به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، نورنیوز رسانه نزدیک به شورای امنیت ملی نوشت: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر در موضعی تهدیدآمیز اعلام کرده که اگر ایران درباره برنامه هستهای خود به توافق نرسد، با «شدیدترین بمبارانها» مواجه خواهد شد. این اظهارات که در مصاحبه اخیر او با شبکه انبیسی مطرح شد، بخشی از راهبرد فشار حداکثری واشنگتن علیه تهران است. اما این بار، لحن ترامپ بهوضوح جنگطلبانهتر از گذشته بود. او بهجای تأکید بر دیپلماسی، مستقیماً از اقدام نظامی سخن گفت، مسئلهای که میتواند تنشهای میان دو کشور را به سطحی خطرناک برساند.
اما تهران در برابر این تهدیدها واکنشی صریح و حسابشده نشان داده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبههای نماز عید سعید فطر تأکید کردند: «اگر از طرف آمریکاییها شرارت یا فتنهای انجام بگیرد، قطعاً ضربه متقابل محکم خواهند خورد.» این موضعگیری نشان داد که ایران هیچگونه تهدیدی را بیپاسخ نخواهد گذاشت و هرگونه اقدام خصمانه، پاسخی قاطع و فوری در پی خواهد داشت.
ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نیز روز گذشته با صدور بیانیه ای صریح از آمادگی کامل نیروهای مسلح برای مقابله با هرگونه اقدام خصمانه تأکید کردهاند. سردار حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه نیز در گفتگو با رسانه ها تصریح کرد که «آمریکاییها حداقل 10 پایگاه با 50 هزار نیرو در منطقه دارند؛ یعنی در یک اتاقک شیشهای نشستند.» این پیام، حامل هشدار روشنی است: اگر حملهای صورت گیرد، پایگاههای آمریکا در منطقه اولین اهداف ایران خواهند بود.
وزارت امور خارجه ایران نیز در واکنش به تهدیدات ترامپ، موضعی قاطع اتخاذ کرد. سخنگوی وزارت امور خارجه اعلام کرد: «تهدید صریح ایران به بمباران توسط رئیس یک کشور، به مثابه تقابل آشکار با ذات و جوهره صلح و امنیت بینالمللی است.» وی همچنین تأکید کرد که چنین تهدیدی، نقض فاحش منشور ملل متحد و رژیم پادمانهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.
در ادامه این موضعگیری، ایران یادداشت رسمی هشدار خود را به دفتر حفاظت منافع آمریکا در سفارت سوئیس تسلیم کرد. در این یادداشت، جمهوری اسلامی ایران هرگونه اقدام خصمانه را محکوم کرده و اعلام کرده که در صورت وقوع هرگونه شرارت، پاسخی فوری و قاطع خواهد داد. سرپرست سفارت سوئیس نیز اعلام کرد که مراتب را فوراً به دولت آمریکا منتقل خواهد کرد.
در ادبیات روابط بینالملل، آستانه جنگ به نقطهای گفته میشود که در آن، احتمال بروز درگیری افزایش یافته، اما هنوز وقوع جنگ حتمی نیست. در روابط ایران و آمریکا، چهار نشانه مشخص میتواند حاکی از نزدیک شدن به این نقطه باشد:
در ماههای اخیر، نهتنها لفاظیهای طرفین شدت گرفته، بلکه اقدامات عملی نیز نشاندهنده افزایش تنشهاست. واشنگتن سیاست تحریمهای همهجانبه و فشار حداکثری را دنبال میکند و در مقابل، ایران نیز سطح فعالیتهای هستهای خود را افزایش داده و بر تواناییهای بازدارندگی خود تأکید میکند. تنشهای محدود نظامی میان متحدین طرفین، مانند حملات سایبری و درگیریهای پراکنده میان نیروهای محور مقاومت و اسرائیل، نیز بر شدت بحران افزوده است.
