به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه اعلام کرد: بحران کنونی در خاورمیانه از نظر اقتصادی دیگر قابل تحمل نیست.
وی همچنین گفت: ممکن است عربستان سعودی نیازهای نظامی داشته باشد و این نیازها در چارچوب توافق سهجانبه با پاکستان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
وزیر امور خارجه ترکیه تأکید کرد: قابل قبول نیست که عربستان بخشی از جنگ آمریکا و ایران باشد، در حالی که این کشور تمایلی به ورود به درگیری ندارد.
وی افزود: پیشنهادهایی برای پایان دادن به درگیریهای مرتبط با یمن به همه طرفها منتقل شده است.
وزیر امور خارجه ترکیه در پایان گفت: اوضاع بهتدریج پیچیدهتر میشود و ما بر این تمرکز داریم که مذاکرات میان واشنگتن و تهران به نتیجه برسد.
اظهارات اخیر آقای هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، درباره تحولات منطقه و تنشهای موجود میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، دربردارنده نکاتی است که بررسی دقیق آنها حاکی از وجود تناقضهای جدی میان «گفتار» و «رفتار» برخی بازیگران منطقهای است. تبیین چند نکته در پاسخ به این موضعگیری ضروری به نظر میرسد:
آقای فیدان تأکید کردهاند که «پذیرفتنی نیست عربستان سعودی بخشی از تقابل میان ایران و آمریکا باشد، در حالی که تمایلی به ورود به آن ندارد». پرسش اساسی این است: اگر ریاض ارادهای برای ورود به این منازعه ندارد، چرا باید آسمان، پایگاهها و ظرفیتهای سرزمینی خود را برای استقرار، پشتیبانی و احیاناً عملیاتهای تخاصمی ماشین جنگی آمریکا مهیا سازد؟
بیطرفی واقعی در معادلات امنیتی، با بیانیهها تعریف نمیشود؛ بلکه در عمل و از طریق قطع کامل هرگونه همکاری نظامی-اطلاعاتی با طرف متخاصم علیه کشورهای همسایه محک میخورد. نمیتوان از یکسو به آمریکا تسهیلات و پایگاه داد و از سوی دیگر داعیهدار عدم تمایل به درگیری بود.
دستگاه دیپلماسی ترکیه نیازی نیست در نقش وکیلمدافع ریاض ظاهر شده و برای کشوری دیگر دلسوزی نشان دهد. روابط میان کشورهای اسلامی منطقه از جمله ایران و عربستان، کانالهای دیپلماتیک مشخصی دارد و ریاض نیز بلوغ و ابزارهای لازم را برای تدبیر منافع و امنیت خویش در اختیار دارد. تنزل دادن مناسبات به تعارفات دیپلماتیک یا بزرگنمایی همکاریهای سهجانبه (مانند توافق میان ترکیه، پاکستان و عربستان)، بیش از آنکه کمکی به امنیت جمعی باشد، نشان از شتابزدگی آنکارا در نمایش یک نقش محوریِ اغراقآمیز دارد؛ تفاهماتی که هیچگاه وزنه بازدارندگی تعیینکنندهای در برابر محاسبات راهبردی منطقه نخواهند بود.
لحن تلویحی مطرحشده درباره آمادگی برای تأمین نیازهای نظامی عربستان، اگر در بطن خود حاوی پیامهای تهدیدآمیز به بازیگران اصلی مقاومت باشد، بیش از هر چیز حاصل خطای محاسباتی در آنکاراست. جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت، ماههاست که بهطور مستقیم در برابر ارتشهای تا دندان مسلح آمریکا و رژیم صهیونیستی—بهعنوان دو قدرت هستهای و مدعی برتری نظامی در جهان—ایستادگی کرده و نشان دادهاند که توان بازدارندگیشان فراتر از اینگونه سیگنالهای کماثر سیاسی است. در مقیاس چنین نبرد تاریخی و سرنوشتسازی، وزنکشیهای دیپلماتیک ترکیه در معادلات امنیتی ایران، جایگاهی ندارد که بخواهد مبنای تغییر راهبرد باشد.
بهتر است دستگاه دیپلماسی ترکیه بهجای صدور بیانیههای پرتناقض و مداخله در نقشهای دیگران، بر ریشههای اصلی بحران یعنی «حضور و تجاوزگری نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در خاورمیانه» تمرکز کند. امنیت پایدار منطقهای تنها از مسیر قطع پیوند با متجاوزان فرامنطقهای و پایبندی واقعی به اصل حسن همجواری به دست میآید، نه با اظهارات تبلیغاتی و ژستهای نمایشی.
به نظر شما، ادعای بیطرفی عربستان در تقابل ایران و آمریکا با حضور پایگاهها و جنگندههای آمریکایی در منطقه همخوانی دارد؟ آیا آنکارا میتواند میانجی صادقی برای این بحران باشد؟