به گزارش سرویس مجله خانواده ساعدنیوز، رفتار والدین، خشت اول فرآیند شخصیتسازی کودکان را بنا مینهد؛ اما گاهی این رفتارها به جای پرورش روحیهای مستقل، بذر تسلیم و اضطراب را در وجود آنها میکارد. داد زدن سر فرزندان برای تحمیل خواستهها و تکیه بر اهرم «من بزرگترم، پس باید گوش کنی»، اولین ترکش را به روح کودک وارد میکند. این رویکرد مستبدانه، ترس و تسلیم را در وجود او نهادینه کرده و به مرور زمان این باور غلط را در ذهن کودک شکل میدهد که همیشه حق با دیگران است و او ملزم به خم کردن سر در برابر هر نوع دعوا و هجمهای است.
علاوه بر این، سرکوفت زدن و تحقیر مداوم کودکان به بهانههای مختلف، آسیبهای جبرانناپذیری به عزتنفس آنها وارد میسازد. وقتی کودک مدام با پیامهای منفی و تحقیرآمیز روبرو میشود، حس خودکمبینی، نالایقی و بیارزشی در او ریشه دوانده و این ذهنیت را ایجاد میکند که دیگران از او برتر و شایستهترند. در نتیجه، چنین کودکی در بزرگسالی توانایی دفاع از حقوق اولیه خود را نخواهد داشت و به راحتی اجازه میدهد دیگران حق او را پایمال کنند، چرا که خود را لایق داشتن آن حق نمیداند.

در نهایت، مقایسه کردن مداوم فرزندان با دیگران، ضلع سوم این مثلث آسیبزا را تکمیل میکند. این رفتار باعث میشود کودک همیشه احساس کند که از دیگران عقبتر و ضعیفتر است. او برای جبران این حسِ کمبود، تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا تایید و توجه دیگران را گدایی کند. خروجی این چرخه معیوب، شکلگیری شخصیتی «مهرطلب» و «تاییدطلب» است که در بزرگسالی مدام به دنبال راضی نگه داشتن اطرافیان است؛ شخصیتی منفعل که حتی به قیمت پایمال شدن تمام حقوق و خواستههای شخصیاش، تن به هر خواسته خفتباری میدهد تا فقط طرد نشود.