به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، مسعود پزشکیان با تاکید موکد بر ضرورت حفظ وحدت و انسجام در ساختار سیاسی کشور، صراحتاً اعلام میکند که از بیان هرگونه سخنی که در تضاد با جهتگیریها و سیاستهای کلی رهبری باشد، پرهیز میکند. او بروز اختلافنظر علنی میان مسئولان نظام، از جمله دولت، مجلس و نهادهای رسانهای مانند صداوسیما را آسیبی بزرگ میداند که به چندصدایی مخرب و سردرگمی افکار عمومی منجر میشود. پزشکیان معتقد است که سیستم باید در تصمیمگیریهای کلان به یک صدای واحد برسد و تشتت آرا در تریبونهای رسمی، اقتدار حاکمیت را خدشهدار میکند و باید پیش از رسانهای شدن اختلافات، آنها را در اتاقهای در بسته حلوفصل کرد.
بخش کلیدی سخنان پزشکیان به موضوع حساس مذاکرات بینالمللی و رویکرد دوگانه رسانهای در قبال آن اختصاص دارد. وی با اشاره به جلسات و رایزنیهای خود، یادآور میشود که رهبر شهید انقلاب با اصل بازگشت به میز مذاکره برای دستیابی به یک «صلح عزتمندانه» موافقت کردهاند، چرا که بر اساس منطق حاکمیتی ایشان، وضعیت «نه جنگ و نه صلح» مطلوب کشور نیست. با این حال، او از رویکرد فعلی برخی تریبونها که برخلاف این تصمیم کلان، همچنان به تبلیغ علیه مذاکره میپردازند و فضای جامعه را ملتهب میکنند، به تندی انتقاد کرده و خواستار همسویی کامل برخی مسئولان با تصمیمات استراتژیک و کلان نظام شده است.
سخنان مسعود پزشکیان پرده از یکی از عمیقترین چالشهای ساختاری در سیاست داخلی و خارجی ایران برمیدارد: «بحران یکپارچگی در پیامرسانی حاکمیتی». تاکید او بر لزوم پرهیز از چندصدایی، نشاندهنده آسیبی است که سالهاست گریبانگیر دستگاه دیپلماسی و رسانهای کشور شده است. هنگامی که عالیترین سطوح تصمیمگیری در نظام به این جمعبندی میرسند که خروج از بنبستهای فعلی نیازمند دیپلماسی و بازگشت به میز مذاکره با شرط حفظ عزت ملی است، تداوم پمپاژ رسانهای علیه اصل مذاکره توسط برخی نهادها، نهتنها اعتماد عمومی را سلب میکند، بلکه پالسهای متناقضی به طرفهای بینالمللی میفرستد. این تضاد آشکار میان «تصمیمات استراتژیک اتاقهای فکر نظام» و «خروجی آنتنهای رسمی»، دقیقاً همان نقطه ضعفی است که پزشکیان با صراحت روی آن دست گذاشته است.
از منظر تحلیل رفتار سیاسی، مواضع پزشکیان در این ویدیو یک استراتژی هوشمندانه برای همسو کردن جریانهای مختلف با واقعیتهای میدانی است. او با استناد مستقیم به نظرات رهبری، تلاش میکند تا مشروعیت لازم را برای ایده «مذاکره و تعامل» فراهم کند. این ادبیات، فراتر از یک نقد ساده به برخی سیاسیون، یک مانیفست سیاسی است؛ مانیفستی که میگوید دوران بازیهای دوگانه در سیاست خارجی به سر آمده و بقا و توسعه کشور در گرو پذیرش واقعیتها، اتخاذ تصمیمات سخت اما ضروری، و البته پشتیبانی یکپارچه تمام ارکان نظام از این تصمیمات است.