به گزارش سرویس ورزشی ساعدنیوز، بیرانوند در بخشی از این استوریها با اشاره به صحبتهای دایی نوشت: «جناب دایی با ترفند نخنمای سکوت، مدعی مردمی بودن است اما چنان تیم ملی را به باد انتقاد میگیرد که انگار چه سوابق درخشانی در مربیگری تیم ملی دارد.
آن روش مذموم که علی دایی با لابی سیاسی مربی تیم ملی شد هنوز از یاد کسی نرفته است. اما تنها مربیای که به عربستان در آزادی باخته، روی فراموشکاری ما حساب باز کرده.
این روزها که کشور مورد تجاوز آمریکا و اسرائیل قرار گرفته، جایی برای ادامه این بحث نیست، اما دوست ندارم باور کنم در میانهی جنگ وجودی و میهنی علیه ایران، اسطوره مردمی (!) فقط در نوروز نور را بر تاریکی پیروز بداند تا با این واژهها همسفره کسانی شود که آرزوی بمباران ایران را داشتند. باور نمیکنم و حتماً اینطور نیست، چون با ادعای مردمدوستی نمیتوان در مقابل جنایت، میناب و دنا و بمپور و کشتههای جنگ تحمیلی سکوت کرد.
علی دایی که دوست داشتم همیشه بزرگوارانه حرف بزند و با احترام از او یاد کنم، در مصاحبه با برنامهای که عواملش برای باخت تیم ملی در جام جهانی دست به دعا برداشته بودند، مرا مورد تمسخر و تحقیر قرار داد.
اینکه من به عنوان بازیکن بگویم مجسمه مربیام که برای اولینبار در جام جهانی نباخته را بسازند، نشان از احترام و قدردانی است.
من که نه تبلیغات سیاسی کردهام، نه از رانتی استفاده کردهام، بلکه به عنوان پسر کارگری زحمتکش بدون هیچ رانت و با تجربههای سخت، نزدیک به 100 بازی ملی، در 3 جام جهانی و جام ملتها به تیم ملی کشورم خدمت کردهام. شایسته احترام هستم یا تحقیر؟
رانتخواری و فرصتطلبی را همه زشت و قبیح میدانیم، اما کاش در خلوت هم آن کار را دیگر نکنیم. کاش چهره ما واقعی باشد. زشت یا زیبا اما واقعی.»

در برنامه فوتبال 360، کریم باقری و علی دایی شوخی کنایهآمیز و بسیار جالب توجهی با ادعای علیرضا بیرانوند برای ساخت مجسمهاش انجام دادند؛ کریم باقری پیشنهاد داد خود او مجسمه قلعهنویی را بسازد و در خانهاش بگذارد و علی دایی نیز با خنده به او لقب «دکتر بیرانوند» را داد.
در یک جمله بگویید: حق را به کدام طرف میدهید؟
شما با ساخت مجسمه امیر قلعهنویی موافقید یا مخالف؟ چرا؟