به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، بر اساس صحبتهای زهرا فراهانیراد بازیگر مجموعه بامداد خمار، شخصیت نیمتاج در رمان اصلی ویژگیهای خاصی دارد که بازسازی تصویری آن با سختیهای فراوانی همراه بوده است. ارجاع به متن رمان نشان میدهد که پشت مدل موها و ظاهر این کاراکتر، داستانی پنهان قرار دارد که برای درک بهتر لایههای درونی شخصیت، به دقت زیادی نیاز داشته است.
یکی از مهمترین موانع در مسیر آمادهسازی این نقش، ساعتهای طولانی و طاقتفرسای گریم از ساعت 5 صبح تا 7:30 صبح بوده است. استفاده از حجم زیادی از الکل و لاتکس بر روی پوست، چالشهای پوستی ویرانگری ایجاد میکرد؛ با این حال، تلاش گروه تولید بر این بود تا حس و حال فردی که دید کاملی ندارد، به شکلی کاملاً طبیعی به مخاطب منتقل شود.
در ادامه خط داستانی «بامداد خمار»، ورود شخصیت «محبوبه» به عنوان هووی نیمتاج، نقطهعطف مهمی در پذیرش ضعفهاست. این گریم و چالشهای ظاهری به نیمتاج کمک میکند تا در نهایت با نقصهای خود روبهرو شود، خطاهای خود را بپذیرد و با واقعیتهای زندگی و روابط پیرامونش کنار بیاید.
فصل دوم سریال «بامداد خمار» آغاز شده و این عاشقانه پرکشش بار دیگر مخاطبان را با سرنوشت شخصیتهایش همراه کرده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت میشود؛ یکی در اواخر دوره قاجار و آغاز پهلوی و دیگری در دهه 1360، همزمان با سالهای جنگ ایران و عراق.
محور اصلی روایت، عشقی ممنوع و طبقاتی میان دختری از خانوادهای اشرافی و جوانی از طبقه فرودست است؛ عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه روبهرو میشود. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ عمه راوی به جوانی از طبقه پایین با شکستی دردناک پایان یافته و در زمان حال نیز دختر جوان خانواده قدم در همان مسیر گذاشته است.
حالا با آغاز فصل دوم، داستان وارد مرحلهای حساستر شده است. محبوبه همچنان چشمانتظار رحیم است و تصمیمهای او، در کنار ازخودگذشتگی منصور و اتفاقات پیشرو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیدهتر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند ببینند این عشق پرماجرا در نهایت به وصال میرسد یا بار دیگر تقدیر و اختلافهای طبقاتی، عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا خواهد کرد.
اگر شما هم به جای نیمتاج بودید، میتوانستید حضور هوو (محبوبه) و ضعفهای خودتان را اینقدر صریح بپذیرید؟ دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید.