9 سناریوی محتمل در مورد حمله احتمالی آمریکا به ایران از زبان این کارشناس خبره

  سه شنبه، 07 بهمن 1404 ID  کد خبر 521334
9 سناریوی محتمل در مورد حمله احتمالی آمریکا به ایران از زبان این کارشناس خبره
ساعدنیوز: در سناریو اول می‌توان تحرکات نظامی آمریکا را در راستای ایجاد یک فشار روانی برای اثرگذاری بر فضای بعد از اعتراضات ایران در نظر گرفت. بر اساس ادعای دونالد ترامپ، آمریکا می‌خواهد جلوی محاکمات قضایی در ارتباط با اعتراضات را بگیرد و به این دلیل ممکن است تحرکات نظامی اخیر آمریکا برای فشار بر حکومت ایران باشد.

به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، حمزه صفوی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در یادداشتی نوشت: در شرایطی که فضای روابط بین‌الملل شاهد تحولات سریع و پیچیده‌ای است، روابط ایران و آمریکا به عنوان یکی از کانون‌های بحران‌زای جهانی، همواره در مرکز توجه تحلیلگران سیاسی و امنیتی قرار داشته است. تنش‌های اخیر میان دو کشور، به ویژه در پی تحولات داخلی ایران و مواضع تهاجمی ایالات متحده، این پرسش را به وجود آورده است که آینده این مناسبات چگونه خواهد بود و آیا احتمال بروز درگیری مستقیم یا غیرمستقیم افزایش یافته است؟

در روابط بین الملل و مطالعات امنیتی بدلیل تعدد عوامل موثر در تصمیم گیری ها پیش بینی قطعی علمی نخواهد بود و حرکت درست در جهت تبیین سناریوهای محتمل با هدف امادگی برای مواجهه است.

استاد مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران و پسر سردار رحیم صفوی مطرح کرد:

9 سناریوی محتمل در مورد مواجهه احتمالی ایران و آمریکا

در سناریو اول می‌توان تحرکات نظامی آمریکا را در راستای ایجاد یک فشار روانی برای اثرگذاری بر فضای بعد از اعتراضات ایران در نظر گرفت. بر اساس ادعای دونالد ترامپ، آمریکا می‌خواهد جلوی محاکمات قضایی در ارتباط با اعتراضات را بگیرد و به این دلیل ممکن است تحرکات نظامی اخیر آمریکا برای فشار بر حکومت ایران باشد.

حمزه صفوی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در یادداشتی نوشت: در شرایطی که فضای روابط بین‌الملل شاهد تحولات سریع و پیچیده‌ای است، روابط ایران و آمریکا به عنوان یکی از کانون‌های بحران‌زای جهانی، همواره در مرکز توجه تحلیلگران سیاسی و امنیتی قرار داشته است. تنش‌های اخیر میان دو کشور، به ویژه در پی تحولات داخلی ایران و مواضع تهاجمی ایالات متحده، این پرسش را به وجود آورده است که آینده این مناسبات چگونه خواهد بود و آیا احتمال بروز درگیری مستقیم یا غیرمستقیم افزایش یافته است؟

در روابط بین الملل و مطالعات امنیتی بدلیل تعدد عوامل موثر در تصمیم گیری ها پیش بینی قطعی علمی نخواهد بود و حرکت درست در جهت تبیین سناریوهای محتمل با هدف امادگی برای مواجهه است.

وقتی در مورد آمریکا صحبت به میان می آید از این قاعده مستثنی نیست و افزون بر آن درشرایط کنونی بزرگترین امپراطوری نظامی اقتصادی بشر در دست فردی افتاده است که با توجه به ویژگی های روانشناسی شخصی، تصمیم های خلق الساعه اتخاذ می نماید و لزوما منطقی و محاسبه شده تصمیم گیری نمی کند و این پیش بینی ها را سخت تر می‌کند.

نکته بعد آن که در این نوشتار تلاشی برای ترسیم سناریوهای کنش امنیتی-نظامی امریکا علیه ایران صورت گرفته است و سناریوهای پاسخ ایران بنابر برخی ملاحظات در یادداشت‌های سیاستی اندیشکده ای در جریان قرار دارد.

با توجه به مقدمه ای که ذکر شد در پاسخ به سوال مطرح شده ، آنچه میان ایران و آمریکا ممکن است رخ دهد را می‌توان به 9 سناریو تقسیم کرد که در ادامه به تشریح آنها پرداخته خواهد شد.

