به گزارش سرویس چندرسانهای ساعدنیوز، پناهبردن به خرافات و اعتماد به افراد سودجو در لحظات بحرانی زندگی، بارها سرنوشت تلخ و جبرانناپذیری را برای خانوادهها رقم زده است. این عارضه اجتماعی که ریشه در ناامیدی و درماندگی افراد دارد، اغلب قربانیان بیگناهی همچون کودکان را در میان چرخدندههای قضاوتهای کورکورانه گرفتار میکند.
در این سکانس تأثیرگذار از فیلم آدم فروش، فریبا نادری پس از به سرقت رفتن طلاهایش، پسربچهای خردسال(عطا) را نزد یک رمال آینهبین میبرند. رمال(مهران مدیری) با لحنی مرموز و مسخکننده به کودک دستور میدهد که به چشمهای خود در آینه زل بزند، رازهای درون چشمهایش را واکاوی کند و از شک و تردیدهای اطرافش بگوید؛ فضایی روانشناختی و سنگین که کودک را ناخواسته در مسیر القائات خطرناک قرار میدهد.
این فضاسازی تاریک و دیالوگهای فریبنده، بهخوبی شکنندگی روان کودکان در برابر فشارهای بزرگسالان و تمایل ناخودآگاه افراد به راههای میانبرِ غیرمتعارف را عریان میسازد. دستورات رمال برای خیره شدن به آینه و اعترافگیری ساختگی، مخاطب را در فضایی منگی و سنگین فرو میبرد که عواقب ویرانگر آن تا سالها روح آدمها را آزار خواهد داد.
این سکانس متعلق به فیلم سینمایی «آدمفروش» (با نام سابق تابستان همان سال) به نویسندگی و کارگردانی محمود کلاری و تهیهکنندگی علی اوجی است. فیلم روایتگر زندگی پسربچهای به نام عطا است که پس از سرقت طلاهای عمهاش، او را نزد یک رمال (با بازی مهران مدیری ) میبرند. عطا بدون آگاهی از عواقب مرگبار کلماتش و تحت تأثیر القائات، یکی از اعضای خانواده را به عنوان دزد معرفی میکند؛ تصمیمی کودکانه و ناخواسته که زنجیرهای از حوادث تراژیک، عذاب وجدان و فروپاشی عاطفی را برای خانواده رقم میزند.
آیا تا به حال با افرادی مواجه شدهاید که برای حل مشکلاتشان به رمال و فالگیر مراجعه کنند؟ تجربیاتتان را با ما به اشتراک بگذارید.