به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، رصد رسانههای ضدانقلاب، از جمله ایران اینترنشنال، که همواره در پازل جنگ روانی آمریکا و رژیم صهیونیستی و زیر نظر سرویسهای جاسوسی سیا و موساد فعالیت میکنند، میتواند شمایی کلی از سناریوی دشمن به دست دهد. اخیراً اینترنشنال، زیر پوشش دلسوزی برای معیشت مردم، اقدام به انتشار ویدئوها و گزارشهایی درباره وضعیت اقتصادی کشور کرده است.
این روند بخشی از یک فرآیند و پازل ادراکسازی و مهندسی احساس است که قرار است در چند مرحله دنبال شود و هدف نهایی آن، برهم زدن فضای جامعه و باز کردن مسیر برای حمله نظامی آمریکا عنوان میشود. در این پروژه جنگ شناختی، این رسانه معاند در گام نخست با برجستهسازی مستمر مشکلات اقتصادی تلاش میکند تصویری بحرانی و فراگیر از وضعیت کشور در ذهن مخاطب شکل دهد.
اینترنشنال تحت پوشش بازتاب مسائل اجتماعی و اقتصادی، تلاش دارد این مسائل را به ابزاری برای عملیات روانی تبدیل کند. در ماههای اخیر، حجم انتشار محتوای این رسانه درباره وضعیت اقتصادی ایران، اعتراضات و نارضایتیهای اجتماعی افزایش قابل توجهی داشته است.

این رسانه بارها از ویدئوهای به اصطلاح ارسالی مخاطبان برای نمایش اعتراضهای صنفی، مشکلات معیشتی و نارضایتیهای اقتصادی استفاده کرده است. برای نمونه، در جریان اعتراضهای دیماه 1404، این رسانه همزمان با انتشار گزارشهای اقتصادی، ویدئوهای مربوط به اعتراض بازاریان و شهروندان را نیز بهطور گسترده منتشر کرد.
بحراننمایی یکی از اقداماتی است که رسانه صهیونیستی اینترنشنال تلاش دارد آن را در لابهلای اخبار خود جاسازی و به مخاطب القا کند. اعتراضهای صنفی، تعطیلی مغازهها و کسبوکارها و گلایه از افزایش قیمت کالاها، از جمله موضوعاتی است که در این چارچوب مورد توجه این رسانه قرار میگیرد تا تصویری بحرانی از فضای کشور و جامعهای در آستانه فروپاشی روانی ارائه شود.
این سناریو تلاش میکند جامعه را به سمت برداشتهای بحرانی سوق دهد و تفکر فروپاشی را در ذهن مخاطب پررنگ و حاکم کند؛ موضوعی که میتواند باعث شود افراد، نهتنها نظم موجود را از همگسیخته تصور کنند، بلکه به اقداماتی دست بزنند که از نگاه آنان، ناشی از این تصور است که «کار تمام شده است».

شعار «این آخرین نبرده ... »که از سوی فرقه پهلوی در اغتشاشات سال گذشته مطرح شد و رسانههای ضدانقلاب نیز آن را پررنگ و برجسته کردند، در همین چارچوب قابل بررسی است؛ روایتی که تلاش میکند به مخاطب القا کند جامعه در نقطه پایانی یک روند قرار دارد و باید منتظر یک رویداد نهایی باشد.
یکی از نمونههای روشن، اعتراضهای دیماه 1404 بود. اعتراضها با زمینه اقتصادی و سقوط ارزش پول آغاز شد، اما در ادامه، در برخی نقاط به شعارهای صریح سیاسی تبدیل شد. سپس فرقههای ضدانقلاب همچون گروهک پهلوی سعی کرد با مصادره سیاسی اعتراضات را به سمت اغتشاش خواسته خود هدایت کند.
حتی خود ایران اینترنشنال نیز در گزارشی پس از فروکش کردن اعتراضها نوشت که اعتراضها ابتدا با افزایش شدید نرخ ارز آغاز شده، اما خیلی زود به شعارهایی برای تغییر حکومت کشیده شده است.
این تجربه نشان داد که بحراننمایی اقتصادی میتواند نقطه آغاز یک زنجیره سیاسی باشد؛ زنجیرهای که رسانههای ضدانقلاب نیز برای آن برنامهریزی و سناریوسازی میکنند؛ زنجیرهای که در آن «گرانی» به «نارضایتی»، نارضایتی به «اعتراض»، اعتراض به «بحران سیاسی» و در نهایت بحران سیاسی به «مداخله خارجی» پیوند میخورد.
جالب آنکه در همان مقطع، رسانه صهیونیستی ایران اینترنشنال صرفاً به گزارش اعتراضات بسنده نکرد و محتوایی درباره احتمال مداخله آمریکا نیز منتشر کرد. از جمله این رسانه گزارشهایی درباره بررسی سناریوهای مداخله در واشنگتن منتشر کرد و همزمان سخنان مقامهای آمریکایی درباره حمایت از معترضان را پوشش داد.
بهویژه آنکه «عبدالله مهتدی»، سرکرده کومله، در این رسانه بهطور صریح از طرح مداخله نظامی آمریکا سخن گفت و مراحل مختلف اعتراض، اغتشاش، مداخله نظامی و ورود گروهکهای تجزیهطلب را بهطور مشخص تشریح کرد. طی این موضوع مهتدی مطرح کرد که هرچه قدر شدت و زمان این اعتراضات افزایش دهد امکان تهاجم نظامی امریکا بیشتر خواهد شد.
از سوی دیگر، ایران اینترنشنال در همان دوره و پس از آن، پیوند میان فشار نظامی، اعتراضات داخلی و آینده سیاسی جمهوری اسلامی را به شکلهای مختلف مورد توجه قرار داده است. برای نمونه، این رسانه پیش از جنگ درباره سناریوهای حمله و این گزاره گزارش داده بود که تضعیف مستمر حکومت میتواند به احیای اعتراضات داخلی منجر شود.
مطالبه اقتصادی در هر جامعهای امری طبیعی است. مردم حق دارند درباره تورم، دستمزد، مسکن، اشتغال و قدرت خرید مطالبهگری کنند. مسئله از جایی آغاز میشود که مطالبه اقتصادی، از یک موضوع مشخص و قابل حل، به تصویری کلی از بنبست کشور تبدیل شود.
از این منظر، میتوان گفت افزایش تمرکز بر ویدئوهای معیشتی و تصاویر نارضایتی، در صورتی که به شکل گزینشی و مستمر انجام شود، میتواند کارکردی فراتر از اطلاعرسانی پیدا کند؛ یعنی ساختن ادراک «بحران فراگیر» و آمادهسازی ذهنی مخاطب برای پذیرش کنشهای اعتراضی شدیدتر.
در این چارچوب، «خیابان» مقصد نهایی روایت نیست؛ بلکه میتواند پلی میان نارضایتی اجتماعی و فشار سیاسی باشد. تجربه دیماه 1404 نیز نشان داد که چگونه یک اعتراض اقتصادی میتواند در مدت کوتاهی به یک بحران سیاسی تبدیل شود و همزمان موضوع مداخله آمریکا در محافل سیاسی و رسانهای مطرح شود.
بنابراین، اگر این روند را در امتداد تجربه جنگ تحمیلی 40روزه قرار دهیم، میتوان این فرض تحلیلی را مطرح کرد که تشدید برجستهسازی مشکلات اقتصادی و تولید مستمر تصویر «جامعه در آستانه انفجار» میتواند بخشی از فضاسازی رسانهای برای ایجاد بستر اجتماعی مناسب جهت اعتراضات گسترده و در مرحله بعد، مشروعیتبخشی یا تسهیل پذیرش افکار عمومی نسبت به فشار و مداخله خارجی باشد.
تجربه جنگ تحمیلی رمضان یک واقعیت مهم را نیز روشن کرد: در جنگهای جدید، میدان نظامی از میدان ادراک و جامعه جدا نیست. هرچه یک رسانه بتواند پیش از آغاز یا همزمان با فشار خارجی، احساس بنبست، خشم و آینده سیاه و نامفهوم را در جامعه تقویت کند، عملاً به تغییر محاسبات اجتماعی و سیاسی کمک میکند؛ و همین نقطهای است که باید درباره آن هوشیار بود.