ساناز سعیدی بازیگر سریال «بچه مهندس»: احساسات مادرانه را کشف کردم تجربه مادری تجربه شیرینی است

  دوشنبه، 22 تیر 1405 ID  کد خبر 491935
ساناز سعیدی بازیگر سریال «بچه مهندس»: احساسات مادرانه را کشف کردم تجربه مادری تجربه شیرینی است
ساعد نیوز: بازیگر سریال «بچه مهندس» گفت: دنیای فراموش شده کودکان پرورشگاه موضوع بدیع و خاصی بود و فضای پرورشگاه و این نقش برایم سفر به دنیای ناشناخته‌ای بود که به من فرصت کشف می‌داد.

به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز به نقل از بیتوته، تجربه مادری، آن هم در سریال‌های تلویزیونی که منتسب به ماه رمضان هستند، تجربه شیرینی است. در بین سریال‌های رمضانی امسال، «بچه مهندس» فضایی متفاوت را به تصویر می‌کشد و در آن، پرورشگاه نقش اساسی و اصلی را ایفا می‌کند و هر کدام از بچه‌هایی که در این مکان حضور دارند، قصه زندگی خود را دارند.

ساناز سعیدی که سال گذشته در سریال «نفس» به کارگردانی جلیل سامان نقش یکی از اعضای گروهک منافقین را بازی می‌کرد، امسال با حضوری متفاوت در سریال «بچه مهندس» نقش دیگری را تجربه کرده است. او علاوه بر ایفای نقش مادر شخصیت جواد، یکی از مربیان پرورشگاه نیز هست که در فراز و فرودهای زندگی جواد، خود نیز درگیر این اتفاق‌ها می‌شود. با سعیدی درباره حضورش در این سریال گفت‌وگو کرده‌ایم.

بعد از تجربه همکاری با جلیل سامان در سریال «نفس» که گروهک منافقین را به تصویر می‌کشید، در دو سریال «سارق روح» و «بچه مهندس» حاضر شدید. این دو سریال، به‌ویژه «بچه مهندس»، چه ویژگی‌هایی داشتند؟

دنیای فراموش‌شده کودکان پرورشگاه، موضوعی بدیع و خاص بود و فضای پرورشگاه و این نقش برایم سفری به دنیایی ناشناخته بود که به من فرصت کشف می‌داد. فیلم‌نامه «بچه مهندس» را به دلیل داشتن موضوعی بکر دوست دارم. از طرفی، موضوع بسیار مهمی در این سریال مطرح شده است.

درباره سریال دیگری که پیش از ماه رمضان از من پخش می‌شد نیز باید بگویم «سارق روح» فیلم‌نامه‌ای داشت که مرا وادار به تحقیق و کسب اطلاعات می‌کرد تا موقعیت‌های داستان و لایه‌های درونی شخصیت رویا را کشف کنم و از این جهت برایم جذاب بود. کاراکتر رویا موقعیت خاص و ویژه‌ای داشت و احساس می‌کردم شناخت روان این شخصیت، دانش روان‌شناسی مرا نیز تقویت می‌کند. رویا کاراکتری خاکستری است که بنا به اتفاق‌ها و شرایط، سر از جایی درمی‌آورد که شاید با سرشت او در تضاد باشد و همه این‌ها برایم جذابیت داشت.

شما کاراکتر مربی یک پرورشگاه را ایفا کردید که اتفاقاً ارتباط مادر و فرزندی هم با یکی از بچه‌های آنجا دارد؟

صدیقه مربی پرورشگاه است و بیشتر وقتش را با بچه‌ها می‌گذراند، اما خودش بچه‌دار نمی‌شود. در این بین، شوهرش هم به جبهه می‌رود و شهید می‌شود. استنباطی که من از موقعیت او داشتم این بود که خداوند نعمتی را از او می‌گیرد و نعمتی دیگر را جایگزین عشق ازدست‌رفته این زن می‌کند. هم‌زمان شدن آمدن بچه و رفتن شوهرش باعث می‌شود قلب این زن با بچه و یادگار شوهرش پیوند بخورد و او با بچه انس بگیرد.

رفته‌رفته ارتباط مادر و فرزندی بین زن و بچه شکل می‌گیرد و کم‌کم این دو بر سرنوشت یکدیگر اثر می‌گذارند. درست است که صدیقه مادرانه به این بچه خدمت می‌کند، اما جواد هم باعث رشد شخصیت صدیقه می‌شود.

پیش از شروع تصویربرداری سریال به بهزیستی رفته بودم و با یکی از مربیان آنجا صحبت می‌کردم. ایشان حرف بسیار زیبایی به من زدند. گفتند: «وقتی به خلق خدا خدمت می‌کنیم، بیشتر از اینکه ما به آن‌ها کمک کنیم، آن‌ها به ما کمک می‌کنند و باعث رشد ما می‌شوند.» دقیقاً مصداق گفته ایشان را در روند رشد شخصیت صدیقه در موقعیت‌های مختلف دیدم و مهم‌تر اینکه طی مسیر بازی در چنین نقش‌هایی، خود بازیگر هم از لحاظ روانی رشد می‌کند و من نیز قطعاً از این قاعده مستثنا نبودم.

اولین حضورتان در سریال تلویزیونی برای مخاطب بسیار ویژه بود و پس از آن دومین تجربه‌تان، یعنی «بچه مهندس»، نیز بسیار دیده شد. این سریال هم در فضای بعد از دهه 60 روایت می‌شود. برای شما که فکر می‌کنم متولد دهه 60 هستید، حضور در چنین فضایی که خودتان در آن سال‌ها نبودید، چگونه تعریف می‌شود؟

اتفاقاً چون در آن دوره نبودم، بیشتر کنجکاوم بدانم در آن زمان به هم‌وطنانم چه گذشته است. بنا به ضرورت نقش، برخورد عملی و تحقیقات میدانی داشتم. دیدن عکس‌ها، مرور اطلاعات مربوط به آن زمان و از همه مهم‌تر اطلاعاتی که خود فیلم‌نامه می‌دهد، مرا در این راه کمک کرد.

همچنین هم‌صحبتی با افرادی که در آن دوره تاریخی زندگی کرده‌اند، به‌ویژه با توجه به اینکه جنگ عوارضی داشته و این عوارض دامن بسیاری از خانواده‌ها و بستگان ما را نیز گرفته است؛ عوارضی که شاید تا امروز هم ادامه داشته باشد. آشنایی با احساسات و عواطف این عزیزان نیز به من کمک زیادی کرد تا بتوانم این نقش را ایفا کنم.

اصولاً بازی در این ژانر از سریال‌سازی را دوست دارید؟

در درجه اول، فیلم‌نامه و داستان باید جذاب و پرکشش باشد. معمولاً نقش‌هایی را دوست دارم که مرا به چالش بکشند و باعث شوند بیشتر تجربه کنم و بیشتر یاد بگیرم. ژانر مربوطه برایم اهمیت زیادی ندارد.

در «بچه مهندس» به نوعی راوی داستان و دانای کل هستید، اما در کنار آن اتفاق‌های زیادی رخ می‌دهد که صدیقه راوی آن‌ها نیست. به نظرتان می‌توان گفت صدیقه راوی کل سریال است یا فقط بخش مربوط به زندگی خودش را روایت می‌کند؟

با توجه به نوع طراحی میزانسن‌ها، کارگردانی و شیوه اجرایی کار، صلاح‌دید کارگردان این بوده که صدیقه دانای کل باشد، اما به نظر من صدیقه تا حدودی دانای کل است.

قصه این سریال شبیه رمان‌های معروفی مانند «بابا لنگ‌دراز» و «کوزت» است. به نظر شما در قصه «بچه مهندس» پرداخت خوبی از این رمان‌ها صورت گرفته است؟

راستش را بخواهید، با حرف شما موافق نیستم. به نظرم این نتیجه‌گیری با توجه به اینکه هنوز این کار به پایان نرسیده، زود است و باید تا پایان سریال را تماشا کنیم و بعد جمع‌بندی درستی داشته باشیم. فاز دوم و سوم این سریال هنوز پخش نشده و هنوز سرنوشت این بچه‌ها را ندیده‌ایم. به نظرم اکنون برای هر تحلیل و قضاوتی زود است و اساساً اقتباس معنای دیگری دارد.

یکی از جذابیت‌ها و البته سختی‌های بازی در این سریال، هم‌بازی شدن با کودکان خردسال است. رابطه‌تان با یونا تدین، بازیگر نقش جواد جوادی، و دیگر بچه‌ها چگونه بود؟

من عاشق بچه‌ها هستم، چون صداقتشان مختص خودشان و ستودنی است. به اعتقاد من، بچه‌ها سرمایه‌های ما هستند و واقعاً آینده‌سازند. شخصاً در این سریال فقط و فقط در کنار بچه‌ها لذت بردم و از آن‌ها آرامش گرفتم. رابطه بسیار خوبی با هم داشتیم و برایم تجربه‌ای بسیار جذاب بود. برای یونای عزیز و همه بچه‌های دوست‌داشتنی و هنرمند این سریال آرزوی بهترین‌ها را دارم.

از پیشرفتی که تا به حال در بازیگری داشته‌اید، راضی هستید؟

تازه اول راه هستم و در حال رشد، تجربه و یادگیری‌ام. آن‌قدر باید آزمون و خطا کنم تا بیشتر یاد بگیرم و تلاش می‌کنم در مسیر درست قرار بگیرم و این برایم اهمیت زیادی دارد.

در این سریال نقش مادری را بازی می‌کنید که تا به حال، با توجه به سن و سالتان، تجربه حضور در چنین نقشی را نداشتید. این تجربه چگونه بود؟

مادر بودن اتفاق بسیار بزرگی است. قطعاً کسی که مادر است، تجربه عظیمی را پشت سر گذاشته و به خودشناسی عمیقی از خودش می‌رسد. من و صدیقه پا‌به‌پای هم احساسات مادرانه را کشف کردیم. صدیقه بچه‌دار نمی‌شود و بنا به شرایطی که برایش ایجاد می‌شود، می‌خواهد به طور اختصاصی برای بچه‌ای مادری کند.

اینکه اصلاً چه اتفاقی می‌افتد که این بچه نسبت به بقیه بچه‌ها برایش خاص می‌شود، موضوع مهمی است. صدیقه احساساتش نسبت به این بچه را که یادگاری و امانت شوهرش می‌داند، رفته‌رفته کشف می‌کند و من هم پا‌به‌پای او احساسات مادرانه را کشف کردم و باید بگویم همراه هم از لحاظ روانی رشد کردیم.

ما به عنوان بازیگر تحقیق می‌کنیم، نشانه‌هایی را پیدا می‌کنیم و سعی می‌کنیم شبیه مادرها رفتار کنیم. من هم تلاش کردم نشانه‌های مادر بودن را در نقش صدیقه پیاده کنم.


برچسب‌ها: بازیگر ساناز سعیدی

  نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید
از سراسر وب   
دسترسی سریع:
صفحه اصلی ویدیو ها

ساعدنیوز در فضای مجازی
لینک کوتاه خبر:

صفحه‌اصلی ویدیو ها