به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، نیروهای سنتکام گفته اند از دوشنبه، محاصره دریایی تمامی کشتیهای ورودی و خروجی به بنادر ایران را آغاز خواهند کرد. ترامپ این اقدام را «محاصره کامل» خوانده و مدعی شده ایران دیگر قادر به فروش نفت نیست. اما تناقض اصلی همینجاست: ترامپ 45 روز است التماس میکند تنگه هرمزی را باز کند که خودش با حمله به ایران آن را بست. حالا میگوید میخواهد همان تنگه را «محاصره» کند. یعنی تنگهای که از قبل مسدود است را مسدودتر کند. یک سناتور آمریکایی هم صراحتاً گفته: «متوجه نمیشوم چگونه محاصره تنگه هرمز قرار است ایرانیها را مجبور به بازگشایی آن کند».
جمهوری اسلامی ایران از روز اول تولدش در محاصره بوده است. جنگ 8 ساله، ترور، تحریمهای فلجکننده اقتصادی، فشارهای سیاسی و دیپلماتیک؛ ایران همه اینها را پشت سر گذاشته و هر بار قویتر از قبل بیرون آمده. اقتصاد مقاومتی، تکیه بر توان داخلی و خودکفایی در حوزههای استراتژیک، دستاوردهایی است که یک شبه به دست نیامده. مردم ایران در 47 سال تحریم یاد گرفتهاند چگونه در سختترین شرایط نه فقط زنده بمانند، که پیشرفت کنند. محاصره دریایی برای کشوری که نیمی از عمرش را زیر شدیدترین تحریمهای تاریخ سپری کرده، چیزی جز یک بازی تکراری نیست.
ترامپ ادعا میکند «کشورهای دیگر» در این محاصره همکاری میکنند و ایران قادر به فروش نفت نخواهد بود. اما واقعیت میدان چیز دیگری است. جزئیات بیانیه سنتکام نشان میدهد که «آزادی ناوبری برای کشتیهایی که از تنگه هرمز به مقصد یا از مبدأ بنادر غیرایرانی عبور میکنند، مختل نخواهد شد». این یعنی عملاً محاصره فقط شامل کشتیهایی میشود که مستقیماً به ایران رفتوآمد دارند. در چنین شرایطی، بسیاری از کشورها ترجیح میدهند با خود ایران مذاکره کنند، حتی اگر لازم باشد مبلغی منطقی به عنوان عوارض بپردازند. والاستریت ژورنال گزارش داده ایران تنها به چهار کشتی اجازه عبور داده و سیستم «عوارض به یوان» را راه انداخته است. دو نفتکش چینی متعلق به شرکت دولتی کوسکو به تازگی با همین روش از تنگه عبور کردهاند. وقتی کشوری مثل چین با عبور از «دروازه عوارضی» ایران مسیر خود را باز میکند، چرا باید برای مقابله با ایران وارد ائتلافی پرهزینه شود؟
به نظر میرسد فشار اقتصادی فقط یک بخش از برنامه ترامپ باشد. او احتمالاً میداند محاصره میتواند قیمت نفت را بالا ببرد و اقتصاد جهانی را با بحران مواجه کند. با این حال، به نظر میرسد نوعی قمار کرده تا شاید بتواند یک ائتلاف جهانی علیه ایران بسازد و به بهانه «باز کردن تنگه هرمز» کشورهای مختلف را با خود همراه کند. اما نتیجه احتمالی این قمار روشن است: اگر این برنامه جواب بدهد، دستاوردی برای آمریکا خواهد بود. اما اگر موفق نشود، در واقع هم هزینههای اقتصادی و سیاسی را پرداخته و هم نتیجهای که میخواسته به دست نیاورده؛ یعنی هم چوب را خورده، هم پیاز را.
در مجموع، فشارهای آمریکا ممکن است دردسرساز شود، اما لزوماً به هدفش نمیرسد. پاسخ ایران اما قاطع و بیپرده است: قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا در بیانیهای اعلام کرده «امنیت بنادر در خلیج فارس و دریای عمان یا برای همه است یا برای هیچکس». با افزایش تنشها، قیمت نفت به بالای 100 دلار جهش کرده و اقتصاد جهانی بار دیگر در معرض شوک قرار گرفته است. این بدان معناست که محاصره جدید، فارغ از قصد و هدف آمریکا، پیامدهای گستردهای برای همه کشورها خواهد داشت. ایران اما 47 سال است که در محاصره زندگی میکند و میداند چگونه از دل فشارها، قدرت بسازد. شاید وقت آن رسیده که واشنگتن هم این درس 47 ساله را جدی بگیرد: شما نمیتوانید ملتی را محاصره کنید که با محاصره بزرگ شده است.