به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، در تازهترین قسمتهای داستان، بارداری یلدا و آگاهی اسماعیل از اینکه فرزندِ در راه حاصل عشق میان آنهاست، همه معادلات این زوج را تغییر میدهد؛ اتفاقی که باعث میشود اسماعیل، با وجود تمام زخمها و دلخوریهای گذشته، برای ماندن در کنار یلدا و ساختن دوباره زندگی مشترکشان مصممتر شود.
شخصیت یلدا با بازی ستایش رجایینیا که از ابتدای داستان با انگیزه انتقام از ابراهیم وارد زندگی اسماعیل شده بود، حالا در یکی از حساسترین و احساسیترین مقاطع داستان قرار گرفته است. یلدا پس از نزدیک شدن به اسماعیل و ازدواج با او، نقشه انتقام خود را پیش میبرد؛ اما افشای حقیقت، زندگی مشترک آنها را تا مرز فروپاشی میکشاند.
اسماعیل با بازی سینا مهراد که از بازی یلدا باخبر شده، تصمیم به جدایی میگیرد؛ اما پیش از نهایی شدن طلاق، از بارداری همسرش مطلع میشود. این خبر، نقطه عطفی در مسیر داستان است؛ چراکه اسماعیل درمییابد فرزندی که یلدا در انتظار تولد اوست، حاصل عشق میان خودشان است.
در همین شرایط، وضعیت جسمی یلدا نیز بهشدت بحرانی میشود. پزشکان پس از تشخیص تومور مغزی به او هشدار میدهند که ادامه بارداری میتواند جانش را به خطر بیندازد و پایان دادن به بارداری را تنها راه درمان میدانند. با این حال، یلدا حاضر نمیشود فرزندش را از دست بدهد و تصمیم میگیرد با وجود تمام خطرات، بارداری خود را ادامه دهد.
با پیشرفت بیماری، شرایط یلدا وخیمتر شده و علائمی مانند تاری دید و گیجی در او شدت میگیرد تا جایی که سرانجام راهی بیمارستان میشود. در همین زمان، اسماعیل از وضعیت همسرش باخبر شده و خود را به بیمارستان میرساند.
حضور اسماعیل در کنار یلدا، بار دیگر احساسات سرکوبشده میان این زوج را زنده میکند. او با وجود تمام اتفاقات تلخ گذشته، وقتی از عمق بیماری یلدا و حقیقت بارداری او باخبر میشود، تصمیم میگیرد در روزهای سخت کنارش بماند و برای ساختن دوباره زندگیشان تلاش کند.
سریال «بدنام» برخلاف خیلی از سریالهای نمایش خانگی که از همان اول با اتفاقهای شوکهکننده و ریتم تند جلو میروند، آرامتر پیش میرود و بیشتر روی معرفی شخصیتها و احساسات آنها تمرکز دارد. در قسمتهای اول، رابطه یلدا و اسماعیل بهتدریج شکل میگیرد و سریال سعی میکند با نشان دادن لحظههای ساده و روزمره، این رابطه را قابل باورتر کند. همچنین با استفاده از صحنههایی از آینده، کنجکاوی مخاطب را بیشتر میکند تا ببیند داستان چطور به آن اتفاقها میرسد.
در این مسیر، سریال بیشتر به احساسات و رفتار شخصیتها توجه دارد تا اتفاقهای سریع و هیجانی. به همین دلیل رابطه بین یلدا، اسماعیل، عماد و ابراهیم پیچیدهتر میشود و کمکم نشان میدهد هر شخصیت هم میتواند در نقش قربانی باشد و هم در نقش کسی که باعث اتفاقها شده است.
حالا باید دید تصمیم تازه اسماعیل برای ماندن در کنار یلدا و تولد فرزندشان، میتواند زخمهای قدیمی این زوج را التیام دهد یا سرنوشت بار دیگر مسیر متفاوتی برای آنها رقم خواهد زد؟