن شوند این حکومت دیگر امکان بازسازی نخواهد داشت. بهطور قطع، عملیات نظامی بعدی وارد بخش اقتصادی خواهد شد.
اگر حتی آمریکاییها به دنبال ویرانی کامل ایران هم باشند، در چنین جنگی باید بخش قابلتوجهی از زیرساختهای اقتصادی را هم از بین ببرند؛ از پالایشگاهها و تأسیسات تولید بنزین گرفته تا نیروگاهها و دیگر زیرساختهای حیاتی».
جالب توجه است که قاضیزاده نیز در طول ماههای اخیر، بارها از بمباران زیرساختها سخن گفته و این موضوع تازهای نیست؛ هرچند این جهتدهی و عادیسازی حمله به زیرساختهای ایران، پُررنگتر شده است.
این کارشناس اینترنشنال، در تیرماه امسال بود که گفته بود: «دیگر تهدید به زدن پلها و نیروگاهها از سوی ترامپ بیفایده است و او باید به این تهدیدها عمل کند تا بتواند ایران را مجبور به عقبنشینی از مواضعاش کند».
اما یک نکته قابل توجه در رویکرد کارمندان اینترنشنال، این است که آنها با وجود اینکه تمام تلاش خود را برای عادیسازی حمله به ایران و نابودی زیرساختهای اقتصادی کشور به کار گرفتهاند، در برخی مواقع، نقاب همدردی با مردم و دلسوزی برای زیرساختها نیز به چهرههای خود میزنند.
در یکی از موارد، درست در روزهایی که حملات هوایی ارتش تروریستی آمریکا به جنوب ایران شدت گرفته بود، جریان رسانههای فارسیزبان دشمن بهویژه کارمندان اینترنشنال، برای نابودی زیرساختهای اقتصادی ابراز نگرانی کردند.
بهطور مثال، مراد ویسی اذعان کرده بود که «حمله به زیرساختها، نیروگاهها و پالایشگاهها وضعیت زندگی مردم را سخت میکند».
حالا پرسشی که به ذهن میرسد، این است: وقتی مراد ویسی از این موضوع آگاه است که از بین رفت زیرساختها به وضعیت زندگی مردم آسیب میرساند، پس چرا او و همکارانش اینگونه با اشتیاق از حمله به زیرساختها سخن میگویند؟