به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، هنوز از یادها نرفته است که در دورانی که بیماری محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران، دغدغهای برای جامعه هنری بود، دولت وقت با درک جایگاه او، تمام قد به میدان آمد. در حالی که امروز مژگان شجریان در کنار افرادی دیده میشود که علناً در پی فراخواندن دشمنان برای حمله به خاک ایران هستند، فراموش کرده است که چگونه نظام جمهوری اسلامی و وزارت بهداشت در دولت آقای روحانی، با هزینههای سنگین و تجهیز کامل یک اتاق در منزل شخصی استاد، سه شیفت پرستار و تامین تمامی داروهای مورد نیاز، متولی درمان پدرش شدند. روایتی که نشان میدهد این نظام نه تنها از هیچ تلاشی برای سلامت ایشان دریغ نکرد، بلکه حتی برای آرامش استاد، ورود او به کشور را در سکوت و با آمبولانس اختصاصی از پای پرواز مدیریت کرد تا امنیت و سلامت او خدشهدار نشود.

اما گویی برای مژگان شجریان، نمکخوردن و نمکدان شکستن به یک رویه تبدیل شده است. او که در دامان همین آب و خاک و با حمایتهای بیدریغ این مرز و بوم رشد کرده، امروز در چرخشی شرمآور، تریبون خود را در اختیار کسانی قرار داده است که سابقه سیاهی در خیانت به میهن دارند. حضور او در جمع شعاردهندگان به نفع رضا پهلوی و همراهی با جریاناتی که از فشارهای حداکثری و تهدیدات نظامی علیه ایران حمایت میکنند، نه یک کنش سیاسی، که دهنکجی به ریشهها و هویت ایرانی خویش است. او در حالی برای بیگانگان نغمه میخواند که گویی فراموش کرده جایگاه هنریاش مدیون کدام بستر فرهنگی و کدام حمایتهای نظام بوده است.
این اقدام مژگان شجریان، لکه ننگی بر کارنامه هنری اوست که نشان میدهد چگونه زرق و برقهای کاذب اپوزیسیون خارجنشین میتواند یک فرد را تا جایی مسخ کند که نه تنها حافظه تاریخی خود را به حراج بگذارد، بلکه در مقابل امنیتی که نظام برای خانوادهاش فراهم کرد، بایستد. همراهی با کسانی که دستدردست دشمنان ایران، آرزوی فروپاشی و ناامنی این کشور را در سر میپرورانند، خیانتی آشکار به خون و نامی است که او یدک میکشد. مژگان شجریان امروز در مسیری گام برمیدارد که پایانش جز انزوا در میان تودههای مردم و سرشکستگی در برابر تاریخ ایران نیست.
«اگر جای مردم بودید، چه واکنشی به این اقدام مژگان شجریان نشان میدادید؟ نظرتان را در بخش دیدگاهها ثبت کنید.»