به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، ویدئویی از ستاره سعیدی، همسر بیژن مرتضوی، در روزهای بیماریاش بار دیگر مورد توجه کاربران قرار گرفته است؛ تصویری که حالوهوای سنگین و تلخ روزهای پایانی زندگی او را نشان میدهد.
ستاره سعیدی در این ویدئو روی تخت بیمارستان و با چهرهای خسته و رنگپریده، درباره شرایط خود و بیژن مرتضوی صحبت میکند. او با لحنی احساسی میگوید که دیگر نمیتواند مانند گذشته در کنار بیژن باشد و از اطرافیان و مخاطبان میخواهد محبت و عشق خود را از او دریغ نکنند.
ستاره سعیدی همسر بیژن مرتضوی بر اثر مرگ مغزی شامگاه 10 شهریور درگذشت. ستاره سعیدی، همسر بیژن مرتضوی طی روزهای گذشته، پس از عملی که بر روی مغزش انجام شده بود، در حالت اغما بود. چندی پیش بیژن مرتضوی، خواننده و نوازنده ایرانی با انتشار یک فیلم از مردم ایران خواسته بود برای همسرش دعا کنند.
بیژن مرتضوی در 25 آبان 1336 در ساری زاده شد. او نواختن ویولن را از سن سهسالگی آغاز نمود و در تهران زیر نظر استادان ویولن از جمله پرویز یاحقی به یادگیری این ساز پرداخت و تکنیکهای ویژهای چون بداههپردازی (و بداههنوازی) ارکستراسیون، ترتیب و تنظیم، گام ربع پرده و غیره را آموخت. در سن هفتسالگی او با استعداد یادگیری نواختن پیانو، گیتار سازهای کوبهای و سازهای زهی موسیقی سنتی مانند عود، تار و سنتور را فرا گرفت. در یازدهسالگی توانست مقام نخست مسابقه کشوری موسیقی دانش آموزان در ایران را کسب کند. او چهاردهسال داشت که یک گروه ارکستر 32 نفری تشکیل داد و ساختههای خود را در اردوی تابستانی «رامسر» اجرا کرد.
ستاره سعیدی همسر و مدیر برنامههای بیژن مرتضوی، پس از قرار گرفتن تحت عمل جراحی مغز در ترکیه به کما رفته بود و پس از گذشت چند روز در دهم شهریور 1402 درگذشت.
مرتضوی در بهمن 1403 با مجری نرگس فرخ ازدواج کرد. این سومین ازدواج وی است.
در 6 مهر 1405، پس از انتشار گزارشهایی درباره بازگشت بیژن مرتضوی به ایران، او با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود این خبر را تکذیب کرد و اعلام کرد که در ایران حضور ندارد. دو روز بعد، در 8 مهر 1405، مرتضوی با انتشار یک پخش زنده در اینستاگرام از فرودگاه بینالمللی امام خمینی (ره) در تهران، از ورود خود به ایران خبر داد. در این ویدئو، او و همسرش در فرودگاه حضور داشتند.
شما هم با شنیدن این حرفهای ستاره سعیدی روی تخت بیمارستان دلتان گرفت؟ اگر جای او بودید، آخرین حرفتان به عزیزتان چه بود؟