به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، در آستانه آغاز پخش فصل دوم سریال «بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار و تهیهکنندگی محمدحسین قاسمی، انتشار تصاویری تازه از بازیگران این مجموعه در محیطی مدرن، توجه مخاطبان را به شدت به خود جلب کرده است. این فوتوشاتها که ترکیبی از استایلهای رسمی و جلوههای بصری خاص هستند، علاوه بر تبلیغ پروژه، بحثهای داغی را پیرامون پوشش و جزئیات ظاهری کاراکترها در فضای مجازی رقم زدهاند.
در این تصاویر، نوید پورفرج، دانیال پورصباح و حمید صفت با انتخاب کتوشلوارهای مشکی در یک رستوران سوشی ظاهر شدهاند که تضاد بصری جذابی را با فضای رستوران ایجاد کرده است. این بازیگران با استایلی کاملاً رسمی و کتوشلوارهای تیره، در کنار المانهای مدرن رستوران و ظروف سوشی به تصویر کشیده شدهاند.

نکته قابل توجه در این مجموعه، حضور فرزانه فرنام بهعنوان تنها بازیگر زن است که تفاوت معناداری در ترکیب تصاویر ایجاد کرده است. او با استفاده از یک کت چهارخانه که در تضاد با کتوشلوارهای مشکی سایر بازیگران است، به همراه شال مشکی، استایلی متمایز را به نمایش گذاشته که به ویژه در کنار دانیال پورصباح، از نظر بصری بازتاب گستردهای داشته است.

این ترکیببندی بصری، نشاندهنده دقت تیم تولید به جزئیات استایلینگ است تا علاوه بر نمایش پرستیژ کاراکترها، تفاوتی ملموس میان فضای داستانی و شخصیتها ایجاد کند. استفاده از اکسسوریها و هماهنگی دقیق میان نوع پوشش بازیگران در این تصاویر، انتظارات را برای فضاسازیهای فصل دوم سریال «بامداد خمار» در میان مخاطبان افزایش داده است.

فصل دوم بامداد خمار میتونه مثل فصل اول پرمخاطب باشه؟ نظرتون چیه؟
سریال «بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار و تهیهکنندگی محمدحسین قاسمی، یکی از آثار پرمخاطب شبکه نمایش خانگی است که با اقتباس از رمان مشهور فتانه حاجسیدجوادی ساخته شده است. فیلمنامه این اثر را حسین کیانی به رشته تحریر درآورده که در این مسیر، تلاش شده است ضمن وفاداری به هسته اصلی رمان، روایتی متناسب با ذائقه مخاطب امروز ارائه شود.
این سریال در بستر تاریخی اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی دوم میگذرد و داستان زندگی دختری به نام «محبوبه» را روایت میکند که از خانوادهای اعیانی است. محبوبه برخلاف انتظارات خانواده و فشارهای اجتماعی، عاشق پسری از طبقه فرودست به نام «رحیم» (شاگرد نجاری) میشود. این عشق ممنوعه و چالشهای ناشی از تفاوت طبقاتی، هسته مرکزی درام را تشکیل میدهد. روایت داستان به گونهای است که در زمان حال، عمهجان (محبوبه) با دیدن تکرارِ سرنوشت خود در دختر جوان خانواده، میان هشدار دادن یا همراهی با او در نوسان است و داستان عاشقانهاش را برای عبرت دیگران بازگو میکند.