به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، رامبد جوان، کارگردان و مجری سرشناس، در اظهاراتی تند و کنایهآمیز پرده از رفتارهای وسواسگونه و باورنکردنی ممیزان در اداره کل بازرگانی تلویزیون برداشت. او با توصیف فضای این بخش به یک «دیوانهخانه»، به صراحت برخی ناظران پخش را افرادی با نگاههای نامتعارف و بیمارگونه خواند که سادهترین المانهای بصری و کلامی در ساخت تیزرهای تبلیغاتی را با تفاسیر جنسی و تحریکآمیز متوقف میکردند.
جوان در ادامه با بازگویی نمونههایی عینی از این خطوط قرمز نامتعارف، به موردی اشاره کرد که در آن ناظران، وجود «سبیل» روی صورت یک بازیگر زن در سناریو را به عنوان یک نشانه تحریکآمیز تشخیص داده و مانع پخش آن شده بودند. او همچنین به حذف صحنهای کاملاً معمولی اشاره میکند که در آن شوهر به همسرش میگوید «یک دقیقه بیا اینجا بنشین»؛ دیالوگی که ناظر بازرگانی مدعی شده بود اگر زنی در آشپزخانه حین ظرفشستن آن را فقط بشنود، ممکن است برداشت غیراخلاقی کند!
این اظهارات صریح که با لحنی آمیخته به ناباوری و خنده تلخ بیان شد، بار دیگر پرونده کهنه و مناقشهبرانگیز ممیزیهای سلیقهای در رسانه ملی را باز کرده است؛ جایی که به تعبیر این برنامهساز، افکار افراطی و توهمآمیز برخی ممیزان، مانع از شکلگیری فضایی منطقی و رئال در تولید آثار نمایشی و تبلیغاتی شده و فیلمسازان را با چارچوبهایی فراتر از عرف و عقل سلیم روبهرو میکرده است.
رامبد جوان، بازیگر، کارگردان و مجری پرانرژی و خلاق سینما و تلویزیون ایران، متولد سال 1350 در تهران است. او فعالیت هنری خود را از دهه 70 با بازیگری در تئاتر آغاز کرد و خیلی زود با ایفای نقش در مجموعههای تلویزیونی طنز، مانند «خانه سبز» و «کت جادویی»، به چهرهای محبوب و شناختهشده نزد مخاطبان تبدیل شد. استعداد او در بازیگری و لحنِ خاص و پرشورِ بیانش، به سرعت او را به یکی از بازیگران موفق در ژانر کمدی تبدیل کرد.
در سالهای اخیر، رامبد جوان با تمرکز بر کارگردانی و اجرای برنامههای تلویزیونی، بهویژه برنامه پرمخاطب «خندوانه»، توانست تحولی در برنامهسازیِ سرگرمیمحورِ تلویزیون ایران ایجاد کند. او با ایدهپردازی برای کاراکترهای عروسکی جذاب مانند «جنابخان» و بهرهگیری از استندآپ کمدی، توانست علاوه بر ایجاد فضایی شاد و نشاطآور برای خانوادهها، استانداردهای جدیدی را در صنعت سرگرمی دیجیتال و تلویزیونی کشور پایهگذاری کند.
کدوم بخش از صحبتهای رامبد جوان براتون عجیبتر بود؛ ماجرای سبیل یا دیالوگ روی مبل؟! نظر شما چیه؟