تجربه نشان داده که هر زمان دیپلماسی میان دو کشور شکست خورده یا به بنبست رسیده است، احتمال وقوع درگیری بیشتر شده است. در حال حاضر، مذاکرات مستقیم میان تهران و واشنگتن متوقف شده و تلاشهای دیپلماتیک میانجیها مانند عمان و قطر نیز نتیجه حداقل به میزانی که تاکنون اطلاع رسانی شده،نتیجه ملموسی نداشته است. ایران پس از دریافت نامه ترامپ از طریق امارات اعلام کرد که پاسخ نامه را از طریق عمان ارسال کرده و در آن ضمن پاسخ به تهدیدات و تأکید بر استقلال خود برای گفتگوی غیر مستقیم اعلام آمادگی کرده است.
تحرکات نظامی در منطقه، از استقرار ناوهای هواپیمابر و بمب افکن های راهبردی بی 2 آمریکایی در منطقه تا رزمایشهای نیروهای مسلح ایران، نشان میدهد که هر دو طرف در حال آمادهسازی سناریوهای احتمالی هستند.همچنین، ارتش آمریکا سطح هشدار در پایگاههای خود در منطقه را افزایش داده، اقدامی که معمولاً در شرایط قبل از درگیری انجام میشود.
ایران و آمریکا هیچکدام طرف مقابل را بهعنوان یک بازیگر قابل اعتماد در مذاکرات نمیبینند. از نظر تهران، واشنگتن به تعهدات خود پایبند نیست و خروج آمریکا از برجام نمونهای از این رفتار غیرقابل پیشبینی است. در مقابل، دولت ترامپ نیز مدعی است که ایران حاضر نیست برای توافقی که شامل کنترل بیشتر بر فعالیتهای هستهای و نظامی و سیاستهای منطقه ای باشد، مذاکره کند. این سطح از بیاعتمادی، هرگونه سازوکار بازدارنده برای جلوگیری از جنگ را تضعیف میکند.
با وجود همه این نشانهها، جنگ همچنان قطعی نیست. در شرایط کنونی، سه عامل اصلی میتوانند مانع از وقوع درگیری مستقیم شوند:
1. هزینههای سنگین جنگ برای هر دو طرف: حمله نظامی به ایران نهتنها منطقه را بیثبات میکند، بلکه پایگاههای آمریکا و متحدین کشور و همچنین اسرائیل را نیز در معرض خطر مستقیم قرار میدهد. از سوی دیگر، ایران نیز بهخوبی میداند که ورود به یک جنگ گسترده میتواند به اقتصاد کشور آسیب برساند.
2. دخالت بازیگران ثالث: کشورهای اروپایی، روسیه و چین از وقوع یک جنگ در منطقه خلیج فارس متضرر خواهند شد و به همین دلیل، تلاشهایی را برای کاهش تنش آغاز کردهاند.
3. تلاشهای دیپلماتیک غیرمستقیم: علیرغم کاهش ارتباطات مستقیم، دیپلماسی همچنان یک گزینه روی میز است. افزایش تحرکات سیاسی و دیپلماتیک در منطقه و برخی گزارشهای رسانه ای در مورد گفتگوهای غیر مستقیم میان ایران و آمریکا، نشانههایی از تلاش برای جلوگیری از درگیری نظامی است.
ایران و آمریکا در نقطهای حساس قرار دارند. تهدیدات ترامپ، واکنشهای تند ایران و تحرکات نظامی در منطقه، همگی نشان میدهند که خطر درگیری بیش از هر زمان دیگری وجود دارد. اما هنوز مسیر دیپلماسی کاملاً بسته نشده است. اگرچه شرایط به آستانه جنگ نزدیک شده، اما وقوع جنگ همچنان به تصمیمات طرفین، رفتار متحدین منطقهای و احتمالاً یک اشتباه محاسباتی بستگی دارد. ارزیابی تحلیل گران امور راهبردی این است که در حال حاضر احتمال حل و فصل سیاسی مسائل میان ایران و آمریکا بسیار بیشتر از وقوع جنگ است اما در عین حال، هر اقدام یا واکنش حساب نشده از سوی طرفین، میتواند سرنوشت این بحران را کاملا تغییر دهد.