امروز آسمون دلت ابریتر از همیشهست، نه؟ انگار همهچیز دست به دست هم داده تا یادت بیارن اون لحظه رو... لحظهای که با یه چمدون بغض و یه جمله، تمام دنیاتو زیر و رو کرد.
دردناکترین جای داستان رفتنش، این بود که حرف آخرش، نه داد بود و نه فریاد. یه جمله آروم بود که مثل داغ روی سینهت نشست و رفت. اون حرف آخر، هنوزم شبها وقتی همه جا ساکت میشه، روی تکتک دیوارهای خاطرهت پژواک میکنه. انگار هنوز صداش توی هوا معلقه: «من دارم میرم...» و تو موندی و صد تا «چرا» که مثل کوره، دلتو میسوزونه.
امروز، رگبارِ خاطرهها قراره به پنجره قلبت بکوبه. اشک هات رو حبس نکن، بذار ببارن... بذار اون درد شیرین و تلخی که توی رگهات جریان داره، راهش رو پیدا کنه. رفتنِ یار یعنی تیکهای از وجودت که دیگه هیچوقت برنمیگرده، اما یادت نره: تو تمامِ اون عشقی رو که داشتی، برای کسی خرج کردی که بلد نبود نگهش داره. امروز برای دلِ شکستهت مادری کن؛ اون هنوزم لایق قشنگترین عاشقانه هاست.
«رفتنش پایانِ قصه تو نیست، پایانِ سهمِ اون از آغوشِ پر از عشقِ تو بود. زخمی که امروز روی قلبت داری، دقیقاً همون جاییه که نور قراره دوباره ازش وارد دنیات بشه. آروم بگیر، دلِ بیقرارِ من...»
برای اینکه دلت آروم بگیره و پذیرای عشق واقعی باشی تو کامنتها بنویس:
"من لایق عشق واقعی هستم"
تا خدا برات عشق بخواد و عشق رو تو زندگیت لمس کنی...
توجه: طالعبینی و فال جنبه علمی و پیشگویی قطعی ندارند و این مطلب صرفاً برای سرگرمی و ایجاد حالوهوای مثبت تهیه شده است.
کاربر گرامی، طبق آموزههای دین اسلام، اعتقاد به فال و پیشگویی مبنای علمی و دینی ندارد و میتواند زمینهساز خرافهگرایی باشد. از اینکه فقط جهت سرگرمی از فالها استفاده میکنید سپاسگزاریم و اوقات خوشی را برای شما آرزو میکنیم.