به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، مارال فرجاد، بازیگر سینما و تلویزیون، در گفتوگویی تازه درباره تجربه ابتلا به سرطان، نگاه خود به بیماری، زندگی و روند درمانش صحبت کرد.
«سرطان» یک کلمه خیلی ثقیلی است و هضمش، به نظرم، برای همه خیلی سخت است. اصلاً خود کلمه سرطان کلمه ترسناکی است و بار منفی خیلی سنگینی دارد. واقعاً بیماری سختی است و خب، نمیشود از سختی آن اجتناب کرد و آدم تازه میفهمد زندگی همین است، به همین سادگی. همهمان میدانیم مرگ نزدیک است، ولی یک ضربالمثل میگوید که ما فکر میکنیم مرگ مال همسایه است. بعد وقتی که یکدفعه با چنین چیزی مواجه میشویم که زندگی، هستی، بودن و نبودن، حالا دیگر با یک چالش جدی مواجه شده تازه معنای واقعی زندگی را میفهمیم.
زندگی به نظر من موهبتی است که به افراد داده میشود؛ زندهبودن، زندگیکردن. من متوجه این موضوع هستم، مخصوصاً در سالهای اخیر. بهخاطر فشارها و مسائل اقتصادی که بیشتر گریبانگیر همهمان شده، میفهمم خیلیها میگویند که «ای بابا، این چه زندگی کوفتیای است؛ نباشیم، بمیریم، راحت شویم.» خیلیها یک سختی به آنها وارد میشود، «ای بابا، مرگ برایم آرزو است؛ بمیرم راحت شوم.»
ولی واقعیتش این است که در آن مرحله که آدم قرار میگیرد، میبیند چقدر شیرینی در زندگی وجود دارد، چقدر زندگی شیرین است، چه موهبت بزرگی است نفسکشیدن، با چشم دیدن، لمسکردن، حرفزدن، احساسکردن، خانواده داشتن، خانواده بودن، در کنار عزیزان خانواده بودن. چقدر موهبت بزرگی است و آدمها چقدر بهراحتی میتوانند این ماجرا را فراموش کنند.
من خیلی به علم اعتقاد دارم. به نظر من علم و پیشرفت تکنولوژی در دنیای امروز ما خیلی کارآمد است و اصلاً خیلی خوشبین هستم و ضمن اینکه بر اساس اعتقادات خودم، ضمن امید زیاد و خوشبینی زیاد به علم، به نظر من تا خداوند بهعنوان یک نیروی ماورایی و بزرگتر از همه ما و همه این کائنات، تا نخواهد، اتفاقی نمیافتد. یک اصطلاحی که همیشه میگوییم «تا خدا نخواهد یک برگ از درخت نمیافتد.» این را از مادرم یاد گرفتم و چون او خیلی زن خوشبینی بود و خب، به همان نسبت من هم همینجوری به زندگی نگاه میکنم.
من میدانم که هیچکس نمیداند که تا چه زمانی در این جهان است. ما همهمان یک مسافریم که سوار قطار زندگی شدهایم، در یک ایستگاهی باید پیاده شویم. حالا این ایستگاه کجا و چه زمانی، در چه سنی و چه روزی است، هیچکس نمیداند. ولی چیزی که همهمان میدانیم این است که الان زندهایم و داریم زندگی میکنیم.
پس باید تمام تلاشمان را بکنیم، خوشبین باشیم، امیدوار باشیم و قدر این زندگی و این موهبت بزرگ را بدانیم و من دوست دارم اینجوری نگاه کنم به زندگی. من الان خوشحالم، زندهام، زندگی دارم میکنم، دارم کارهای درمانم را انجام میدهم. به لطف خداوند امیدوارم و به علم ایمان دارم.
نظر شما درباره نگاه مارال فرجاد به زندگی و مبارزه با بیماری چیست؟ دیدگاهتان را با ما به اشتراک بگذارید.