معرفی فیلم حراج

  شنبه، 08 آبان 1400   زمان مطالعه 9 دقیقه
معرفی فیلم حراج
ساعدنیوز: حراج فیلمی سینمایی، به تهیه‌کنندگی، نویسندگی و کارگردانی حسین شهابی ساختهٔ شده در سال 1392 است که از تاریخ 1 مرداد ماه 1393 با سرگروهی سینما آزادی تهران، در سینماهای ایران اکران عمومی شده‌است.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، فروغ (فریبا خادمی) بعد از بیست سال زندگی مشترک با شوهرش (مشکات) می فهمد که او سه سال با زنی به نام ساغر (مهسا آبیز) رابطه داشته و بعد از اینکه ورشکسته شده، ساغر مهریه اش را به اجرا گذاشته و مشکات فعلاً در زندان است. فروغ برای خروج از بحران پیش آمده، تمام وسائل خانه اش را به حراج می گذارد تا…

نکاتی درباره فیلم حراج

حراج فیلمی است در امتداد اثر قبلی این فیلمساز،یعنی روز روشن.فیلمی که به آسیب های اجتماعی می پردازد و نگاهی زنانه دارد.در این فیلم از قصه ای استفاده شده است که به شدت قابلیت جذب مخاطب انبوه و سرگرم کنندگی دارد.اما این اتفاق عملا در فرم و ساختار انتخابی شهابی در الویت چندم قرار گرفته است و عدم استفاده از موسیقی،نماهایی عموم باز و دونفره،دکوپاژی مستند گونه و نورپردازی هایی کاملا رئال و عدم استفاده از گریم همگی باعث شده است تا این فیلم به سمت اثری واقع گرایانه سوق پیدا کند تا فیلمی در بخش صنعتی سینما که احساسات مخاطب را به بازی بگیرد.این مهم شاید از یک منظر امتیاز مثبت و از منظری دیگر یک عیب تلقی شود و به هرحال همین شیوه و نوع روایت خود باعث شده تا مخاطبی که برای سرگرمی به سینما می آید چندان نتواند از فیلم لذت ببرد،اما این چیزی از امتیازات اثر کم نمی کند.فیلمی که به درون و عمق شخصیت ها نمی رود و خلوت کارکترها را ما نمی بینیم و بیشتر اطلاعات از طریق دیالوگ به مخاطب منتقل می شود.

  • حسین شهابی کارگردان فیلم "حراج"

"حراج" در امتداد تفکر "روز روشن" است و از دغدغه های اجتماعی من نشات گرفته است.این فیلم یک اثر سرگرم کننده نیست و به نوعی یک آسیب شناسی اجتماعی در خود دارد و به روابط آدمها می پردازد.روابطی که در جامعه مدرن رنگ باخته است و به دست فراموشی سپرده شده است.به نظر من هنرمند یک تحلیلگر است و باید تحلیل ارائه بدهد،من دوست دارم به جای آنکه عواطف مخاطب را درگیر کنم روی هوش و خرد او تاثیر بگذارم.قبول کنید که با این موضوع و سوژه من به راحتی می توانستم ایجاد هیجان کاذب کنم و تماشاگر را بگریانم و یا او را تحت تاثییر قرار بدهم،اما سخت بر این باورم که این نوع تاثییر گذاری لحظه ای است و بلافاصله هم به دست فراموشی سپرده می شود.متاسفانه عده ای می گویند که فیلمسازان هنری سالن های سینما را از تماشاگر خالی کرده اند و باعث مخاطب گریزی شده اند،اما من در اینجا یک سوال مطرح می کنم که فیلمی با پنج نفر مخاطب که آنها را به فکر وادارد بهتر است یا فیلمی که سالنی لب ریز از مخاطب داشته باشد اما تماشاگرانش فقط در لحظه بخندند و شاد باشند و بعد از سالن خارج شوند و همه چیز تمام بشود؟شهابی عنوان کرد: من دوست دارم فیلمم یک نفر مخاطب داشته باشد،اما آن یک نفر به فکر فرو برود و در کمال تاسف رفتارهای سلیقه ای اکران به گونه ای است که دوستان می خواهند به هر قیمتی که شده چراغ سالن ها را روشن نگه دارند و برای همین سینمای بدنه و سرگرم کننده را روی بورس قرار داده اند،کارهایی که به زعم من یک سینمای بی خاصیت و غیر پویاست.وی در ادامه این بحث اظهار داشت: بعضی ها می گویند که پایان باز فیلم من یک پز روشنفکرانه و مدگراست،اما باید بگویم که اصلا چنین چیزی صحت ندارد و من اگر پایان باز را برای انتهای فیلمم انتخاب کردم نه از روی ز روشنفکرانه بوده و نه سوار شدن روی موج فیلمهایی که انتهایی باز دارند،این پایان انتخاب و سلیقه من بوده است،چراکه بر این باورم که فیلم من به سمت واقعگرایی سوق دارد و در عمل و واقعیت هم جهان پایانش باز است و شما نقطه انتهایی نمی توانید برای جهان ترسیم کنید.وی همچنین در مورد تلخی فیلم و انتخاب بازیگران فیلم عنوان کرد: باید بپذیریم که حقیقت و واقعیت همواره تلخ است و اگر می خواهیم یک واقعیت را به تصویر بکشیم باید آن را صریح و عریان نشان بدهیم،اما اینکه چرا من در فیلم بازیگران سوپراستار استفاده نکردم به میل درونی و جهان بینی من باز می گردد که همیشه ملاک من برای انتخاب بازیگر نزدیک بودن او به نقش بوده و نه معروفیت و پولساز بودن او.من همیشه در کارهایم بیشترین زمان را صرف انتخاب بازیگرانم کرده ام،اما باید فردی را پیدا کنم که بیشترین نزدیکی را به شخصیت های روی کاغذم داشته باشد.

  • فریبا خادمی

روزی که فیلمنامه حراج را خواندم در همان چند صفحه اول متوجه شدم که با اثری طرف هستم که به یک نقطه تاریک و کمتر نگاه شده زنان یعنی پذیرش ماهیت و شخصیت زن نگاه کند و به آن بپردازد.برایم خیلی زیبا و قشنگ بود که فروغ به عنوان کارکتر اصلی این فیلم یک زن استوار است،زنی که ترسی از جدا شدن از همسرش ندارد و می تواند روی پای خودش بایستد و زندگی اش را بچرخاند،اما این کار را نمی کند چون متعهد است.من وقتی این لایه از قصه را فهمیدم که فیلم می خواهد درباره تعهد که متاسفانه در روابط امروزه کاملا فراموش شده است صحبت کند،به شدت سر ذوق آمدم.شخصیتی که گریه نمی کند و به جهان نمی گوید که بدبخت است،سرش را بالا می کند و ستیز می کند.اعتقاد شخصی من این است که فروغ و مشکات باهم ازدواج کرده اند و ازدواج یعنی تعهد،حالا اگر در این تعهد یک طرف جر زد و آن طرف هم بخواهد تلافی کند و جر بزند هیچ تفاوتی بین این دو وجود ندارد و تنها تعدم و تاخیر آنها فرق می کند.شما دقت کنید که از ابتدای فیلم که فروغ در زندان به ملاقات همسرش می رود تا پایان فیلم که تمام هست و نیست خود را حراج می کند تمام مدت حلقه ازدواج اش در دستش است و بیرون نمی آید،چیزی که ما در اینسرت و به شکل گل درشت نشان نمی دهیم،اما مخاطب باهوش متوجه آن می شود که این زن پای تعهد خود ایستاده است.ما برای رسیدن به نقش چیزی حدود سه ماه تمرین کردیم و ساعتها من با آقای شهابی در مورد شناخت و درک این زن حرف زدم تا به یک جهان بینی واحد برسیم.چیزی که برای آقای شهابی در این فیلم بسیار مهم بود،این بود که ایشان نمی خواستند احساسات مخاطب را درگیر کنند و حتی قصد نداشتند که مخاطب به این شخصیت ورود پیدا کند و حتی با آن همذات پنداری کند،بلکه هدف این بود که تماشاگر قصه فروغ را دنبال کند و به حرفهای فروغ گوش کند.برای همین باید بخش عواطف این زن را خاموش می کردیم و قبول کنید که این شیوه بازی کردن بسیار سخت و حساس است.برای همین همه چیز از قبل تمرین می شد و حتی تن و میزان صدا را در هر دیالوگ معین می کردیم.حتی بعضی از ری اکشن های من که ناخودآگاه به سمت عواطف این شخصیت می رفت در تدوین توسط آقای شهابی درآورده شد.

  • مریم سرمدی

شخصیت وکیل در قصه یک کاتالیزر است.نه بیشتر و نه کمتر،هر شخصیت و کارکتری هم در هر فیلم یک کارکردی دارد و کارکرد این شخصیت هم کاتالیزر بود که به من به عنوان وکیل بیایم و قوانین حقوقی را توضیح بدهم و احیانا قصه را هم وارد فاز دیگری بکنم.حتی قرار هم نبود که به عمق این شخصیت وارد بشویم و تنها در جایی اشاره می کند که دخترم پایین در ماشین است و همین.اما این لایه ظاهری ماجرا است،چیزی که برای من به شدت جالب و جذاب آمد انتخاب هوشمندانه آقای شهابی در مورد جنسیت این وکیل بود که یک زن بود.فراموش نکنیم که این خانم وکیل در واقع وکیل مشکات است و این نکته را چندین بار هم اشاره می کند،اما به درستی فیلم نشان می دهد که ما زن ها خصلت و خویی داریم که وقتی مشکلی از جنس خودمان برای همجنسمان پیش می آید بلافاصله سعی می کنیم به هم کمک کنیم و این،آن لایه درونی بود که من خیلی دوست داشتم.

  • مهسا آبیز

حراج اولین تجربه من در سینما پس از سالها کار در تاتر و بازی در تله فیلم بود.روزی که من برای بازی در نقش ساغر انتخاب شدم و آن را خواندم به این نتیجه رسیدم که این شخصیت احتمالا قرار است یک کارکتر منفی و منفور باشد و برای همین حس خوبی نداشتم،چون در هر صورت کسی که وارد زندگی دیگری می شود و ان را نابود می کند،هرچقدر هم که انسان خوبی باشد و اشتباه کرده باشد باز باعث یک نابودی شده است،اما وقتی با آقای شهابی صحبت کردم دیدگاهم کاملا عوض شد و متوجه شدم که برای شناخت هر شخصیتی باید به گذشته آن نگاه کنیم در اینجاست که می فهمیم ساغر یک شخصیت کاملا خاکستری است و این فرد گناهکار صرف نیست و من نیز قرار نیست یک چهره منفور از او نشان بدهم و هرچقدر هم که در طول فیلم این آدم لج دربیار است،اما وقتی که تصمیم می گیرد بچه اش را نگه دارد می فهمیم که او نیز انسان است و دارای عواطف و احساساتی است و این برای من از اینکه شخصیت شالوده ای از خوبی ها و بدی ها بود قشنگ و متفاوت بود.

  • حسین شهابی: «حراج» متعلق به سینمای تجاری نیست

حسین شهابی کارگردان فیلم «حراج» که به تازگی روی پرده رفته است، این فیلم را از دسته آثار تجاری ندانست و ابراز امیدواری کرد مردم با حضور در سینما این فیلم را تماشا کنند.حسین شهابی کارگردان سینما که دومین تجربه سینمایی اش با نام «حراج» از روز گذشته 30 تیرماه روی پرده رفته است درباره کم و کیف اکران این فیلم در تهران و شهرستان ها به خبرنگار مهر گفت:اکران این فیلم سینمایی بدون داشتن سرگروه در تهران آغاز شد و فعلا برای اکران «حراج» در شهرستان ها برنامه ای نداریم و پس از پر شدن کف فروش این فیلم در تهران و ارزیابی موقعیت اکران، به شهرستان ها خواهیم رفت.شهابی با تاکید بر اینکه اکران فیلم های مستقل نیاز به حمایت دولت دارد، بیان کرد:فیلم هایی مانند «حراج» متعلق به سینمای مستقل است و با مولفه های سینمای تجاری تفاوت های اساسی دارد بنابراین حمایت مدیریت کلان سینمای ایران را می طلبد. این فیلم سینمایی به هیچ عنوان با فیلم های تجاری روز قابل مقایسه نیست چراکه از بازیگر چهره استفاده نکردم و داستان هم مثلث عشقی و یا به عبارتی هر آنچه که گیشه می پسندد، ندارد. «حراج» یک اثر کاملا اجتماعی با موضوع زنان است و مجموع بازیگران هم از اهالی تئاتر هستند.«روز روشن» اولین فیلم بلند سینمایی حسین شهابی است که در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر مورد استقبال و تحسین منتقدان و اهالی رسانه قرار گرفت و نامزد دریافت سه سیمرغ بلورین و برنده دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر نقش اول زن شد.فیلم های پرفروش و موفقی که با بودجه اندکی ساخته شدند.

کارگردان فیلم حراج

حسین شهابی متولد 7 آذر 1346 در تبریز، کارگردان، فیلمنامه نویس و تهیه کننده ایرانی است. او فارغ التحصیل رشته موسیقی کلاسیک با گرایش علوم آهنگسازی در دانشگاه تهران و فارغ التحصیل و استاد سابق انجمن خوشنویسان ایران است. او پس از سال ها تدریس در رشته های خط نستعلیق و موسیقی، فعالیت فیلم سازی را پس از گذراندن یک دوره فیلم سازی در دانشکده آموزشی ایران، ازسال 1376 با ساخت فیلم کوتاه "صدبرابرصدثانیه" آغاز کرد.

.

بازیگران فیلم حراج

فریبا خادمی، نسیم ادبی، مهسا آبیز، مریم سرمدی، محمد کارت، گیتی قاسمی، پریا ابراهیمی، عصمت رضاپور، سونیا شیرازی

سایر عوامل فیلم حراج

  • کارگردان: حسین شهابی

  • نویسنده:حسین شهابی

  • تهیه کننده: حسین شهابی

  • موسیقی: حسین شهابی،بابک پارسیان

  • تدوینگر:حسین عیوضی

مشخصات فیلم حراج

  • ژانر :اجتماعی،خانوادگی

  • زبان : فارسی​​​​​​

  • امتیاز IMDb: امتیاز 5.9 از 10


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها