به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، خبری امیر نوروزی در این برنامه به ماجرای اجاره یک کارواش برای هشت یا نه جلسه فیلمبرداری اشاره میکند که در میانه کار، با ورود ناگهانی یک زن مدعی متوقف میشود. این زن ادعا میکرد که نیمی از این ملک متعلق به اوست. این کارواش در اصل متعلق به پیرمردی ثروتمند و متاهل (حاج آقا) بود که به کانون درگیری تبدیل شد، چرا که زن برای اثبات ادعای خود و ایجاد فشار، یک شرخر به نام اشکان را نیز به همراه آورده بود. این شرخر با خوابیدن و دراز کشیدن جلوی دوربین، روند تولید فیلم را کاملاً مختل کرد و حاضر به ترک صحنه نبود.
با بالا گرفتن تنشها و درخواست هادی حجازیفر برای جمع کردن این افراد از صحنه، زن از شرخر میخواهد که بلند شود. در همین حین، پسر مالک اصلی که از اقدام پدرش به شدت عصبانیتر از خود او بود، وارد صحنه شده و یک سیلی محکم به گوش زن میزند. او با گفتن جمله «بابای منم خیلی شُله»، ضعف پدرش را در واگذاری این ملک دلیل اصلی این بحران میداند. در این درگیری فیزیکی، هادی حجازیفر به دلیل جایگاه حساس بازیگری ترجیح میدهد از صحنه فاصله بگیرد، زیرا هرگونه آسیب به بازیگر میتواند منجر به توقف کامل پروژه شود.
نوروزی در پایان با بررسی ابعاد این اتفاق بیان میکند که پیرمرد مالک در واقع با واگذاری تدریجی، نیمی از یک گاراژ 700 متری (معادل 350 متر در یک موقعیت مکانی خوب) را به نام این زن کرده بود. با این حال، پیرمرد در نهایت ادعا میکرد که فریب خورده و به اصطلاح گول خورده است.
شایان ذکر است که این برنامه در پلتفرم فیلیمو پخش میشود و مسئولیت تمام صحبتها، ادعاها و حرفهای مطرحشده مستقیماً متوجه این پلتفرم و اشخاص حاضر در آن است و رسانه ما هیچگونه مسئولیتی در قبال آن ندارد.
تا حالا تو محل کار یا زندگی با چنین اتفاقات عجیب و مدعیان غیرمنتظرهای روبرو شدید؟ تجربهتون رو با ما به اشتراک بذارید.