به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، در میان هیاهوی دنیای بازیگری، گاهی دردهایی خاموش وجود دارند که پشت لبخندهای روی صحنه پنهان میشوند. سوسن پرور، بازیگر محبوب سینما و تلویزیون، در گفتگوهای اخیر خود پرده از راز تلخترین روزهای زندگیاش برداشت و از دردی سخن گفت که مسیر زندگی شخصی و کاری او را دستخوش تلاطمی شدید کرد.
این بازیگر با اشاره به تحولات زندگیاش پس از سال 1397 اظهار داشت: «بعد از سال 97 زندگی شخصیام دچار تلاطمهایی شد. در واقع مرگ ماه چهره خلیلی باعث شد چهارستون زندگیام تکان بخورد و فصل غیرقابل پیشبینی در زندگیام باز شود.»
او که هنوز آثار سوگ و رنج آن روزها در کلامش هویداست، افزود: «خودم هم فکر نمیکردم یک مرگ بتواند چهارستون زندگی من را اینقدر تکان دهد، غمگینم کند و باعث شود مدتها دچار افسردگی شوم. بازگشت به زندگی واقعاً سخت بود.»
پرور در ادامه، همزمانی این داغ سنگین با بحران کرونا و مشکلات شغلی را از دلایل اصلی فروپاشی روحی خود دانست و گفت: «کرونا، مرگ ماه چهره، و بعد از آن بیمهریها، کملطفیها و ممنوعالکاریها خیلی مرا اذیت کرد. انگار دیگر هیچ تسلطی بر زندگی کاری و شخصیام نداشتم و همهچیز از دستم خارج شده بود؛ فقط روزگار بود که مرا با خود میبرد.»
سوسن پرور بازیگر، کارگردان و نویسنده تئاتر در آخرین روز دی ماه 1354 در اراک متولد شد. پدرش سالهاست فوت کرده و او 2 خواهر دارد و مادرش فرهنگی بازنشسته است.سوسن پرور را با بزنگاه شناخیتم ولی او قبل از بازی در این سریال، در سال 1373 تئاتر را از دانشگاه شروع کرده بود و بعد از سالها فعالیت در سال 1387 در 33 سالگی با سریال بزنگاه به کارگردانی رضا عطاران برای اولین بار در قاب تلویزیون ظاهر شد.
این هنرمند فعالیتهای خود را از زمان دانشجویی با دعوت همکلاسی هایش آغاز کرده و در جشنوارههای دانشجویی جایزه نیز گرفته است. سوسن پرور ورود به بازیگری را به طور رسمی درعرصه تئاتر و از سال 1373 آغاز کرد. همچنین وی کار بازیگری فیلم و سریال را با بازی در سریال بزنگاه با کارگردانی رضا عطاران در سال 1387 شروع کرد و توسط این سریال به عرصه سینمایی معرفی شد.
این بازیگر در رادیو اراک به مدت یک سال کارگردان و بازیگر نمایش رادیویی بوده است. همچنین پرور، در اوایل کار بازیگری خود در کنار آن در کار تدریس نیز فعالیت داشت.
گاهی داغِ از دست دادن یک عزیز یا بیمهریهای روزگار، آنچنان سنگین است که توان ایستادن را از انسان میگیرد. آیا شما هم تا به حال در زندگی تجربه مشابهی داشتهاید که احساس کنید کنترل همهچیز از دستتان خارج شده؟ چطور توانستید از میان آن تاریکیها دوباره به زندگی برگردید؟