متن آهنگ صد جان شده اند از مغلوب
در دل چو یک طلب ، آمد هزار شد وقتی وجود او ، بر دل آشکار شد مارا تحیّری ، بی نقص و عیب داد بر سمت ما بیامد و ایمان به غیب داد وجدی به جان گرفت ، شوقی نهان گرفت از آن تلاطمی بر هر دو جهان گرفت دل پر ز خواستن ، آنرا که دیده بود شد در ولع ز آن ، کآنرا چشیده بود دل از من برد و روی از من نهان کرد آنان که ز او صد جان شده اند دنبال سرّ جانان شده اند در زیر بال حق رفتند و از چشم خلق پنهان شده اند یک جا نشستن و سکون بی بخار رفت تا در طلب شدم ، از ما قرار رفت اینگونه بیقرار ، شوقم که بیشمار آن جوشش و تلاطم دل را گرفت به کار تا منزلش تمامی راه را میدوم تو بگو قله ی قاف با کله میروم صد سختی و بلا در راه باشه میکشم ما خود ز خود گمیم ، او مارا میکشد در کشش افتی روش گم گرددت اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی