محبوبه مجنون‌وار برای یافتن رحیم دل به بیابان زد و رحیم برای نجات محبوبه به دل خطر رفت؛ حکایت عشقی که از پشت دیوارهای زندان عبور کرد تا سرانجام به دیداری برسد که فراتر از یک ملاقات ساده بود

  سه شنبه، 17 شهریور 1405
محبوبه مجنون‌وار برای یافتن رحیم دل به بیابان زد و رحیم برای نجات محبوبه به دل خطر رفت؛ حکایت عشقی که از پشت دیوارهای زندان عبور کرد تا سرانجام به دیداری برسد که فراتر از یک ملاقات ساده بود
ساعدنیوز: محبوبه با فریب اصلان راهی بیابان شد، اما رحیم در نهایت او را از دام و نقشه شوم اصلان نجات داد. این نجات، عشق محبوبه به رحیم را عمیق‌تر کرد و او را بیش از پیش به محبوب قلبش تبدیل کرد.

به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، محبوبه در جست‌وجوی رحیم نجار، بی‌خبر از نقشه‌ای که برایش کشیده شده بود، راهی بیابان شد؛ غافل از اینکه وعده دیدار با رحیم، تنها ترفندی برای کشاندن او به دام اصلان بود.

محبوبه که مدت‌ها به دستور آقاجانش در زیرزمین عمارت حبس شده و روزهای طولانی را در تاریکی سپری کرده بود، پس از فرار از عمارت، برای پیدا کردن رحیم دل به بیابان زد. او وقتی با خبر تعطیلی و تخته‌شدن درِ نجاری رحیم روبه‌رو شد، چنان آشفته و بی‌قرار شد که هر نشانی از رحیم را باور می‌کرد.

در همین شرایط، اصلان با سوءاستفاده از دلتنگی و آشفتگی محبوبه، خود را در جایگاه کسی قرار داد که می‌تواند او را به رحیم برساند. اما پشت این وعده، نقشه‌ای شوم پنهان بود؛ اصلان قصد داشت با سوءاستفاده از محبوبه، انتقام فرار او از سفره عقد را بگیرد و او را گرفتار کند.

هم‌زمان با ناپدیدشدن محبوبه، خانواده او متوجه غیبتش شدند و جست‌وجو برای پیدا کردن دختر آغاز شد. در این میان، رحیم نیز که از وضعیت محبوبه باخبر شده بود، برای نجات او پا به میدان گذاشت و در برابر هر مانعی ایستاد.

سرانجام رحیم خود را به محبوبه رساند و توانست او را از چنگ اصلان نجات دهد. این نجات، تنها پایان یک نقشه شوم نبود؛ بلکه نقطه عطفی در رابطه محبوبه و رحیم شد.

محبوبه که بار دیگر حضور رحیم را به‌عنوان ناجی خود تجربه کرده بود، بیش از همیشه به او دل بست؛ تا جایی که رحیم، از یک نجار جست‌وجوشده، به محبوبِ دل محبوبه تبدیل شد.

خلاصه داستان بامداد خمار

فصل دوم سریال «بامداد خمار» آغاز شده و این عاشقانه پرکشش بار دیگر مخاطبان را با سرنوشت شخصیت‌هایش همراه کرده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت می‌شود؛ یکی در اواخر دوره قاجار و آغاز پهلوی و دیگری در دهه 1360، هم‌زمان با سال‌های جنگ ایران و عراق.

محور اصلی روایت، عشقی ممنوع و طبقاتی میان دختری از خانواده‌ای اشرافی و جوانی از طبقه فرودست است؛ عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه روبه‌رو می‌شود. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ عمه راوی به جوانی از طبقه پایین با شکستی دردناک پایان یافته و در زمان حال نیز دختر جوان خانواده قدم در همان مسیر گذاشته است.

حالا با آغاز فصل دوم، داستان وارد مرحله‌ای حساس‌تر شده است. محبوبه همچنان چشم‌انتظار رحیم است و تصمیم‌های او، در کنار ازخودگذشتگی منصور و اتفاقات پیش‌رو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیده‌تر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند ببینند این عشق پرماجرا در نهایت به وصال می‌رسد یا بار دیگر تقدیر و اختلاف‌های طبقاتی، عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا خواهد کرد.

نظر شما چیه؟ عشق ارزش این همه فداکاری رو داره؟


برچسب‌ها: بازیگر ترلان پروانه نوید پورفرج سریال بامداد خمار چهره‌ها

  نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید
از سراسر وب   
دسترسی سریع:
چهره‌ها سرگرمی ویدیو ها

ساعدنیوز در فضای مجازی
لینک کوتاه مطلب:

ویدیو ها چهره‌ها سرگرمی