به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، مهدی بختیاری، کارشناس مسائل نظامی در گفتوگو با تلویزیون اینترنتی همشهری گفت:
-امروزه تمام دعواها در خلیجفارس بر سر تنگههرمز از آنروست که قدرت و حاکمیت ایران را بر تنگه هرمز بگیرند و از آن رو جمهوری اسلامی ایران تمام تلاش خود را دارد که این اِعمال قدرت بر تنگه هرمز همچنان باقی بماند.
-موضوع بسته شدن تنگه هرمز و اعمال قدرت در این آبراه مهم موضوع تازهای نیست و از زمان جنگ این مسأله مطرح بوده. اما رفتهرفته غربیها این باور را داشتند که موضوع بسته شدن تنگه هرمز در حدِ یک تهدید بالقوه خواهد ماند و هیچگاه عملی نخواهد شد.
-اما جنگ اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل نشان داد این تهدید میتواند بالفعل شود و اساسا با عملی شدن این تهدید بود که بازی جنگ را در ایران تغییر داد.
-حال تنگه هرمز یک ابزار مهم در دست ایران باقی مانده و تمام تلاش غرب و آمریکا این است که این قدرت از ایران سلب شود.
-اخباری وجود دارد مبنی بر حضور یک ناو فرانسوی و یک ناو آمریکایی. باید توجه داشت که یک بخشی از این حضور به جهت تهدید و مرعوبساختنِ روانی است.
-به شکل عملی و عینی به نظر میرسد که اروپاییها چندان علاقهمند نیستند که با ایران در خلیج فارس آن هم به شکل مستقیم درگیر شوند.
بنابر تحلیل اختصاصی پایگاه خبری ساعدنیوز، اظهارات مهدی بختیاری بیش از آنکه بر احتمال وقوع یک درگیری دریایی متمرکز باشد، بر مفهوم «بازدارندگی مبتنی بر تنگه هرمز» تأکید دارد؛ مفهومی که طی ماههای گذشته به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت راهبردی ایران در معادلات منطقهای تبدیل شده است.
از نگاه این کارشناس، جنگ اخیر باعث شده تهدید بستن تنگه هرمز از یک «اهرم صرفاً سیاسی» به یک «گزینه قابل تصور» در ذهن بازیگران بینالمللی تبدیل شود. این تغییر برداشت، مهمترین پیام سخنان اوست؛ زیرا در ادبیات بازدارندگی، آنچه اهمیت دارد نه صرفاً توانایی انجام یک اقدام، بلکه باور طرف مقابل به امکان اجرای آن است.
بختیاری همچنین تلاش دارد حضور ناوهای آمریکایی و فرانسوی در منطقه را بیشتر در چارچوب جنگ روانی تحلیل کند تا مقدمه یک رویارویی مستقیم. این برداشت نشان میدهد که از منظر او، غرب به دنبال حفظ فشار و نمایش قدرت است، اما همزمان از گسترش تنش به یک نبرد دریایی گسترده که میتواند امنیت انرژی و تجارت جهانی را به خطر بیندازد، پرهیز میکند.
در بخش دیگری از این تحلیل، بر رقابت راهبردی بر سر «کنترل و اعمال حاکمیت» در تنگه هرمز تأکید شده است. به بیان دیگر، موضوع صرفاً عبور کشتیها نیست، بلکه حفظ اهرم ژئوپلیتیکی ایران در یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان است؛ اهرمی که در شرایط بحرانی میتواند بر محاسبات سیاسی و اقتصادی قدرتهای بزرگ اثرگذار باشد.
درباره ادعای تأثیر جنگ اخیر بر تغییر محاسبات غرب یا انگیزه حضور شناورهای نظامی، دیدگاههای متفاوتی در میان تحلیلگران و مراکز مطالعاتی وجود دارد. در مجموع، محور اصلی این تحلیل بر این گزاره استوار است که تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین ابزارهای بازدارندگی و نفوذ ژئوپلیتیکی ایران محسوب میشود و رقابت میان تهران و غرب بیش از آنکه صرفاً نظامی باشد، بر سر حفظ یا کاهش ارزش راهبردی این اهرم در معادلات امنیتی منطقه جریان دارد.