به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، پنجاهوسومین پهپاد MQ-9 آمریکا، صبح پنجشنبه 26 شهریور، در آسمان جزیره قشم رهگیری و منهدم شد. براساس گزارش منتشرشده، این پرنده با آتش سامانه نوین پدافند پیشرفته نیروی هوافضای سپاه و تحت کنترل شبکه یکپارچه پدافند هوایی کشور هدف قرار گرفت.
این عملیات در ادامه مقابله با پهپادهای آمریکایی در جنوب کشور انجام شد؛ پیش از آن نیز خبر انهدام چهارمین پهپاد MQ-1 آمریکا بر فراز تنگه هرمز در 24 شهریور منتشر شده بود. این موارد، استمرار درگیری پدافند هوایی ایران با پرندههای شناسایی و تهاجمی دشمن در این منطقه را نشان میدهد.
مقابله با این پرندهها، یکی از عرصههای مهم نبرد در جنگ رمضان نیز بود؛ زمانی که سامانههای بومی راداری و اپتیکی ایران در برابر پهپادهایی قرار گرفتند که برای مراقبت طولانی، شناسایی تحرکات و اجرای حملات دقیق وارد آسمان کشور میشدند.
امیر سرتیپ محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در اظهارات منتشرشده در برنامه «صبح بخیر ایران» در 31 فروردین 1405، از سرنگونی 170 فروند پهپاد پیشرفته آمریکایی خبر داده بود؛ آماری که بخشی از ابعاد اعلامشده نبرد با ناوگان بدون سرنشین آمریکا فقط طی بازه جنگ تحمیلی 40 روزه را روشن میکند.
اهمیت این مقابله، فراتر از انهدام تجهیزات مهاجم است. پهپادهای شناسایی و تهاجمی بخشی از زنجیره کشف، تعقیب و حمله دشمن را تشکیل میدهند و هدف قرار دادن آنها میتواند پیوستگی این زنجیره را مختل کند؛ موضوعی که برای حفاظت از اهداف حیاتی و حفظ ظرفیت پاسخگویی کشور اهمیت دارد.

یکی از محورهای عملکرد پدافند هوایی ایران، بهرهگیری از ابزارهای مختلف کشف و رهگیری است. در این ساختار، سامانههای راداری و تجهیزات اپتیکی قابلیتهای متفاوتی دارند و میتوانند متناسب با شرایط مأموریت، یکدیگر را تکمیل کنند.
در کشف راداری، سامانه با ارسال امواج الکترومغناطیسی و دریافت بازتاب آنها، موقعیت هدف را شناسایی و مسیر حرکت آن را دنبال میکند. اطلاعات بهدستآمده، در اختیار بخش فرماندهی و کنترل آتش قرار میگیرد تا درباره نحوه درگیری تصمیمگیری شود.
در مقابل، سامانههای اپتیکی از دوربینهای دید روز و حسگرهای حرارتی برای کشف و تعقیب پرنده استفاده میکنند. در این روش، تصویر یا امضای حرارتی هدف مبنای رهگیری است و برای این مرحله نیازی به انتشار امواج راداری وجود ندارد.

این قابلیت، امکان تعقیب هدف بدون روشن کردن رادار را فراهم میکند. البته برخی مجموعههای اپتیکی به مسافتیاب لیزری نیز مجهزند که استفاده از آن با تابش لیزر همراه است؛ بنابراین، کشف غیرفعال با دوربین و حسگر حرارتی را باید از فاصلهسنجی لیزری تفکیک کرد.
ترکیب این تجهیزات، وابستگی فرایند کشف و رهگیری به یک ابزار واحد را کاهش میدهد. بااینحال، جزئیات شیوه کشف و هدایت آتش در هر شکار، به اطلاعات همان عملیات نیاز دارد و نمیتوان همه موارد انهدام را به یک روش مشخص نسبت داد.
بخش مهمی از پهپادهای شاخص مورد اشاره در این نبرد، در رده «ارتفاع متوسط و ماندگاری بالا» یا «MALE» قرار دارند؛ پرندههایی که برای حضور طولانی در منطقه مأموریت و اجرای عملیات شناسایی و مراقبت طراحی شدهاند و نمونههای مسلح آنها، قابلیت حمله نیز دارند.
ارتفاع و مداومت پروازی این پهپادها، بسته به مدل، میزان محموله و شرایط مأموریت متفاوت است. ویژگی مشترک آنها، فراهم کردن امکان مراقبت طولانیتر از یک منطقه و دنبال کردن تحرکات اهداف زمینی است.
پهپاد آمریکایی «MQ-9» موسوم به «ریپر»، از نمونههای شاخص این رده است. تجهیزات اپتیکی و حرارتی و قابلیت حمل تسلیحات هدایتشونده، از جمله موشکهای «هلفایر»، به آن امکان میدهد مأموریت شناسایی و حمله را در یک پرواز ترکیب کند.
اهمیت مقابله با ریپر نیز در همین ترکیب نهفته است؛ پرندهای که میتواند منطقهای را زیر نظر بگیرد، اطلاعات هدف را منتقل کند یا در صورت تجهیز و دریافت دستور، خود وارد مرحله حمله شود.
در سوی دیگر، «هرمس 900» رژیم صهیونیستی قرار دارد؛ پهپادی که تجهیزات مراقبت و شناسایی و امکان حضور طولانی در منطقه مأموریت، از ویژگیهای اصلی آن است.
در فهرست مطرحشده از پهپادهای هدف قرارگرفته در این نبرد، نام پرندههایی همچون «لوکاس»، «RQ-21» ملقب به «بلکجک»، «هرون»، «ایتان» و «اوربیتر» نیز دیده میشود. این پرندهها همگی در یک رده قرار نمیگیرند و تفاوت ابعاد، مشخصات پروازی و مأموریت آنها، اهمیت تنوع ابزارهای پدافندی را برجسته میکند.

ارزش عملیاتی شکار یک پهپاد، تنها با قیمت یا تجهیزات نصبشده روی آن سنجیده نمیشود. پرندهای که مأمور مراقبت از یک منطقه است، اطلاعات مورد نیاز برای شناسایی تحرکات، تعقیب اهداف و ارزیابی نتیجه حملات را تأمین میکند. حذف آن از میدان میتواند در استمرار این مأموریتها اختلال ایجاد کند.
این موضوع درباره اهداف متحرک، از جمله پرتابگرهای موشکی، اهمیت بیشتری دارد. شناسایی موقعیت یک پرتابگر در یک لحظه، به معنای حفظ امکان هدفگیری آن نیست؛ جابهجایی هدف میتواند اطلاعات قبلی را بیاعتبار کند و دشمن را به ادامه جستوجو وادارد.

ازاینرو، مقابله با پهپادهای شناسایی میتواند پیوستگی مراقبت را کاهش دهد و فرایند انتقال اطلاعات و اجرای حمله را دشوارتر کند. میزان این تأثیر به عواملی مانند نقش پهپاد منهدمشده، امکان جایگزینی آن و دسترسی دشمن به دیگر ابزارهای شناسایی بستگی دارد.
شکارهای اعلامشده اخیر بر فراز قشم و تنگه هرمز، امتداد همین نبرد است؛ نبردی که در آن پدافند هوایی ایران، هم با پرنده مهاجم مقابله میکند و هم از ظرفیت عملیاتی نیروهای خودی حفاظت میکند. توان بومی کشف، رهگیری و انهدام در این میدان، زمانی اهمیت راهبردی پیدا میکند که فرصت دشمن برای شناسایی و حمله را محدود و امکان ادامه مأموریت نیروهای مسلح کشور را تقویت کند.
شکار 53 فروند پهپاد مدرن در جنوب کشور؛ آیا آمریکا ناچار به تغییر راهبرد هوایی خود در تنگه هرمز خواهد شد؟ شما آینده این تقابل را چطور میبینید؟