سناریوی یکم: در این سناریو می‌توان تحرکات نظامی آمریکا را در راستای ایجاد یک فشار روانی برای اثرگذاری بر فضای بعد از اعتراضات ایران در نظر گرفت. بر اساس ادعای دونالد ترامپ، آمریکا می‌خواهد جلوی محاکمات قضایی در ارتباط با اعتراضات را بگیرد و به این دلیل ممکن است تحرکات نظامی اخیر آمریکا برای فشار بر حکومت ایران باشد.

سناریوی دوم: در این سناریو آمریکا حمله نظامی محدودی انجام خواهد داد و اماکنی را مورد هدف قرار می‌دهد که به زعم آمریکا در مقابله با اتفاقات اخیر در ایران نقش داشته‌اند. ترامپ پیش از حوادث اخیر تهدید کرده بود که در صورت هزینه انسانی متعاقب اعتراضات واکنش نشان می‌دهد و اکنون آنهایی که در پی این ادعای ترامپ، انگیزه‌ای برای حضور پیدا کرده بودند نقد می‌کنند که ترامپ باعث فوت بسیاری از انسان‌ها در ایران شد و بعد از این اعتباری برای سخنانش قائل نخواهند بود.

سناریوی اخیر در راستای پاسخ‌دهی و معتبر کردن تهدیدهای پیشین ترامپ میتواند به مرحله ی اجرا برسد. در این میان نکته آن است که ایران هر نوع تعرض به خاکش را یک جنگ تمام‌عیار تلقی می‌کند و می‌دانیم جنگی تمام‌عیار، پاسخی تمام‌عیار هم می‌طلبد؛ با این وصف مشخص نیست انتهای این سناریو به کجا می‌رسد و نقطه آتش‌بس میان ایران و آمریکا کجاست. یک جمع‌بندی در ایران وجود دارد که پاسخ محدود به تهاجم آمریکا، مجوزی برای تجاوزات بعدی است و همان‌طور که در رسانه‌های رسمی اعلام شده است، حجم و نحوه پاسخ‌دهی ایران متفاوت با دفعات پیشین یعنی واکنش به ترور سردار سلیمانی و حمله آمریکا به پایگاه‌های هسته‌ای فردو و نطنز است.

سناریوی سوم: در این سناریوی احتمالی آمریکا به مراکز اصلی تصمیم گیری حمله خواهد کرد. بنیاد آمریکایی دفاع از دموکراسی‌ها، اخیرا لیستی از اهداف احتمالی آمریکا در حمله به ایران را منتشر کرد که مراکز عالی و کلیدی جمهوری اسلامی تصمیم گیری یکی از آن‌ها بود. این سناریو دو فرض دارد؛ نخست آنکه این حمله، نمادین خواهد بود و بیشتر برای مشروعیت‌زدایی از نظام ایران و به نوعی نرمال‌کردن حمله به حاکمیت جمهوری اسلامی است. آمریکا در پی این تصمیم شاید بخواهد القاء کند که جمهوری اسلامی، حاکمیتی مشروع نیست و حمله به آن مشروع است. قطعنامه‌ای که اخیرا شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد علیه ایران صادر کرد نیز این هدف آمریکا را تسهیل می‌کند تا آمریکا دست‌کم از حساسیت بین‌المللی حمله به ایران بکاهد.

سناریوی سوم: در این سناریوی احتمالی آمریکا به مراکز اصلی تصمیم گیری حمله خواهد کرد

بخش دوم این سناریو آن است که حمله با هدف تکرار سناریوی ونزوئلا صورت بگیرد. قسمت دوم این سناریو قوی نیست زیرا عنصر غافلگیری از بین رفته است و نظام ایران در بالاترین سطح هوشیاری برای حفاظت از رهبری قرار دارد. تبعات این سناریو هم ناشناخته است زیرا ایران اعلام کرده است که در کشورهایی که نفوذ دارد اعلام جهاد و اعلان درگیری با آمریکا خواهد داد؛ بنابراین شرایط در ایران متفاوت از آنچیزی است که در ونزوئلا رخ داد زیرا در ونزوئلا شخص اول کشور را ربودند و آب از آب تکان نخورد و این حالت در ایران قابل تحقق نیست و تبعاتش متفاوت است.

