ابراء
اِبراء اصطلاحی است در فقه و حقوق مدنی ایران به معنی چشم پوشی اختیاری ِ طلب کار از طلب خود نسبت به شخص یا اشخاص دیگر. ابراء از اسباب سقوط تعهدات محسوب می شود و در فقه آن را به اسقاط ما فی الذمه تعبیر می کنند، یعنی اسقاط چیزی که بر ذمه است. ابراء نوعی ایقاع است و برابر حقی که مورد ابراء قرار می گیرد هیچ عوضی وجود ندارد. ناصر کاتوزیان ابراء را اینگونه تعریف می کند: ابراء ایقاعی است رایگان که به موجب آن طلب کار از حق خویش می گذرد.
ارکان ابراء
ابراء صاحب ۴ رکن است که در ذیل به طور جداگانه بررسی می گردد:
۱. ابراءکننده، صاحب حق یا دائن (طلبکار)
فردی است که به اختیار از حق دینی خود صرف نظر می کند. از آنجا که ابراء عملی حقوقی است، دائن در درجه اول باید اهلیت این عمل را داشته باشد (ماده ۲۹۰ قانون مدنی).
۲. ابراءشونده یا مدیون
با اینکه اراده مدیون در تحقق ابراء نقشی ندارد، اما برای صحت آن باید مدیون مشخص باشد و ابراء به نحو تردیدآمیز باطل است؛ مثلا اگر دائن بگوید که یکی از سه مدیون خود را ابراء کردم و برای این حرف او هم قرینه ای نباشد که منظورش کدام یک از مدیون هاست، عمل او باطل است.
۳. دین یا حق مورد ابراء
ابراء از دین ثابت بر ذمه که موجود باشد، صحیح است، اعم از اینکه دین بر ذمه مستقر شده باشد و حال باشد یا مؤجّل و در آینده و در زمان مشخصی قرار باشد بر ذمه مدیون مستقر شود؛ ولی ابراء از دین غیرمعلوم باطل است و کسی نمی تواند دیگران را از دیونی که در آینده نسبت به او پیدا خواهند کرد، بری کند. اگر وجود دین مسلم باشد ولی برای ادای آن مهلت معینی وجود داشته باشد، مهلت مانع ابراء نیست و صِرف وجود دین برای صحت ابراء کافی است.
۴. صیغه یا لفظ ابراء
ابراء با هر لفظ یا عملی که نشانگر آن باشد، صحیح است. درمورد تعلیق ابراء به شرط، اختلاف وجود دارد. غالبا حقوق دانان برخلاف فقها، ابراء معلق را صحیح پنداشته اند؛ در این مورد مثل این است که دائن که مؤجر است به مستأجر بگوید که اگر ملکم را تا مهلت معینی که مشخص کرده ام تخلیه کنی، اجاره ماه گذشته را که ندادی به تو می بخشم.
شرایط تحقق ابراء
برای اینکه ابراء واقع شود، لازم است شرایطی موجود باشد که این شرایط شامل دو دسته است:
- شرایط ابراء کننده
- موضوع ابراء
شرایط ابراء کننده
- قصد و رضایت داشته باشد.
- اختیار قانونی داشته باشد.
- اهلیت داشته باشد: ابراء کننده باید اهلیت داشته باشد (ماده 290 قانون مدنی) و ابراء شخص فاقد اهلیت، باطل است. مقصود از اهلیت در این ماده، اهلیت کامل است، بنابراین ابراء شخصی که اهلیت دارد اما اهلیت او کامل نیست (صغیر و سفیه) نیز باطل است.
شرایط موضوع ابراء
- دین موجود باشد: یعنی دین باید به وجود آمده باشد تا بتوان آن را ابراء کرد.
- دین آزاد باشد: یعنی موضوع دین به نفع شخص دیگری بازداشت نشده باشد.
- دین کلی باشد: مورد ابراء باید کلی باشد و اگر عین معین باشد و طلبکار بخواهد از آن صرف نظر کند، به آن اعراض می گویند.
