معرفی فیلم 13 گربه روی شیروانی

  شنبه، 03 مهر 1400   زمان مطالعه 7 دقیقه
معرفی فیلم 13 گربه روی شیروانی
ساعدنیوز: سیزده گربه روی شیروانی فیلمی به کارگردانی علی عبدالعلی‌زاده، نویسندگی علی عبدالعلی‌زاده، فرزانه شبانی و مجید فرازمند و تهیه‌کنندگی یوسف صمدزاده محصول سال 1382 است.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، در سرزمینی به نام سومارای (خارج از سیاره زمین) زمانی که فرمانروا با اهریمن پیمان می بندد تا در برابر کمک به فرزنددار شدن او، شوهر اولین دخترش را اهریمن انتخاب کند. اهریمن در سودای تصاحب فرمانروایی، مردی ترسو به نام عودکا را برای همسری دختر فرمانروا برمی گزیند، عودکا به سیاره زمین فرار می کند و سال ها بعد فرستاده ای برای بازگرداندن او، راهی می شود …

نکاتی درباره فیلم 13 گربه روی شیروانی

عنوان بندی و سکانس افتتاحیه فیلم توقع تماشای اثری متفاوت در عرصه جلوه های ویژه رایانه ای را ایجاد می کند . در ادامه گریم های سنگین دور از دسترس سینمای ایران و فضا های خیالی و خوش پرداخت این توقع را بیشتر می کند . خلق فضاهای ذهنی ، گریم شخصیت های گربه -انسان ، چشم های درخشان موجودات سیاره ای دیگر ، در کنار تدوین قابل توجه و همسو با سلیقه مخاطب کم حوصله این روزگار برای سینمای کشوری که همواره بواسطه نبود امکانات مناسب ، از تولید آثار خیال پردازانه پرهیز می کند تحولی در این عرصه محسوب می شود . اما همه این ویژگی ها در بخش های فنی تولید رخ می نماید و فیلم در بدیهی ترین نیاز خلق یک اثر قابل توجه ، ضعفی غیر قابل وصف دارد. سیزده گربه روی شیروانی مانند دو تجربه سینمایی قبلی فیلمساز "تعقیب" و " تارزان و تارزن " فیلمنامه ای پر ضعف دارد . این فیلم بیش از هرچیز از شخصیت پردازی و نبود روابط مستحکم در درام رنج می برد . ذوق زدگی فیلمساز و دو همراه فیلمنامه نویسش از دست یابی به سوژه ای قابل اجرا در سینمای تخیلی ایران باعث شده از پرداخت مناسب فیلمنامه و تامل در روند داستانی باز بمانند و با شتاب به سوی تولید پیش بروند و همه این شرایط فیلم را به اثری سطحی و ناماندگار بدل کرده است .داستان مبارزه خیر و شر تا پایان عمر سینما و شاید تا پایان دنیا کهنه نشود ولی آنچه بوی کهنگی به چنین سوژه ای می دهد پرداخت ساده انگارانه و عجولانه است. نویسندگان فیلمنامه حتی به ضروری ترین سئوال های شکل دهنده داستان پاسخی نداده اند و به همین منوال داستان های موازی و ناکارآمدی را به پیکره خط اصلی و بی ماجرای فیلم تزریق کرده اند .تصمیم اهریمن در فریب پادشاه سیاره ای ناشناخته موتور محرک اصلی داستان فیلم سیزده گربه روی شیروانی ست ولی آیا مخاطب دلیل توجه اهریمن به پادشاه را تا پایان فیلم درمی یابد ؟ یااینکه در جایی از فیلم به تماشاگر القاء می شود چرا اهریمن وارد این معامله شده است و از این معامله چه سودی می برد ؟ این یعنی فقدان دلایل برای اساسی ترین عنصر درگیری در داستان که پیکره فیلمنامه را در وجهی منطقی تشکیل می دهد کپی برداری های نا پخته از معروفترین آثار سینمای جهان دیگر بیماری فیلم است . از نام فیلم که بدون منطق و ضرورت برگرفته از اثری کلاسیک با عنوان " گربه روی شیروانی داغ " است که بگذریم کپی برداری از ویژگی های شخصیتی و روند داستانی از فیلمی چون ترمیناتور غیر قابل چشم پوشی است .آنچه مسلم است نتیجه کپی برداری از چنین اثر شاخصی در هر شرایطی مضحک و غیر قابل باور است . نحوه فرود شخصیت های اصلی به زمین در میان جرقه های الکترونیکی و باد و تاریکی و حضور آن ها در یک جشن بی ربط با داستان ، همچنین در گیری بی دلیل شخصیت ها با آدم های زمینی آنچنان منزجر کننده است که جایی برای شکوه باقی نمانده . پادشاه یک سیاره خیالی فرزندی ندارد و آرزوی داشتن فرزند او را افسرده کرده است . اهریمن از این فرصت استفاده کرده و با او وارد معامله می شود . 13 دختر به او عطا می کند به شرط آنکه اگر خواستگاری برای نخستین دختر او پیدا نشد ابتدا پادشاه و در ادامه هرسال یکی از فرزندان اورا به گربه تبدیل کند . در زمان موعود اهریمن خواستگار دختر اول را فراری می دهد و قرار داد خود را به اجرا می گذارد . خواستگار به زمین می گریزد و دخترک به دنبال او می رود ، دیگران گربه می شوند و آخرین دختر پیدا کردن خواهر و خواستگار خواهرش را شرط ازدواج قرار می دهد . به این واسطه خواستگار او نیز راهی زمین می شود . اهریمن نیز برای جلوگیری از این اتفاق دشمن دیرینه خواستگار دختر آخر را به زمین می فرستد . تمام پیچیدگی داستان در همین چند سطر خلاصه می شود که با انتخاب ساده ترین راه انتقال و توسط راوی در فصل اول فیلم بیان می شود .بنای داستانی ، ازهمین ابتدا به سستی گذاشته شده است ماجراهایی که در ادامه فیلم برروی زمین رخ می دهد آنقدر سطحی و بی ربط است که بازگویی و سئوال پرسیدن در مورد دلایل و روابط میان ماجاهای آن جز به سخره گرفتن مخاطب نتیجه دیگری ندارد . فیلمسازی که در فصل ابتدایی نشان داده از امکانات و توانایی متناسب با سینمای ایران به خوبی استفاده کرده در ادامه فیلم به دلایلی که نام کلی آن را سطحی نگری می گذاریم سعی دارد با استفاده از دم دستی ترین الگوهای سینمای تجاری مخاطب را ناراضی نگه دارد ولی چنین نمی شود .عبدالعلی زاده در تمام طول فیلم ، داستان خود را براساس تصادف پیش میبرد . تصادف هایی که حتی منطق تصادف را در خود ندارند . این اتفاقات تصادفی در شکلی کاملا زننده در سراسر فیلم دیده می شود . جریان فیلمفارسی وار و ساده انگاری در پیشبرد و جمع بندی داستان نیز دیگر آفات فیلم هستند .نیازی به یاد آوری صحنه خواب هندی نیست که دیگر اوج ظرافت هنری کارگردان است . شخصیت ها به سطحی ترین شکل معرفی می شوند با این همه به خاطر نداشتن شناسنامه و اثر مشخص بر روند داستان باز هم الکن می مانند .آقای کارگردان در ساختار بخش زمینی داستان نیز دچار ابتذال شده است . نماهای بی ربط تعقیب و گریز که بصورت موازی با دیگر بخش های داستان تدوین شده تنها به واسطه استفاده از چند شوخی رنگ باخته در طول فیلم بکار آمده است . زد و خورد ها که بخش عمده فیلم را تشکیل می دهندعلی رغم کیفیت و مقبولیت در سکانسهای اولیه درادامه فیلم به شدت کودکانه جلوه می کند.بر این خوراک بیافزایید بازی بازیگران که بویی از فضای تخیلی داستان نبرده است. توجه کنید به راه رفتن حسام نواب صفوی که اصرار دارد شخصیت شبه رباتیک یک نابود کننده را ارائه کند ولی در نهایت حس بدی را در مخاطب ایجاد می کند. همچنین رفتارهای محمد رضا گلزار که بیشتر به یک جوان عاصی تهرانی می خورد تا موجودی از یک سرزمین ناشناخته . محمد رضا شریفی نیا و گوهر خیر اندیش هم که تکرار خود هستند . سیروس گرجستانی چیزی در چنته نقش خود نمی گذارد . حتی نیما فلاح به غیر حرکات آکرباتیک که ویژگی بازی اوست نکته ای به فیلم نمی افزاید . مهناز افشار هم که یک انسان معمولی ست . دخترکی که به دنبال بخت خود می گردد و با نحوه بازی اش فیلم را به دهه 50 سینمای ایران پرتاب می کند . توجه کنید به صحنه ای که دخترک از پنچر شدن چرخ اتومبیلش خبر دار می شود . رفتار های او را کنار روند غیر منطقی داستان بگذارید که پای اورا با اتومبیل استیشن سارقین می کشاند . همین یک سکانس برای مخاطب کافی ست تا سال ها پا به سالن سینما نگذارد و رنج سفر شهری ، هزینه بلیت و خورد و خوراک را با استفاده از محصولات ویدیوئی مجاز و غیر مجاز بر خود هموار کند .درست است که سینما دروغی بزگ است اما این دروغ بزرگ دروغگویی بزرگ هم می خواهد . فیلم تخیلی به معنی بافتن هر چیز غیر منطقی و ارائه آن به مخاطب نیست . سینمای تخیلی بیش از بقیه ژانر ها به شخصیت پردازی و روابط داستانی بر اساس منطق روایت وابسته است .در سینمای تخیلی مخاطب شناسی نیز به شدت رخ می نماید . چیزی که فیلم سیزده گربه روی شیروانی از نبود آن رنج می برد . بعید است آقای کارگردان هم بداند مخاطب فیلمش در کدام گروه سنی یا قشر اجتماعی قرار می گیرد . تناقض های آشکار موجود در روایت ، شخصیت پردازی و ساختار فیلم حتی کودکان را راضی نگه نمی دارد گرچه این فیلم کمتر از هر مخاطبی مناسب کودکان است . شاید بتوان با گنجاندن چند صحنه رقص ، زد و خورد و یا شوخی تصویری مخاطبین را خنداند ولی این میزان خنده نشان دهنده رضایت مخاطب نیست .با این همه لازم است فیلم " سیزده گبه روی شیروانی را چند باره تماشا کنید . در این تکرار گنجی پنهان نهفته است . چراغ روشن شده سینمای تخیلی وابسته به جلوه های ویژه با حضور مکرر تماگر خاموش نمی شود .

کارگردان فیلم 13 گربه روی شیروانی

علی عبدالعلی زاده متولد 1339 ارومیه، فارغ التحصیل کارگردانی از دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر است. وی فعالیت هنری را سال 1365 با کارگردانی فیلم کوتاه آغاز کرد. از دیگر فعالیت های او میتوان به عضویت در شورای فیلمنامه کودک و نوجوان بنیاد سینمایی فارابی سال های (1369-1374)، مستند سازی در گروه جهاد صدا و سیما و سریال های تلویزیونی اشاره کرد.

بازیگران فیلم 13 گربه روی شیروانی

محمدرضا گلزار، محمدرضا شریفی نیا، مهناز افشار، مریلا زارعی، حسام نواب صفوی، سیروس گرجستانی، محمود بهرامی، محمود جعفری، نیما فلاح، گوهر خیراندیش، مونا نادرخانی، محمدرضا نادرخانی، مهرداد ضابطی تهرانی، علیرضا ابراهیم آبادی، سعید مشیرآذین، معصومه احمدی، فریاد ناظمی، فاطمه نظری، قادر انگوتی، پرهام کرمی، علی عبدالهی، حسن عظیمی، اکبر باقری، احمد ابراهیمی، امیرحسین مقاصدی، رامین عیسی زاده، اصغر باقری

سایر عوامل 13 گربه روی شیروانی

تهیه کننده: یوسف صمدزاده،موسیقی: کارن همایونفر، فیلمبردار: علی الهیاری، تدوینگر: کامران قدکچیان

مشخصات فیلم 13 گربه روی شیروانی

  • ژانر :اجتماعی

  • زبان : فارسی​​​​​​

  • امتیاز IMDb: امتیاز 3.1 از 10


دیدگاه ها


  دیدگاه ها