به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، به نقل از یادداشت دکتر ابراهیم متقی در روزنامه اعتماد، رفتارهای سیاسی و ادبیات رسانهای دونالد ترامپ در برهه کنونی، شباهت زیادی به دورههای گذشته دارد که در آن تلاش میشد طرف مقابل در وضعیت ابهام و بلاتکلیفی قرار گیرد. این کارشناس روابط بینالملل معتقد است سیاستهای فعلی آمریکا و اسرائیل نباید به معنای تمایل آنها به صلح تعبیر شود، بلکه این رویکرد، سازوکاری برای گمراهسازی کارشناسان، دیپلماتها و فرماندهان نظامی است تا زمینه برای یک غافلگیری نظامی فراهم شود. وی تاکید میکند که اولویت اصلی ترامپ کسب دستاوردهای نظامی است و مصوبات محدودکننده مجلس نمایندگان آمریکا نیز نمیتواند مانع تصمیمات فردی او شود.

این استاد دانشگاه تهران با اشاره به تغییر ماهیت نبردهای امروزی به دلیل پیشرفت فناوریهای پهپادی و موشکی، هشدار میدهد که طرف مقابل به دنبال ایجاد یک فرسایش تدریجی در تواناییهای دفاعی ایران است. از نگاه او، هرگونه تردید یا خوشبینی دیپلماتها و فرماندهان نسبت به نیت واقعی واشنگتن، میتواند به یک غافلگیری پرهزینه منجر شود. متقی در پایان یادداشت خود تاکید کرده است که شناخت دقیق برنامههای حریف، یک ضرورت حیاتی برای کشور است و وقفههای موقت در مواضع ترامپ را نباید به معنای پایان برنامههای نظامی او دانست.
بر اساس تحلیل اختصاصی پایگاه خبری ساعدنیوز، دغدغه اصلی در تحلیلهای بدبینانهای از این دست، ریشه در تجربههای تاریخی گذشته دارد که در آنها دیپلماسی عمومی با تحرکات نظامی همخوانی نداشته است. واقعیت این است که مخاطب امروز به دنبال درک این نکته است که آیا لحن آرام یا مبهم ترامپ نشانهای از گشایش است یا یک آرامش پیش از طوفان. رفتارشناسی ترامپ نشان میدهد او بیش از آنکه به دنبال جنگهای بزرگ و پرهزینه باشد، از ابزار ابهام برای گرفتن امتیازهای بزرگ در میز مذاکره استفاده میکند؛ با این حال، مرز میان این فشار حداکثری و یک جرقه نظامی بسیار باریک است و همین مسئله حساسیت شرایط را دوچندان میکند.
پیامد اصلی این نوع نگاه کارشناسی، ضرورت حفظ آمادگی همهجانبه در کنار باز نگه داشتن کانالهای گفتوگو است. برای مخاطبی که نگران ثبات اقتصادی و امنیت کشور است، بهترین رویکرد این است که دستگاههای تصمیمگیر نه دچار خوشبینی مفرط شوند و نه در تله هراس از جنگ بیفتند. ترکیب هوشیاری نظامی با تحرک هوشمندانه دیپلماتیک میتواند اثر غافلگیری را خنثی کند. در واقع برآیند این شرایط نشان میدهد که کلید عبور از این مرحله، شناخت دقیق تفاوت میان جنگ روانی و آمادگی واقعی برای نبرد در رفتارهای کاخ سفید است.