به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، وقتی صحبت از صدایی میشود که مرز میان زمین و آسمان را کمرنگ میکند، نام غلامحسین بنان بیدرنگ در ذهن تداعی میشود؛ هنرمندی که با طنین باریتونِ گرم و مخملیاش، فصل تازهای در موسیقی دستگاهی ایران گشود.
دل و جان بردی؛ اما نشدی یارم!
با ما بودی؛ بی ما رفتی…
چون بوی گل به کجا رفتی؟
تنها ماندم، تنها رفتی
چون کاروان رود؛ فغانم از زمین بر آسمان رود!
دور از یارم؛ خون میبارم
فتادم از پا به ناتوانی؛ اسیر عشقم چنان که دانی…
رهائی از غم نمیتوانم!
تو چاره ای کن؛ که میتوانی…
گر ز دل برآرم آهی؛ آتش از دلم خیزد!
چون ستاره از مژگانم؛ اشک آتشین ریزد…
چون کاروان رود فغانم از زمین بر آسمان رود
دور از یارم خون میبارم…
نه حریفی؛ تا با او غم دل گویم
نه امیدی، در خاطر که تو را جوبم
ای شادی جان، سرو روان
کز بر ما رفتی از محفل ما؛ چون دل ما سوی کجا رفتی؟
تنها ماندم، تنها رفتی…
چون بوی گل به کجا رفتی؟
به کجایی غمگسار من؟
فغان زار من بشنو؛ باز آ…
از صبا حکایتی از روزگارِ من بشنو
بازآ بازآ سوی رهی؛ چون روشنی از دیده ما رفتی
با قافله باد صبا رفتی…
تنها ماندم، تنها ماندم
غلامحسین بنان (10 اردیبهشت 1290 – 8 اسفند 1364) از سال 1306 تا 1347 حضوری مؤثر و جریانساز در عرصه موسیقی داشت؛ هنرمندی تحصیلکرده و آشنا با خط بینالمللی موسیقی (نُت) که عضویت در شورای موسیقی رادیو، تدریس آواز در هنرستان موسیقی تهران و نقشآفرینی در پایهگذاری انجمن موسیقی ایران، بخشی از کارنامه درخشان اوست.
بنان، که از نوادگان محمدشاه قاجار بود، نجابت خانوادگی را با ظرافت هنری درآمیخت و سبکی پدید آورد که هنوز پس از دههها، معیار سنجش آواز کلاسیک ایرانی است.
ترانه درخواستی بعدی از کدام خواننده باشد؟