به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، دنیس راس، از مقامات ارشد و دیپلماتهای کهنهکار ایالات متحده در دولتهای ریگان، بوش، کلینتون و اوباما، در یادداشتی راهبردی برای «انستیتو سیاست واشنگتن» به کالبدشکافی تقابل نظامی اخیر و توافق میان ایران و آمریکا پرداخته است. وی معتقد است هرچند دولت ترامپ در کوتاهمدت به تمام اهداف اعلامشده خود نرسید، اما بذر یک تغییر ساختاری بزرگ را در تهران کاشته است.
راس معتقد است ایران در این نبرد نظامی، مهارت بالایی در استفاده از اهرمهای خود نشان داد و از دو ابزار قدرتمند استفاده کرد که پیش از این فکرش را نمیکرد: اختلال در ترانزیت تنگه هرمز و حمله به تأسیسات نفتی کشورهای عرب خلیج فارس.
این تحلیلگر آمریکایی، ناتوانی ترامپ در تفکیک میان «تغییر رژیم» یا «تضعیف ابزارهای رژیم» را عامل شکلگیری این واقعیت جدید میداند. به باور راس، رهبران ایران به دلیل غریزه بقا، از سال 1987 تا 1988 هرگز به سمت بستن تنگه هرمز نرفته بودند؛ اما وقتی دونالد ترامپ سیگنال سرنگونی صادر کرد، تهران متوجه شد چیزی برای از دست دادن ندارد و هرمز را به نقطه اصلی اهرم استراتژیک خود تبدیل کرد.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که ترامپ بسیار دیر متوجه این اهرم شد و سعی کرد با محاصره صادرات و واردات ایران، پاتک بزند. او حتی به طور گذرا تهدید به اجرای عملیاتی تحت عنوان «پروژه آزادی» برای بازگشایی زورمدارانه تنگه کرد، اما به سرعت آن را لغو کرد.
عقبنشینیهای پیدرپی ترامپ در کنار هراس کشورهای حاشیه خلیج فارس از انتقام موشکی و پهپادی ایران، به دیپلماسی واشنگتن آسیب جدی زد. دنیس راس پیشبینی میکند که حتی با وجود توافق، ایران در آینده با بهانههایی نظیر نقض قوانین یا وضع «هزینههای ناوبری»، کشتیها را در تنگه هرمز به چالش خواهد کشید تا نشان دهد اوضاع به روال سابق برنمیگردد.
این مقام سابق کاخ سفید درباره پایداری توافق ابراز تردید کرده و مینویسد توافق ممکن است به دلیل مسائلی چون آتشبس ناپایدار در لبنان یا برداشتهای متفاوت از لغو تحریمها از هم بپاشد. مقامات آمریکایی تاکید دارند که لغو واقعی تحریمها منوط به پاسخگویی ایران در حوزه هستهای، به ویژه حذف و خروج 440 کیلوگرم اورانیوم غنیشده با خلوص 60 درصد است.
یادداشت واشنگتنپست در نهایت به پیامدهای داخلی این نبرد برای ایران میپردازد. گرچه ایران بیش از 13 هزار هدف مورد اصابت را تجربه کرد و آسیبهای عمیقی به پایگاه صنعتی-دفاعی و اقتصاد بیمارش وارد شد، اما چالش اصلی از فردا آغاز میشود.
راس استدلال میکند که بازسازی ایران پس از جنگ به منابع مالی عظیمی نیاز دارد که با نرخ بیکاری گسترده و ناتوانی مزمن در حکمرانی سازگار نیست. این فشارهای خردکننده لزوماً به فروپاشی منجر نمیشوند، اما میتوانند بستر را برای چیزی فراهم کنند که رهبری ایران شدیداً از آن واهمه دارد: ظهور یک گورباچف ایرانی. فردی از درون ساختار که اولویت خود را توسعه داخلی، ارتباط با مردم و پایان دادن به رویارویی با جهان خارج قرار دهد؛ فرجامی که حاصل جنگ انتخابی ترامپ خواهد بود.
ادعاها و تحلیلهای مطرحشده از سوی دنیس راس در این یادداشت، در حالی بیان میشود که روند تحولات میدانی و خروجی نبرد اخیر گواه واقعیتی متفاوت است؛ ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی که با هدف غایی سرنگونی جمهوری اسلامی ایران وارد فاز نظامی شده بودند، پس از ناکامی در جبهههای نبرد و شکست در تحقق اهداف خود، در نهایت ناگزیر به پذیرش واقعیت، نشستن بر سر میز مذاکره با تهران و پذیرش کامل شروط ایران شدند. افزون بر این، برخلاف تصویرسازی این مقام غربی، بر اساس مفاد توافق صورتگرفته، جمهوری اسلامی ایران منابع مالی مشخصی را به عنوان غرامت و جهت جبران خسارتهای وارده از سوی آمریکا دریافت خواهد کرد که این امر در تضاد آشکار با تحلیلهای یادشده است. پایگاه خبری تحلیلی «ساعدنیوز» این مطلب را صرفاً در راستای رسالت آگاهیبخشی، بازتاب نگاه اندیشکدههای غربی و آشنایی مخاطبان با فضای رسانهای آنها منتشر کرده است و صحتوسقم ادعاهای نویسنده را تأیید نمیکند.