به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، به نقل از مهر، غلامعلی حدادعادل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، صبح امروز در مراسم یادبود قائد شهید و بانوان شهیده بیت رهبری که با حضور ماهروزاده در دانشگاه الزهرا (س) برگزار شد، اظهار کرد: تشکر میکنم از اینکه یاد شهیدان، بهویژه رهبر شهید انقلاب اسلامی را گرامی داشتید. تسلیت عرض میکنم و شهادتها، شهادت رهبر و خانواده ایشان را تبریک میگویم.
وی افزود: درباره رهبر شهید انقلاب بسیار میتوان سخن گفت. اگر حجمی را در نظر بگیرید و از زوایای مختلف آن را برش بزنید، هر صفحهاش یک حکایت تازه است؛ اگر 360 درجه برش بزنید، 360 ورق برای شما میشود که میتوان از فضایل رهبری گفت.
حدادعادل ادامه داد: بنده این توفیق را داشتم که از سه، چهار روز بعد از پیروزی انقلاب خدمت ایشان رسیدم و بهصورت منظم و مستمر با ایشان ارتباط داشتم. بعد که توفیق خویشاوندی با ایشان پیدا کردم، ارادتم به ایشان بیشتر شد.
وی گفت: این ارادت از دو جهت بیشتر شد؛ یکی اینکه با فرزندان ایشان، بهویژه با آقای سیدمجتبی، دامادم، آشنا شدم. به حکم این عبارت که «درخت را از میوهاش میشناسند»، من یکی از میوههای این درخت پربار را که شناخته بودم، بیشتر به پاکی این درخت پی بردم.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: دیدم هرچه از ایشان میدانم، خوبی است. همین چند وقت پیش، قبل از شهادت آقا، یک روز با خانم دکتر نشسته بودیم و درباره آقا مجتبی صحبت میکردیم. هر دوی ما این عبارت را گفتیم که آقا مجتبی یک نور بود که وارد خانه ما شد. واقعاً همینطور بود و من از این موضوع بیشتر به پاکی آقا، اینکه چگونه فرزندان خود را تربیت کردهاند و اینکه این موضوع حکایت از خوبی خود ایشان میکند، پی بردم.
وی افزود: علاوه بر این، از طریق این خویشاوندی، تا اندازهای از زندگی داخلی ایشان نیز مطلع شدم.
حدادعادل گفت: اشخاصی مانند بنده ممکن است سخنرانی کنیم، حرفهای خوب و زیبا بزنیم، اما گاهی ظاهرمان بهتر از باطنمان باشد و باطنمان به شکل دیگری باشد. این اتفاق زیاد میافتد. اما این آقای شهید، باطنش از ظاهرش بهتر بود. نهتنها ظاهر و باطنش یکی بود، نهتنها آن چیزی را که به مردم میگفت عمل کنید، خودش عمل میکرد، بلکه بیشتر از آنچه به مردم میگفت، خودش عمل میکرد.
وی ادامه داد: این روزها در فضای مجازی بعضی مطالب درباره زهرا و بچههای ایشان نقل شده است؛ از جمله اینکه گفتهاند پسر زهرا رفته بود فوتبال بازی کند و مربی گفته بود با این کفش دفعه بعد نیا. او گفته بود من یک جفت کفش بیشتر ندارم؛ با همین کفش کلاس میروم، مدرسه میروم، مهمانی میروم و فوتبالم را هم با همین کفش بازی میکنم.
حدادعادل تصریح کرد: این واقعیت بود. این خانواده با سه فرزندی که مدرسه میرفتند، در یک آپارتمان 100 متری زندگی میکردند و در همین آپارتمان هم زهرا به شهادت رسید. همین موضوع باعث شد ارادتم بیشتر شود، زیرا دیدم صداقت در کار است.
وی افزود: درباره آقا باید زیاد سخن گفت. انشاءالله اگر توفیق پیدا کردم، به وظیفهام عمل خواهم کرد. منتها چون اینجا دانشگاه است و دانشگاه زنان است، میخواهم در فرصت کمی که دارم به دو جنبه اشاره کنم که شما بیشتر درباره آن فکر و بحث کنید؛ یکی نقش ایشان در پیشبرد علم در کشور که به دانشگاه مربوط میشود و دیگری تأثیر ایشان در رشد و بالندگی زنان در جمهوری اسلامی.
حدادعادل گفت: آقا تحصیلات دانشگاهی نداشتند؛ بعد از دبستان تحصیلات حوزوی داشتند و درس حوزوی خوانده بودند و به مقام اجتهاد، استادی، مرجعیت و تدریس خارج رسیده بودند، اما درک ایشان از علم، علوم نوپدید و نقش علم در کشور حیرتآور بود.
آیا به جز ایران کشوری را سراغ دارید که نوه رهبر شهید و فرزند رهبر فعلی آن برای رفتن مدرسه فوتبال مشکل کفش داشته باشد؟ یا فرزند رهبر آن در خانهای 100 متری زندگی کند؟ این ساده زیستی چقدر محبوب و مردمی شدن رهبر شهید و رهبر معظم انقلاب تاثیر داشت و دارد؟