به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، فیلم در مورد دانشجوی به نام نوید ( نوید محمدزاده ) است که به دلیل فعالیت های سیاسی از دانشگاه اخراج شده است، او نامزدی به نام ستاره دارد ( باران کوثری ) که از طرف پدرش تحت فشار است و نوید تلاش می کند که بتواند مشکلاتش را حل کند...
« عصبانی نیستم » را احتمالاً می بایست به عنوان بحث برانگیزترین فیلم تاریخ سینمای ایران معرفی نمود. اثری که در سال 92 ساخته شد اما بلافاصله حتی در همان دوره از جشنواره فیلم فجر از بخش جوایز کنار گذاشته شد و پس از آن نیز بطور کامل توقیف شد. در سالهای اخیر بارها صحبت از اکران سراسری این اثر به میان آمده اما هربار به دلایل گوناگون، « عصبانی نیستم » رنگ اکران را به خود ندیده بطوریکه منجر به صدور بیانیه های گوناگون از سوی کارگردان طی سالهای اخیر شد. اما در نهایت « عصبانی نیستم » در سال 97 با ممیزی های فراوان به اکران عمومی درآمد.داستان فیلم درباره دانشجوی اخراجی به اسم نوید ( نوید محمد زاده ) است که به واسطه فعالیت های سیاسی از دانشگاه اخراج شده و حالا گرفتار جامعه ای شده که به هیچوجه سر سازگاری با او ندارد. نوید که به دلیل مشکلات شخصی اش به اختلالات روانی دچار شده و برای مهار عصبانیت خود به مصرف قرص روی آورده، تمام تلاش خود را به کار می بندد تا بتواند در مقابل جامعه ویران پیرامونش که در آن همه چیز با " دزدی " و " دلالی " پیش می رود، رفتار متعادلی از خود به نمایش بگذارد. جامعه ای که نقطه روشنی از اخلاق به چشم نمی خورد و در آن همه در پی چیره شدن بر یکدیگر برای کسب یک زندگی بهتر می باشند؛ یک بحران اخلاقی که نوید توان همسو شدن با آن را ندارد.رضا درمیشیان در دومین تجربه کارگردانی اش به خوبی توانسته شخصیت نوید را در طول داستان بسط و گسترش دهد و به تماشاگر این اجازه را بدهد که به ذهن او وارد شده و دنیا را از قاب چشمان او نظاره کند. شخصیت نوید در طول داستان در انواع و اقسام موقعیت های اجتماعی قرار می گیرد که همگی آنان برخاسته از شرایط اجتماعی جامعه کنونی ایران می باشد و به همین جهت تماشاگر خیلی زود احساس همدردی خود را با نوید ابراز می نماید. شخصیت هایی که فیلم در مقابل نوید قرار می دهند، در تعریف عمومی افراد محترمی هستند که در این میان می توان دکتر و مهندس و... را جستجو نمود. اما درمیشیان با زیرکی سرنوشتی متفاوت برای هریک از آنان ترسیم کرده که هرکدام بازتاب بخشی از جامعه حال حاضر ایران می باشند. به عنوان مثال در بخشی از فیلم نوید به سراغ دکتری می رود که فعالیت خود را کنار گذاشته و از بحران تحریم برای خود فرصتی خلق کرده تا به ثروت برسد! یا در بخشی دیگر دوست نوید را می بینیم که در یک بوتیک کار می کند و با کنایه اعلام می کند که مدیریت خوانده تا بتواند مغازه را مدیریت نماید و البته از آرزوی خود برای ازدواج با فرزند یک آقا زاده سخن می گوید؛ آرزویی که نشان از یک ناامیدی بزرگ در نسل جوانی دارد که از فعالیت در مشاغل گوناگون ناامید شده و به این نتیجه رسیده که راه حل نهایی برای خروج از بحران، متصل شدن به افراد صاحب نفوذ است!درمیشیان این ایده را در ادامه داستان با پیامی مستقیم در شخصیت پدر ستاره به تصویر می کشد. فردی که تماشاگر تا پیش از رویت او، تصویر کلیشه ای از وی و مخالفتش برای ازدواج ستاره با نوید در ذهن دارد اما زمانی که به داستان وارد می شود، او را فردی مستاصل می یابیم که ملتمسانه از نوید درخواست می کند تا ستاره را به حال خودش رها کند تا او سرنوشت بهتری نصیبش شود و پس از مخالفت نوید، برای او توضیح مفصلی از شرایط اقتصادی سر می دهد که نوید توان پاسخگویی به آن را ندارد و مات و مبهوت می گردد که در اصل، این مخاطب جوان فیلم است که در این صحنه پاسخی برای ارائه ندارد و به درماندگی اش پی می برد! خوشبختانه « عصبانی نیستم » در فرم به بلوغ رسیده و به نظر می رسد که درمیشیان به خوبی بر جزئیات اثرش آگاه بوده است. دوربین به درستی در لحظات پرتنش به سر می برد دارد که به نوعی بیانگر حال و روز نوید در هنگام ملاقات ستاره است. استفاده صحیح از عنصر رنگ در داستان که اغلب در گذشته نوید و ستاره برجسته تر به نمایش در می آید و تداعی گر گذشته شاد این دو نفر است، به درستی در فیلم به کار گرفته شده و در نقطه مقابل، تیره روزی نوید نیز با حداقل رنگ در تصویر قابل مشاهده است.