سناریوی چهارم: در این سناریو آمریکا به زیرساخت‌های موشکی و نظامی ایران حمله می‌کند. باتوجه به آنکه اسرائیل به طور مشخص اعلام کرده است تا زمانی که ایران توان موشکی خود را حفظ کرده باشد، دست از اقدام علیه ایران بر نمی‌داریم و به طور واضح هم ترامپ بر کنار گذاشتن توان موشکی ایران تأکید کرده، این سناریو قابل طرح است. اسرائیل و آمریکا مدعی‌اند که اجازه توسعه توان موشکی ایران را نمی‌دهیم و ایران باید از این قابلیت دست بِکشد. مشکل این سناریو آن است که پایگاه‌هایی موشکی ایران به ویژه بعد از جنگ 12 روزه گسترده شده‌اند. ایران کشوری با وسعت زیاد است و پایگاه‌هایی موشکی‌اش در نقاطی محدود جمع نشده‌اند. این سناریو می‌تواند به شدت برای آمریکا هزینه‌زا باشد و شانس رسیدن به اهداف آمریکا هم پایین خواهد بود. احتمال موفقیت‌آمیز بودن این سناریو نسبت به سایر سناریوها نسبت به از بین بردن سایت‌های هسته‌ای کمتر است زیرا مختصات جغرافیایی سایت‌های هسته‌ای باتوجه به بازرسی بازرسان آژانس مشخص است و از طرفی تعداد آنها قابل مقایسه با پایگاه‌های موشکی نبود. ایران در ارتباط با پایگاه‌های موشکی‌اش بخصوص بعد از جنگ دوازده روزه تمرکززدایی کرده است. این سناریو با مشکلات فنی روبه‌رو است و اگر انجام شود، بعید است موفقیت چندانی داشته باشد. ایران هم اعلام کرده است در این سناریو کل پایگاه‌های آمریکا را مورد هدف قرار می‌دهد و اعلام شده است که تعرض به خاک ایران به معنای جنگی تمام‌عیار است. با این اوصاف سناریوی اخیر می‌تواند برای کل منطقه خطرناک باشد.

سناریوی پنجم: در این سناریو آمریکا به زیرساخت‌های اقتصادی مانند عسلویه یا ستاره خلیج فارس حمله خواهد کرد. این حالت را هم باید به دو فرضیه تقسیم کنیم. فرضیه نخست آن است که حمله به صورت گسترده و آنی انجام شود؛ سناریویی آخرالزمانی که زیرساخت‌های اقتصادی را از بین می‌برد و ایران هم به زیرساخت‌های کشورهای حمایت کننده از امریکا در منطقه و اسرائیل حمله خواهد کرد. فرضیه دوم آن است که حمله به صورت مرحله ای ، زمان‌بندی شده و به صورت رتبه‌بندی همراه با اعلام قبلی انجام شود؛ به نحوی که پس از هر قسمت از حمله، آمریکا شرایط خود را اعلام و مطرح کند در صورت عدم موافقت تهران، فاز تازه‌ای از حمله رخ دهد. این سناریو ایران را در شرایط پیچیده‌ای قرار می‌دهد و ایران هم از تصاعد بحران در مناطق تحت عملیاتش استفاده می‌کند.

سناریوی ششم: در این سناریو حمله برای اشغال یک منطقه و بعد از آن شکل‌دهی منطقه پروازممنوع در آن منطقه است. شیوه‌ای که آمریکا در سوریه و بخش‌هایی از عراق ایجاد کرد. باتوجه به تحرکات امارات متحده عربی در ارتباط با جزایر سه‌گانه و امضای اخیر اتحادیه آفریقا ذیل بیانیه‌ای در این ارتباط و دیگر تحرکات سیاسی امارات ممکن است جزایر سه‌گانه در ابتدا مورد هدف باشند یا حتی بحث‌هایی از کردستان، بلوچستان یا مناطقی از آذربایجان. این حالت هم به معنی ورود نظامی به ایران است که ایران هم تصاعد بحران را پی خواهد گرفت. امارات دارایی های بسیاری برای از دست دادن دارد در صورت تحقق این سناریو.

سناریوی هفتم: در این حالت ممکن است تحرک نظامی برای دستیابی به یک حرکت فلج‌کننده اقتصادی باشد. برای مثال ظرفیت نظامی آمریکا به منطقه آورده شود تا فشار سنگینی بر ورودی‌های کشتیرانی بر اِعمال شود یا آنکه صادرات نفت ایران دچار انسداد کامل شود. این حالت برای آن است که اگر ایران بخواهد تحرکی نظامی در برابر آن انجام دهد، با یک واکنش سنگین مواجه شود. این هم سناریویی خطرناک است که امید است مسئولان برای آن تدابیر لازم را بیندیشند.

