ایران قرار است 20 سال بجنگد؟ پاسخ به سؤالی که این روزها ذهن خیلی‌ها را درگیر کرده

  چهارشنبه، 18 شهریور 1405 ID  کد خبر 548995
ایران قرار است 20 سال بجنگد؟ پاسخ به سؤالی که این روزها ذهن خیلی‌ها را درگیر کرده
ساعدنیوز: در روزهای اخیر، ادبیاتی در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور پررنگ شده که یک گزاره مشترک دارد: اگر ایران مقاومت کند، جنگ طولانی‌تر می‌شود؛ اقتصاد فرو می‌پاشد؛ دلار به ارقام نجومی می‌رسد؛ زیرساخت‌ها نابود می‌شوند و سرانجام باید میان «تسلیم امروز» و «ویرانی فردا» یکی را انتخاب کرد.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، روزنامه جوان نوشت: این ادبیات را نباید صرفاً با برچسب سیاسی پاسخ داد. باید منطق آن را فهمید. اگر دشمن نتواند در میدان جنگ اراده خود را به کشور تحمیل کند، طبیعی است که تلاش کند محاسبه کشور را تغییر دهد.

حسن روحانی اخیراً پرسیده است، اگر قرار باشد ایران 20 سال دیگر با قدرت‌های بزرگ بجنگد، آیا نباید نظر مردم را پرسید؟ پاسخ به ظاهر ساده است؛ هیچ‌کس در ایران خواهان جنگ بی‌پایان نیست، اما پرسش راهبردی جای دیگری است: آیا مسئله ایران انتخاب میان «جنگ 20 ساله» و «تسلیم» است؟

این یک دوگانه ساختگی و جعلی است. ایران نه برای جنگیدن به خاطر جنگ، بلکه برای دفاع در برابر تجاوز دشمن و جلوگیری از تحمیل اراده قدرت خارجی می‌جنگد. اگر تجاوز متوقف شود، علت جنگ نیز از میان می‌رود. بنابراین سؤال واقعی این نیست که «آیا مردم حاضرند 20 سال بجنگند؟» سؤال این است که آیا دشمن حاضر است بدون تحمیل خواسته‌هایش، جنگ را متوقف کند؟

این تفاوت کوچکی نیست؛ تمام معادله در همین تفاوت نهفته است. در این میان، یک واقعیت مهم نیز نباید نادیده گرفته شود. امریکا همچنان یک قدرت عظیم نظامی و اقتصادی است، اما قدرت عظیم، الزاماً به معنای توان تحمیل اراده سیاسی نیست. جورج یئو، دیپلمات باسابقه سنگاپوری در ارزیابی جنگ ایران تصریح کرده که ناتوانی امریکا و اسرائیل در ایجاد تغییر سریع سیاسی در ایران، محدودیت قدرت فیزیکی را آشکار کرده و دست برتر را برای ایران فراهم کرده است.

این در حالی است که امریکا همزمان با فشارهای راهبردی و مالی فزاینده روبه‌روست و بدهی ملی آن از مرز 40 تریلیون دلار گذشته است. پس چرا باید درست در لحظه‌ای که هزینه تحمیل اراده به ایران برای دشمن افزایش یافته، ما خودمان با تولید ترس، این هزینه را از دوش او برداریم؟

مقاومت به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست؛ مقاومت، یعنی اجازه ندادن به دشمن برای تبدیل مشکلات به ابزار تصمیم‌سازی. ایران مشکل اقتصادی دارد؛ این واقعیت را هیچ عاقلی انکار نمی‌کند. مردم فشار معیشتی را لمس می‌کنند و دولت موظف است برای آن پاسخ واقعی داشته باشد، اما تبدیل هر مشکل اقتصادی به «دلیل ضرورت تسلیم» یک مغالطه راهبردی است. کشوری که اقتصادش مشکل دارد، باید اقتصادش را اصلاح کند؛ نه اینکه برای اصلاح اقتصاد، استقلال تصمیم‌گیری خود را واگذار کند.

از اینجا یک مرز مهم میان نقد دلسوزانه و عملیات روانی شکل می‌گیرد؛ نقد می‌پرسد چگونه هزینه مقاومت را کاهش دهیم. عملیات روانی می‌پرسد چگونه ترس از هزینه مقاومت را آن‌قدر بزرگ کنیم که اصل مقاومت بی‌معنا شود. امروز بیش از هر زمان دیگری باید مراقب این مرز بود.

ملت ایران مجبور نیست میان «جنگ بی‌پایان» و «تسلیم» یکی را انتخاب کند. راه سومی هم وجود دارد؛ پایان جنگ از موضع قدرت، مذاکره از موضع قدرت، اصلاح اقتصاد از درون و حفظ استقلال تصمیم‌گیری. این همان نقطه‌ای است که همه نیروهای دلسوز کشور، با هر سلیقه سیاسی، می‌توانند روی آن توافق کنند.

دشمن را نباید کوچک شمرد، اما قدرت او را هم نباید در ذهن خود به افسانه تبدیل کرد. بزرگ‌ترین خدمت به دشمن آن نیست که سلاح او را زیاد کنیم، کافی است به نفع دشمن در دستگاه محاسباتی خودمان اختلال ایجاد کنیم. اگر قرار است این جنگ یک نتیجه راهبردی برای ایران داشته باشد، آن نتیجه فقط حفظ سرزمین نیست؛ ساختن ملتی است که نه با تهدید می‌ترسد، نه با وعده فریب می‌خورد و نه تصمیم ملی خود را به محاسبه قدرت‌های خارجی واگذار می‌کند. در چنین شرایطی، انسجام ملی یک شعار اخلاقی نیست؛ خود یک سلاح راهبردی است.

شما چه فکر می‌کنید؟ چطور می‌توان انسجام ملی را به عنوان یک سلاح راهبردی در برابر فشارهای اقتصادی و سیاسی حفظ کرد؟ نظرتان را بنویسید.


برچسب‌ها: حسن روحانی تنگه هرمز جنگ اقتصادی آخرین اخبار جنگ

  نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید
از سراسر وب   
دسترسی سریع:
قیمت طلا قیمت دلار اخبار جنگ ویدیو ها

ساعدنیوز در فضای مجازی
لینک کوتاه خبر:

ویدیو ها اخبار جنگ قیمت طلا قیمت دلار