به گزارش سرویس ورزش ساعدنیوز، سرنوشت تندیس علی کریمی در وردآورد تهران و تخریب نهایی آن در سالهای اخیر، یادآور تغییر مسیر عجیب چهرهای است که روزگاری محبوبیت ورزشی خود را در سایه نمادهای ملی و مذهبی به دست آورده بود.
بر اساس اسناد خبری موجود، در بهمنماه 1391 هنگامی که بحث ساخت و نصب مجسمه علی کریمی در محله وردآورد مطرح شد، او با انتشار پیامی مخالفت خود را اعلام کرد و با جملاتی که آن زمان با استقبال روبهرو شد گفت:
«علاقهای به ساخت مجسمهام ندارم و بهتر است به جای من، مجسمه شهدا و رزمندگان ساخته شود.»
او حتی برای پررنگ کردن این ژست، در مراسم رونمایی تندیس نیز شرکت نکرد. با این حال، کارنامه سالهای بعد کریمی نشان داد که این قبیل اظهارات بیش از آنکه ریشه در باور قلبی داشته باشد، بخشی از تصویرسازیهای رسانهای بوده است.

پس از وقایع پاییز 1401 و خروج از کشور، علی کریمی نقاب پیشین را کنار زد و به یکی از مهرههای اصلی هدایت ناآرامیها و تخریب علیه امنیت ملی بدل شد. او نهتنها خط تحریمهای همهجانبه علیه ملت ایران را پیگیری کرد، بلکه با بازنشر روایتهای رسانههای وابسته به سرویسهای جاسوسی غربی و اکانتهای فارسیزبان وزارت خارجه رژیم صهیونیستی، عملاً در جبهه مشترک واشنگتن و تلآویو علیه تمامیت ارضی کشور ایستاد.
نقطه اوج این دگردیسی فکری و اخلاقی زمانی رقم خورد که او پس از حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان، با واکنشی کینهتوزانه به شهدای این فاجعه تاخت و با ادبیاتی دور از شأن به شهدای ترور طعنه زد؛ رفتاری که مرزهای انحطاط او را حتی برای مدافعان سابقش روشن کرد.
تخریب مجسمه او در وردآورد تنها پاک شدن یک المان شهری نبود، بلکه نمادی از سرنگونی تصویر ورزشی فردی به شمار میرفت که ترجیح داد از شعار «تندیس شهدا» به مجریگری رسانهای در خدمت دشمنان ملت ایران سقوط کند.
پایان پیام