به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، با زمزمههای نزدیک شدن ایران و آمریکا به یک تفاهم برای توقف درگیریها در غرب آسیا، جبهه گستردهای از مخالفان برای ممانعت از این توافق شکل گرفته است. در راس این مخالفان، بنیامین نتانیاهو قرار دارد که نقش کلیدی در کشاندن دونالد ترامپ به این تقابل مستقیم ایفا کرد. برای نخستوزیر اسرائیل، پایان جنگ بدون دستیابی به اهداف جاهطلبانهاش نظیر برچیدن برنامه هستهای و قطع نفوذ منطقهای ایران، به معنای فروپاشی کامل دکترین استراتژیک او در آستانه انتخاباتی سرنوشتساز است. همزمان، مهرههای تندروی حزب جمهوریخواه در آمریکا، از جمله مایک پمپئو و تد کروز، با انتقاد شدید از کاخ سفید، این توافق احتمالی را به مثابه تسلیم در برابر تهران دانسته و خواستار ادامه فشارهای نظامی برای رسیدن به اهداف حداکثری هستند.
در کنار تندروهای آمریکایی و گروهی از منتقدان داخلی موسوم به «هرگز ترامپیها» که با تحقیر استراتژی رئیسجمهور آمریکا تلاش میکنند او را برای ادامه جنگ تحریک کنند، جبهه منطقهای نیز به شدت فعال شده است. دولتهای بحرین و امارات متحده عربی که میلیاردها دلار برای جلب حمایت واشنگتن سرمایهگذاری کردهاند، به شدت نگران تثبیت قدرت ایران در خلیج فارس هستند. این کشورهای عربی که پیشتر حتی برای ایجاد پوششهای حقوقی و لجستیکی علیه ایران در سازمان ملل و میدان نبرد با اسرائیل همکاری پنهان و آشکار داشتهاند، اکنون با استفاده از اهرمهای لابیگری خود در واشنگتن، میکوشند مانع از هرگونه توافقی شوند که رویای سرنگونی یا تضعیف نظام سیاسی ایران را برای همیشه بر باد میدهد.
تکاپوی هماهنگ اما سراسیمه این ائتلاف ناهمگون، پرده از یک واقعیت ژئوپلیتیک عمیق برمیدارد: فروپاشی توهم «تغییر معادلات منطقه از طریق مداخله نظامی خارجی». نتانیاهو که سالها هویت سیاسی خود را بر پایه انزوای ایران و کشاندن پای ماشین جنگی آمریکا به خاورمیانه استوار کرده بود، اکنون با کابوس مشروعیتبخشی مجدد به هژمونی تهران مواجه است. وحشت تلآویو و تندروهای واشنگتن ناشی از این درک راهبردی است که اگر شدیدترین سطح از درگیری نظامی نتواند ساختار سیاسی و دفاعی ایران را در هم بشکند، بازگشت به میز مذاکره و پذیرش آتشبس، به معنای شناسایی رسمی جمهوری اسلامی بهعنوان یک قدرت شکستناپذیر و بلامنازع در معماری امنیتی منطقه خواهد بود.
از سوی دیگر، مخالفت و لابیگری سنگین محور منامه-ابوظبی، نشاندهنده بنبست استراتژیک دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس است. این پایتختها که امنیت شکننده خود را به چتر حمایتی غرب و رویای تضعیف بنیادین ایران گره زده بودند، اکنون با شبح «رهاشدگی» از سوی واشنگتن دستوپنجه نرم میکنند. هراس اصلی این محور آن است که تفاهم تهران و واشنگتن، به معنای پذیرش نظم نوینی باشد که در آن تثبیت حاکمیت دریایی و منطقهای ایران به رسمیت شناخته میشود. در نهایت، تقلای این شبکه گسترده از مخالفان، نه از سر قدرت، بلکه بازتابی از وحشت مشترک آنها در برابر تولد یک خاورمیانه جدید است؛ خاورمیانهای که در آن معادلات قدرت دیگر با چکهای سفید امضای عربی یا لابیگریهای تلآویو در کاخ سفید تعیین نخواهد شد.