به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، مراسم خاکسپاری پدر احسان خواجهامیری، یکی از تلخترین لحظات زندگی این خواننده را مقابل چشم حاضران و دوربینها به تصویر کشید. احسان که در سوگ پدرش حضور داشت، نتوانست احساساتش را پنهان کند و گریههایش در این مراسم توجه بسیاری را به خود جلب کرد.
دوربینها در لحظاتی روی چهره احسان زوم کردند؛ چهرهای که اندوه و ناباوری را میشد بهوضوح در آن دید. اشکهای او در مراسم بدرقه پدرش، تصویری متفاوت از این خواننده محبوب را به نمایش گذاشت؛ هنرمندی که این بار نه روی صحنه، بلکه در سختترین لحظه زندگیاش مقابل دوربینها قرار گرفته بود.
در میان واکنشهای احساسی به این اتفاق، یادآوری ترانه «خداحافظ» نیز حالوهوای متفاوتی پیدا کرده است؛ ترانهای با این جملات:
«خداحافظ؛ ای همنشینِ همیشه
خداحافظ؛ ای داغِ بر دل نشسته
تو تنها نمیمانی؛ ای مانده بیمن
تو را میسپارم؛ به دلهای خسته»
حالا شنیدن این کلمات برای مخاطبان احسان خواجهامیری، در کنار تصاویر گریههای او در مراسم خاکسپاری پدرش، معنایی بسیار سنگینتر پیدا کرده است؛ گویی واژههای «خداحافظ» و «داغ بر دل نشسته» در این لحظه از یک ترانه فراتر رفته و با واقعیت زندگی او گره خوردهاند.
ایرج خواجهامیری که متولد 11 دی 1311 بود، در ماههای اخیر به دلیل حساسیتهای تنفسی ناشی از آلودگی هوا و کهولت سن، بارها در بیمارستان بستری شده بود، اما سرانجام در آرامش خانه، سفر ابدی خود را آغاز کرد.
میراث او فراتر از یک صداست؛ او استانداردی بود که حتی استاد بزرگ، محمدرضا شجریان، در توصیف جایگاه او فرموده بود: «صدای ایرج در تاریخ آوازخوانی ما یک متر و معیار است.» این جمله، گواهی است بر اینکه با رفتن او، یکی از دقیقترین و بااصالتترین معیارهای آواز ایرانی برای همیشه به خاک سپرده شد.
بهنظر شما شنیدن این ترانه بعد از این اتفاق چه حسی دارد؟ اگر این لحظه و صدای احسان را به یاد دارید، نظرتان را در کامنتها بنویسید.