طناب دار روی نیمکت سرخ؛ آخرین قدم‌های تارتار زیر باران «حیا کن، رها کن» / سرنوشت هاشمیان تکرار می‌شود؟

  ID  کد خبر 551644
طناب دار روی نیمکت سرخ؛ آخرین قدم‌های تارتار زیر باران «حیا کن، رها کن» / سرنوشت هاشمیان تکرار می‌شود؟
ساعدنیوز: شکست خانگی و تکرار یک نمایش سردرگم، کاسه صبر سکوهای سرخ را لبریز کرد؛ شبی که پرسپولیس نه شبیه یک مدعی جنگید و نه تارتار نشانی از تسلط بر نیمکت داشت، تا رگبار «حیا کن، رها کن» خیلی زودتر از حد تصور، شمارش معکوس برای پایان یک رویا را به صدا درآورد.

به گزارش سرویس ورزشی پایگاه خبری ساعدنیوز، سوت پایان که در هوای سرد پاییز تهران به صدا درآمد، سکوت چندثانیه‌ای سکوها جایش را به فریادی ممتد و تلخ داد؛ آتشفشانی که هفته‌ها بود زیر خاکستر نتایج متزلزل پرسپولیس می‌جوشید، بالاخره دهان باز کرد. مهدی تارتار، با شانه‌هایی افتاده و نگاهی خیره به چمن، همان نقطه‌ای ایستاده بود که پیش از او خیلی‌ها ایستاده بودند: بر لبه پرتگاه بی‌رحم‌ترین نیمکت فوتبال ایران.

تصویر روی اسکوربورد، بازتاب یک واقعیت تلخ بود: شکستی دیگر در تهران، مقابل تیمی که آمده بود تا شجاعت را به رخ بکشد، نه تسلیم را. در سوی مقابل، ساق‌های بازیکنان سرخ‌پوش هیچ نشانی از تیمی که برای بردن و صدرنشینی بسته شده بود نداشت. پرسپولیس نه طرحی برای گشودن دروازه داشت، نه برنامه‌ای برای کنترل نبض بازی؛ تنها سردرگمی، پاس‌های بی‌هدف و تیمی که گویی روح جاه‌طلبی‌اش را در رختکن جا گذاشته بود.

ناگهان ریتم کرکننده‌ای فضای ورزشگاه را تسخیر کرد: «حیا کن، رها کن!»؛ نوایی نام‌آشنا برای هر مربی که پیراهن بزرگ‌تر از قواره‌اش پوشیده باشد! هواداری که ماه‌ها هزینه‌ها، وعده‌ها و طرح‌های بلندمدت کادر فنی را تاب آورده بود، حالا حاضر نبود حتی یک دقیقه دیگر به پروژه‌ای که هیچ چشم‌اندازی در آن دیده نمی‌شد اعتماد کند. روی سکوها، نه خبری از همدلی بود و نه نشانی از فرصت دوباره؛ بطری‌ها و شعارها تنها پیش‌درآمدی بودند بر تصمیمی که از فردا در اتاق‌های مدیریت کلید خواهد خورد.

این فیلم برای سرخ‌ها تکراری است. انگار همین دیروز بود که وحید هاشمیان با کوله‌باری از تجارب بین‌المللی آمد و با اولین تندباد بحران و نارضایتی سکوها، چمدان‌هایش را بست. هوادار پرسپولیس به فوتبال ترسو، پاس‌های عرضی بی‌حاصل و وعده‌های دو، سه ساله باج نمی‌دهد. اینجا بردِ میلی‌متری هم بدون نمایش باصلابت، ضمانت بقا نیست؛ چه برسد به باخت در خانه و تحقیر تاکتیکی.

مهدی تارتار آرام‌آرام به سمت تونل رختکن حرکت کرد؛ هر قدمش با رگبار اعتراض از لای فنس‌ها همراه بود. او به رختکنی قدم می‌گذاشت که درهایش این‌بار نه برای یک ریکاوری ساده، بلکه برای جلسات اضطراری باز می‌شد. روی نیمکتی که نفس کشیدن روی آن جسارت تهاجمی می‌طلبد، احتیاط تارتار به قیمت تمام شدن اعتبارش تمام شده بود. پرونده این بازی بسته شد، اما ماجرای تارتار و پرسپولیس به نقطه صفر رسیده است؛ نقطه‌ای که در فوتبال ایران فقط یک معنا دارد: آغاز شمارش معکوس برای بدرقه.


پایان پیام


برچسب‌ها: پرسپولیس لیگ برتر مهدی تارتار

  نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید
از سراسر وب   
دسترسی سریع:
قیمت طلا قیمت دلار اخبار جنگ ویدیو ها

ساعدنیوز در فضای مجازی
لینک کوتاه خبر:

ویدیو ها اخبار جنگ قیمت طلا قیمت دلار