به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، بازخوانی استاد طاهر قریشی از قطعهی «یارم به یک لا پیرهن» با الهام از اجرای استاد محمدرضا شجریان، یکی از نمونههای شنیدنی و قابل توجه در بازآفرینی آثار موسیقی اصیل ایرانی است؛ اجرایی که در آن، پیوند میان روایت کلاسیک آواز ایرانی و برداشت شخصی خواننده، حال و هوایی تازه و در عین حال وفادار به ریشههای اثر ایجاد میکند.
این قطعه که با اجرای ماندگار استاد شجریان در مجموعههایی مانند «دلشدگان» شناخته شده، بر پایهی فضای شاعرانه و تصویرسازی لطیف شکل گرفته است؛ فضایی که در آن، معشوق در ظرافتی آسیبپذیر و انسانی تصویر میشود و طبیعت نیز در نقش مکمل این لطافت حضور دارد. جملهی آغازین «یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن» بهتنهایی بار عاطفی و تصویری بالایی دارد و شنونده را وارد جهانی آرام، شاعرانه و در عین حال نگرانکننده میکند.
در بازخوانی طاهر قریشی، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، تلاش برای حفظ حالت آوازی و بیان درونی شعر است؛ بهگونهای که حس روایتگری در اجرا پررنگ باقی میماند. او با اتکا به تکنیکهای آوازی موسیقی ایرانی، جملهبندیها را با انعطاف بیشتری نسبت به نسخههای مرسوم ارائه میدهد و در نتیجه، قطعه حالتی شخصیتر و آزادتر پیدا میکند. این نوع اجراها معمولاً میان «بازآفرینی» و «بداههپردازی کنترلشده» قرار میگیرند.
محمدرضا شجریان، استاد نامدار موسیقی سنتی، در تاریخ 1 مهر 1319 در مشهد چشم به جهان گشود. او از کودکی با تلاوت قرآن آشنا شد و صدای خوشاش بهسرعت توجه اطرافیان را جلب کرد. شجریان فعالیت حرفهای خود را در دهه 1340 با رادیو ایران آغاز کرد و بهتدریج به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای موسیقی سنتی بدل شد. او با تکیه بر مکتب موسیقایی اصیل ایرانی و بهرهگیری از دستگاهها و ردیفهای آوازی، نسلی نو از علاقهمندان و شاگردان موسیقی ایرانی را پرورش داد.
شجریان علاوه بر آواز، در خوشنویسی نیز دستی توانا داشت و در زمینه سازسازی نیز فعالیت میکرد. آثار ماندگاری چون "بیداد"، "دستان"، "آستان جانان" و "چاووشها" حاصل همکاری او با هنرمندانی چون پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده و محمدرضا لطفی است. او در سالهای پایانی عمر، به دلیل بیماری سرطان تحت درمان قرار گرفت و سرانجام در 17 مهر 1399 در تهران درگذشت. فقدان او نه تنها ضایعهای بزرگ برای موسیقی ایرانی بلکه برای فرهنگ و هنر این سرزمین بود؛ چنانکه بسیاری او را «خسرو آواز ایران» نامیدند.