افشاگری جنجالی لیلی گلستان از رابطه پدرش بعد سال ها سکوت: فروغ فرخزاد 3بار خودکشی کرد و مادر من نجاتش داد و...+فیلم

  دوشنبه، 04 خرداد 1405
افشاگری جنجالی لیلی گلستان از رابطه پدرش بعد سال ها سکوت: فروغ فرخزاد 3بار خودکشی کرد و مادر من نجاتش داد و...+فیلم
ساعدنیوز: لیلی گلستان در یک مصاحبه از ارتباطی که بین پدرش و فروغ فرخزاد بود پرده برداشت و گفت وقتی نامه هایشان را پیدا کردم حالم خیلی بد شد.

به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، رابطه ابراهیم گلستان و فروغ فرخزاد سال‌هاست یکی از بحث‌برانگیزترین روایت‌های فرهنگی و ادبی ایران به شمار می‌رود. آشنایی این دو در دهه 1330 و در استودیوی فیلم گلستان شکل گرفت؛ جایی که فروغ فعالیت در سینما و مستندسازی را تجربه کرد و بعدها فیلم مشهور «خانه سیاه است» را ساخت؛ اثری که هنوز یکی از مهم‌ترین مستندهای تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود.

لیلی گلستان، مترجم و گالری‌دار شناخته‌شده کشورمان، در بخشی از گفت‌وگویی تازه از رابطه عاطفی میان پدرش ابراهیم گلستان و فروغ فرخزاد صحبت کرده و گفته است زمانی که نامه‌های شخصی آن دو را پیدا کرده، به‌شدت تحت‌تأثیر قرار گرفته است.

در این مصاحبه او گفت:

من از پدرم پرسیدم: «چرا به لندن آمدی و از مادرم جدا شدی؟» (البته جدایی رسمی نبود، اما به هر حال دیگر با هم زندگی نمی‌کردند). پدرم گفت: «من دلم یک "زن" می‌خواست؛ مادرت فرشته بود.»

من دیگر چه می‌توانستم بگویم؟ راست می‌گفت. پدرم دلش واکنش می‌خواست، اما مادرم هیچ‌وقت واکنشی نشان نمی‌داد. او دلش می‌خواست کسی جلویش بایستد، سرش داد بزند و بگوید: «چرا این کار را می‌کنی؟» اما مادرم همیشه در جواب فقط لبخند می‌زد؛ لبخندی که تمام بدن مرا می‌لرزاند و با خودم می‌گفتم "خب داد بزن!"

فروغ فرخزاد سه بار با قرص خودکشی کرد و هر سه بار هم به مادر من زنگ زد؛ مگه خودش مادر نداشت؟ اما مادر من بلند می‌شد، سوار ماشینش می‌شد و می‌رفت او را نجات می‌داد. این یعنی چه؟ یعنی فرشته است دیگر! پدرم راست می‌گفت.

من دقیقاً نمی‌دانم مادرم اولین بار چطور متوجه این رابطه شد، اما می‌دانم که آن را پذیرفته بود و می‌گفت انسان‌ها آزادند. پدر من اصلاً آدم هرزه و زن‌باره‌ای نبود، اتفاقاً خیلی آقا بود؛ ولی خب، این اتفاق افتاد و دیگر هم تمام نشد.

زمانی که داشتم وسایلم را جمع می‌کردم تا از خانه‌ی دروس به محل زندگی فعلی‌ام نقل‌مکان کنم، جعبه‌ای پیدا کردم که نامه‌های پدرم به فروغ فرخزاد در آن بود. پدرم فروغ را به لندن فرستاده بود تا درس مونتاژ بخواند، اما او به مدرسه نمی‌رفت و مشغول زندگی خودش بود.

مضمون نامه‌ها همگی این بود: «من که به تو گفتم برو درس بخون، چرا همه‌ش خبر میاد که تو این مهمونی و اون مهمونی هستی؟ پس کی مدرسه می‌ری؟» رفتار پدرم در این نامه‌ها بیشتر شبیه به یک پدر بود. وقتی نامه‌ها را می‌خواندم حالم خیلی بد شد، چون می‌دیدم پدربزرگانه‌ با او رفتار می‌کند و انگار می‌خواهد دختری را تربیت کند.

چرا کتاب‌های فروغ فرخزاد قبل از «تولد دیگر» خیلی درجه‌یک نیستند؟ خب این قطعاً تأثیر پدرم است. حتماً شعرهایش را ویرایش و اصلاح کرده است؛ حالا پدرم خودش می‌گوید این کار را نکرده، ولی بی‌خود می‌گوید!

ساعدنیوز در فضای مجازی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
از سراسر وب   
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها