متن آهنگ آشفته هوش از علی مرادی
بی هوا یادت کنم یادی که از تن میبرد جانم خاطراتم را به بادی میسپارم میبرد یادم ، یادت من دگر از بندت آزادم مینشینم تا به یاد آرَم بعد از رویای تو چشم من دیگر نبیند خواب خوش ، گشته ام آشفته هوش آشوبم با این حال خراب سر به صحرا میگذارم ، میبینم سراب کوه به کوه فرهادم ای شیرینم جز تو حالم کَس نداند این چه دردیست ، عاشقی چیست من ندانم