به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، هیکلی تنومند از خود ساخته با کشتی و بدنسازی، ژنتیک هم به کمکش آمده و هر درگیری و دعوایی که دلش خواسته انجام داده. از جنوبیترین نقطه تهران تا خاورمیانه دور؛ ژاپن و تایلند پای ثابت همه زدوخوردها بوده تا همین چند سال پیش که زندگیاش زیرورو شده و میشود پرستار هر روزه مادرش و حامی او و عاشق سینهچاک حسین و خادم حرم سیدالشهدا(ع).
او در گفتوگویی احساسی، پرده از تصمیمی سخت و تأثیرگذار برداشت. ابوالفضل عرب با صداقت گفت مادرم نابینا بود و نمیتوانست حرف بزند... من دختری را دوست داشتم، اما دیدم که اگر وارد آن رابطه شوم، ممکن است نتوانم تمام و کمال کنار مادرم باشم. به همین خاطر، عشقم را رها کردم تا پسر خوبی برای مادرم بمانم
متولد 1356 است، 46 سال تمام. 10ساله که بود کشتی میگرفت، مثل خیلی از بچههای پایین شهر که کشتی ورزش اول و آخرشان است. در رده نونهالان، وزن 27 کیلوگرم قهرمان تهران هم شده است. در نوجوانی اما کشتی را کنار میگذارد به خاطر یک اتفاق: «برادرم زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مفقودالاثر شد. دیگر نتوانستم کشتی بگیرم» نبود برادر و بیتابیهای مادر، ابوالفضل را افسرده و منزوی میکند و او دیگر سراغی از این ورزش نمیگیرد.
لات است، از آن لاتهای بامرام و باادب که به گفته دوستانش "پشت آن هیبت ترسناک که گوشهای شکسته و صورت پر زخم برایش رقمزده، قلبی از احساس دارد". شاید به خاطر همین است که سالهاست یک تنه از مادرش پرستاری میکند به جبران روزهای گذشته و سختیهایی که بر او تحمیل کرد.