موضوع ابراء
موضوع ابراء عبارت است از حق دینی (طلب) که باید وجود داشته باشد. بنابراین ابراء دین ناموجود باطل است اما به نظر می رسد ابراء دینی که سبب آن ایجاد شده است و نیز ابراء دین آینده به شرط ایجاد صحیح است؛ چنانکه ضمان دین آینده نیز به شرط ایجاد صحیح است. از طرف دیگر، طلبی قابل ابراء است که آزاد بوده و به نفع شخص ثالثی توقیف نشده باشد. وجود مدیون یا اهلیت او نیز شرط صحت ابراء یا مانع نفوذ آن نیست. ماده 291 قانون مدنی در این باره مقرر می دارد : ابراء ذمه میت از دین صحیح است. در اعتبار ابراء فضولی تردید است و برخی با استناد به ماده 841 قانون مدنی، آن را باطل دانسته اند. اما به نظر می رسد که ابراء فضولی در صورتی که برای دین انشا شود، نافذ نیست و با تنفیذ مالک معتبر می شود. ابراء مشروط نیز در صورتی که عوض به طور مستقیم در برابر ابراء قرار نگیرد و آن را به تبدیل تعهد تغییر ندهد، صحیح به نظر می رسد و ابراء معلق نیز امکان پذیر است.
یک طرفه بودن ابراء
ابراء مانند اعراض، نوعی عمل حقوقی یک طرفه و ایقاع است بنابراین نیازی به اراده مدیون ندارد و با اراده داین به تنهایی تحقق می پذیرد و حتی رد ابراء از جانب مدیون لطمه ای به اعتبار آن نمی زند. ابراء ذاتا ایقاع است و منحصرا به اراده طلبکار محقق می شود و اراده بدهکار نقشی در آن ندارد. ابراء یک عمل حقوقی رایگان است و قرار دادن عوض یا حتی شرط عوض در آن با حقیقت ابراء سازگار نیست؛ زیرا بر طبق ماده ۲۸۹ قانون مدنی، ابراء عبارت از صرف نظر کردن داین از حق خود است؛ و معنای صرف نظر کردن از حق نیز اسقاط حق به طور مطلق و بدون انتظار دریافت مالی از مدیون و پیدایش تعهد و التزامی از طرف او است؛ هرچند که این تعهد فرعی و به صورت شرط باشد. شرط فسخ نیز در ابراء راه ندارد و ابراء مشروط به شرط حق فسخ، بی اعتبار است همچنین ابراء باید توسط طلبکار یا نماینده او یا ماذون از او محقق شود و ابراء فضولی صحیح نخواهد بود.
رجوع از ابراء
اگر ابراء عقد دانسته شود، مادام که مورد قبول قرار نگرفته است، ابراءکننده می تواند از ایجاب عدول کند، ولی در صورتی که ایقاع محسوب شود، دین با ایجاب ساقط می شود و این ایجاب قابل عدول و رجوع نیست، چون با سقوط دین و زوال آن موضوعی باقی نمی ماند تا اعاده گردد.
آثار ابراء
اثر اصلی ابراء سقوط طلب و برائت ذمه مدیون است. این سقوط می تواند ناظر به کل یا بخشی از طلب باشد. ابراء صرفا به معنای سقوط تعهد است و نباید آن را در حکم یا معادل پرداخت طلب دانست. در غیر این صورت اگر زوجه کل مهر خود را به شوهر خود ابراء کند و بعد شوهر بخواهد پیش از نزدیکی او را طلاق دهد، در اینجا زوجه می تواند نیمی از مهر را از او بگیرد. اگر موضوع طلب به طور جداگانه تضمیناتی نیز داشته باشد، آن تضمینات نیز با تحقق ابراء خودبه خود منحل می شوند. مثلا اگر مدیون یا بدهکار برای دین خود به طلبکار وثیقه ای داده باشد، بعد از ابراء کل دین اصلی آن وثیقه نیز آزاد می شود و عقد رهن مابین آن دو منحل می شود و برعکس آن صادق نیست، یعنی اگر دائن از وثیقه صرف نظر کند و حق خود را نسبت به وثیقه ابراء کند، تعهد مدیون به پرداخت دین اصلی همچنان پابرجاست.