« عصبانی نیستم » همچنین در رقم زدن عاشقانه اش به بهترین وجه ممکن عمل کرده تا عشق میان نوید و ستاره یکی از جذاب ترین های سینمای ایران در سالهای اخیر باشد. عاشقانه ای که در آن جنگ و جدل به چشم می خورد و با خشمی دائمی همراه است اما پیوند عاشقانه این دو خیلی زود ویرانی های زندگی شان را از یادشان می برد تا آنان را در دشت عشق آتشین شان رها نماید. زمانی که نوید و ستاره در کنار یکدیگر حضور دارند، آرامش قلبی عمیقی در وجودشان برقرار است و به نظر می رسد تنها در این لحظات است که می توانند زندگی را تجربه نمایند. فیلم در یکی از سکانس های ماندگارش، عاشقانه ساده اما تاثیرگذاری را در سینما به تصویر می کشد که با بازی فوق العاده نوید محمد زاده همراه است. سکانسی که در آن می توان مجموعه دردهای نوید را در چشمان و میمیک صورت او جستجو نمود. حضور نوید محمد زاده در « عصبانی نیستم » یک امتیاز ویژه برای این اثر بوده. بازیگری که سالها پس از ساخت « عصبانی نیستم » تبدیل به ستاره سینمای ایران شده و نخستین نقش آفرینی مهم او در این اثر رقم خورده است. محمد زاده با دقت و جزئیات فراوان موفق به خلق شخصیت نوید شده است. وی به خوبی توانسته حد فاصل باریک میان آرامش و خشم را به تصویر بکشد و تماشاگر را با خود همراه سازد. بازی محمد زاده در « عصبانی نیستم » یکی از بهترین های چند سال اخیر سینمای ایران است. در نقطه مقابل نیز باران کوثری به خوبی موفق شده زوج مناسبی با محمد زاده تشکیل دهد که موفقیت آن به ساخته بعدی کارگردان یعنی « لانتوری » نیز کشیده شد. احتمالاً می بایست زوج عاشقانه کوثری و محمد زاده را در این فیلم یکی از بهترین های سالهای اخیر ایران برشمرد.با اینحال فیلم در روایت برخی از خرده داستان های فرعی اش با مشکل مواجه است که اصلی ترین مورد مربوط به هم خانه های نوید می باشند که نوازنده هستند. حضور این دو شخصیت در طول داستان صرفاً به بیانیه هایی سراسر بغض در حوزه موسیقی گذشته و کارکرد دیگری در داستان ندارد. این دو نه نقشی در روایت داستان اصلی ایفا می کنند و نه حضور یا حذفشان تاثیری در سرنوشت داستان دارد. توجه و دقت بیشتر در خلق و نحوه استفاده از این افراد معترض در مقابل دوربین شاید می توانست به نتیجه بهتری منجر شود.
رضا درمیشیان متولد سال 1360 در تهران می باشد و فعالیتش را در سال 1374 به عنوان روزنامه نگار در نشریات آغاز نمود و پس از دستیاری و تهیه کنندگی، اولین فیلم بلندش را در سال 1390 با نام « بغض » ساخت که در جشنواره های سینمایی خارج از کشور اثر موفقی بود. دومین فیلم وی به نام « عصبانی نیستم » یکی از جنجالی ترین آثار چند سال اخیر سینمای ایران می باشد که پس از سالها فرصت اکران پیدا کرده است. « لانتوری » سومین فیلم بلند سینمایی درمیشیان درباره قربانیان اسیدپاشی بود که آن اثر نیز حواشی فراوانی به همراه داشت.
باران کوثری، نوید محمدزاده، رضا بهبودی، میثاق زارع، میلاد رحیمی، بهرام افشاری، امیررضا میرآقا، تینو صالحی، رضا کولغانی، وحید قاضی زاهدی، عباس جمالی، امین میری، مرجان قمری، سجاد تابش، احمد یاوری، پژمان کاشفی، محمد کارت، مینا کریمی جبلی، حامد شیخی، مهران میرزایی، اکبر لطیفی، سام رجبی، شیما بختیاری، کیارش خداشناس، مهدی رودافشانی، امید محمدزاده، جواد جوینده
تهیه کننده: رضا درمیشیان،طراح صحنه و لباس: باران کوثری، مدیرتولید: مهدی بدرلو، فیلمبردار: علی اظهری، صدابردار: نظام الدین کیایی طراح چهره پردازی: مهرداد میرکیانی، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: پدرام علیزاده، منشی صحنه: سیما مبارک شاهی، دستیار اول فیلمبردار: منصورظهوری، عکس: محمد بدرلو، مدیر تدارکات: علیرضا همت عبیری، دستیار دوم فیلم بردار: محمدرضا رسولی، مجری گریم: نوید میرکیانی دستیار صدا: حسام مژدهی نیا، دستیاران صحنه و لباس: سمانه حسینی، داود ونداده، علیرضا خلفی، گروه تدارکات: آرش نوری
ژانر :اجتماعی
زبان : فارسی
امتیاز IMDb: امتیاز 6.8 از 10