به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، شاید هیچکس باور نکند که ستاره این روزهای سینما و تلویزیون، روزگاری سختترین و تلخترین شرایط زندگی را تجربه کرده است. الهام اخوان در گفتگو با علی میرمیرانی با صراحت و شجاعتی کمنظیر، پرده از رازهای زندگی گذشتهاش برداشت؛ روزهایی که به گفته خودش از «صفر هم پایینتر» بود.
اخوان درباره گذشتهاش میگوید: «شاید هیچکس باورش نشود من از کجای زندگی به کجا رسیدم. من از سوسک میترسیدم اما جایی زندگی میکردم که سوسک از در و دیوارش بالا میرفت! موقع خواب از کنارم رد میشدند.»
این شرایط طاقتفرسا او را به نقطهای رساند که دچار ناامیدی شدیدی شد: «وقتی آمدند گفتند چی شده؟ گفتم دیگر به خدا هم امیدی ندارم، هیچچی درست نیست! اگر بود که اینجوری نمیشد.»
او با یادآوری روزهای اولیه ورودش به تهران ادامه داد: «با ماشینی آمده بودم تهران که هر روز خرابی به بار میآورد و کنار اتوبان جوش میآورد. همانجا میایستادم و گریه میکردم چون نمیدانستم باید چکار کنم. در اوج بیپولی و صفرِ صفر بودم.»
اما نقطه عطف زندگی او زمانی رقم خورد که یک تماس تلفنی همه چیز را تغییر داد: «توی حیات یک مجتمع بودم که تهیهکننده مهربانی زنگ زد و گفت: "اخوان! این نقش را میدانی قرار است بازی کنی؟" من جیغ میزدم و میگفتم الکی میگویید! افتاده بودم تو دل شهر و آدمها و میگفتم خدا خیلی مهربان است؛ حتی جاهایی که با او قهر کردم، او با من آشتی کرد.»
الهام اخوان در بخش دیگری از صحبتهایش خطاب به نسل جوان و کسانی که درگیر ناامیدی هستند گفت: «میدانم چقدر زندگی سخت است و تلخی این روزها را چشیدهام. اما صبوری تمرین میخواهد. به یک جوان 24–25 ساله نمیشود گفت صبور باش، اما باور کنید پشت یکجایی برای شما چیزی قایم شده است. مثل کسی که در CPR شوک میخورد و از کما بیدار میشود، این سختیها یک تلنگر است و بعد از آن دیگر آدم قبلی نخواهید بود.»
الهام اخوان بازیگر، کارگردان و منشی صحنه، 9 شهریور ماه 1367 در یک خانواده 5 نفره و در تهران متولد شد اما خانواده او به اصفهان مهاجرت کرده و خانم اخوان دوران تحصیلی خود را در این شهر سپری کرد.
الهام اخوان دارای مدرک تحصیلی لیسانس تئاتر و فوق لیسانس کارگردانی می باشد. پدر الهام اخوان کارمند بانک و مادرش کارمند مخابرات است. او یک خواهر به نام عطیه و یک برادر با نام امیر دارد.
💭 نظر شما چیست؟ آیا شما هم در زندگی به نقطهای رسیدهاید که فکر کنید «دیگر امیدی نیست»، اما ناگهان معجزهای مسیرتان را عوض کرده باشد؟ تجربهها و احساسات خودتان را درباره صحبتهای الهام اخوان برای ما بنویسید!