سناریوی هشتم: این سناریو ترکیب برخی از سناریوهای مذکور با یکدیگر است. ممکن است ترکیب سناریوها با برخی ترورهای هدفمند علیه مقامات ایران رخ دهد یا با ایجاد اختلال و انفجار از درون کشور در زیرساخت‌های اقتصادی، مواصلاتی، امنیتی و انرژی. در این سناریو هدف از بین‌بردن زیست عادی در ایران است به انضمام آنکه ممکن است در این حالت اتباع غیرقانونی و گروه‌های معاند هم کمک‌کننده باشند.

سناریوی نهم: سناریوی نهم را می‌توان سناریوی «شگفتی‌ساز» عنوان نهاد. از نظر علمی برخی دستاوردهای فن اورانه این کشور هنوز شناخته نشده است . در چند روز اخیر اعلام شد که آمریکا در حمله به ونزوئلا از یک سلاح سری و جدید رونمایی کرد؛ سلاحی که با ایجاد امواج صوتی بالا، محافظان مادارو را دچار خون‌ریزی داخلی کرد و از پای درآورد. این تکنولوژی جدیدی است که بشر به خود ندیده بود. ما باید فضایی را برای این سناریو هم قائل باشیم و از متخصصان علوم مختلف بخواهیم اگر شواهدی از تکنولوژی‌های جدید دارند ارائه دهند تا بتوان تدابیری برای مقابله با آن در نظر گرفت.

در تمام سناریوها به جز سناریوی اول که ایجاد اثرگذاری روانیِ بعد از اعتراضات است، این احتمال وجود دارد که آمریکا دست به اقدام نظامی بزند اما بدلیل ابهام در واکنش ایران، برای آمریکا ریسک بالایی دارد. آمریکا با دو مسئله مواجه است؛ در ونزوئلا تا وقتی اطمینان نیافت که سربازی از خود کشته نمی‌شود، دست به اقدام نزد. در موضوع ایران برای آمریکا سخت است که به چنین اطمینانی دست پیدا کند؛ بنابراین در ایران تحقق آنچه در ونزوئلا رخ داد، بعید است. دیگر آنکه آنچه در ونزوئلا رخ داد منطبق با دکترین امنیت ملی آمریکا بود؛ مبنی بر آنکه نیم‌کره غربی جهان برای آمریکا در اولویت است و همان امری که در دکترین مونرو آمده و ترامپ آن را مطرح کرده است و منطبق با اسناد بالادستی آمریکاست اما درگیری با ایران مخالف روح اسناد بالادستی این کشور است.

ارتش امریکا برای حمله سریع موثر ساخته شده است و ساختار نظامی ایران بر مبنای مقاومت و بقا و پایداری تحت فشار شکل گرفته است. نکته دیگر آن است که ایران پیش از این در واکنش به ترور سردار سلیمانی و حمله آمریکا به فرودو و نطنز محتاطانه رفتار کرد با هدف مدیریت بحران و جلوگیری از افزایش تنش، اما اکنون محاسبات در تهران تغییر کرده است و سنجش هزینه‌ها برای آمریکا پیچیده‌تر شده است. تهران بر مبنای این درک عمل میکند که عکس العمل نمادین در مقابل حمله احتمالی امریکا توان بازدارندگی ایران بطور کامل نابود خواهد کرد .بنابراین بگونه ای متفاوت عمل خواهد کرد.

انباشت مشکلات مختلف، ایران را با وضعیت خطرناکی مواجه ساخته است.‌ تجمیع لایه های بحران در داخل و هم‌زمان احتمال مداخلات خارجی باعث شده است که نیرویی آسیب‌زننده به وجود آید. ایران چاره‌ای ندارد جز آنکه در برابر نیروهای خارجی، اجماعی در داخل ایجاد کند. اسرائیل و آمریکا دنبال آن هستند که برای حمله به ایران توجیهی بشردوستانه ایجاد کنند؛ با این وصف ایران باید تقویت فضای داخلی را مورد توجه قرار دهد. ایجاد طرح ها و ابتکار عمل ها برای نوعی اجماع و وحدت داخلی و نیز کاهش تعدد نیروهای مخالف در درون و بیرون می‌تواند در دستور عمل قرار گیرد. در بعد نظامی نیز داشتن برنامه عملیاتی برای بدبینانه‌ترین سناریوها و در نظر گرفتن امکان اختلال در تمامی خطوط ارتباطی فرماندهی در غالب تاکتیک هایی مانند تاکتیک «گرگ تنها» می‌تواند مد نظر قرار گیرد که بر مبنای آن نیروها و گروه‌های بسیار ولی کم تعداد تجهیز شده که قابلیت کنش بدون فرماندهی واحد و مرکزی را داشته باشند که قادر به اقدام به نابودی اهداف نیروی مخاصم باشند.


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها