متن آهنگ خود از مجتبی رفعتی
من خوده پروازم بی پر و بال شاهد کشتار هر چه محال شب زده ای تنها در پی نور ماهی افتاده از تنگ بلور ساحل بی موج و بی تن آب قایق جاری در نقش سراب آواز : من گیج و سر در گم، انکار و تلقینم عاقل شدم خود را، دیوانه میبینم پشت خودم هستم تا خودم عاشق اینگونه خود شدنم عاقبتی پیش از حادثه ام با همه دنیا بیگانه شدم تیغه ی تیزی در باور خون شاکله ای با اندام جنون آیینه ای در بیداری شب فتنه ی سرما در حالت تب پشت خودم هستم تا خودمم عاشق اینگونه خود شدنم