هر روز یک شهر ایران، یک آواز اصیل/ آهنگ عاشقانه آذربایجانی آپاردی سئللر سارانی/ قصه افسانه‌ای عشق سارای به آیدین😍

  دوشنبه، 13 بهمن 1404 ID  کد خبر 521931
هر روز یک شهر ایران، یک آواز اصیل/ آهنگ عاشقانه آذربایجانی آپاردی سئللر سارانی/ قصه افسانه‌ای عشق سارای به آیدین😍
ساعدنیوز: داستان سارای و آیدین در موسیقی آذربایجان بسیار تاثیرگذار بوده است.خواننده های زیادی آواز آرپاچایی را خوانده اند اما این آواز بیشتر باصدای قدیر رستم اف شناخته شده است.

به گزارش سرویس چندرسانه‌ای پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، داستان «سارای» و «آیدین» (خان چوپان) یک منظومه عاشقانه و غم‌انگیز در فرهنگ آذربایجان است. سارای، دختر زیبایی که نامزد آیدین است، توسط خان ستمگر ربوده می‌شود. سارای برای حفظ پاکدامنی و فرار از ازدواج اجباری، در حالی که آیدین غایب است، خود را به رودخانه خروشان آرپاچایی می‌اندازد و جان می‌سپارد.

داستان آهنگ

داستان آهنگ از این قرار است که موی سارای، دختر قشنگ اهل دشت‌های مغان طلایی‌رنگ بود، درست مثل ماهی که در شب بدرخشد و دشت را به نور زیبایش روشن کند. همین هم بود که مادرش وقت دنیا آمدنش ساری آی صدایش کرده بود، یعنی ماه طلایی، این را گفته بود زن و بعد هم‌ چشم‌هایش را بسته بود و سارای را تنها گذاشته بود.

البته تنهای تنها که نه سارای همراه پدرش و طایفه کوچکشان با گله‌داری زندگی بخورونمیر ساده‌ای داشتند و صدای زنگوله بره‌ها و صدای باد و صدای رودخانه آپارچای، زینت‌بخش روزهایشان بود.

می‌گویند اما همه اهالی این طایفه عاشق عشق سارای بودند به آیدین پسر محجوب چوپان که به‌قدری قوی و توانمند بود که از کودکی خان چوپان‌ها صدایش می‌کردند و برایش آرزو می‌کردند که زیباترین دختر را به خانه ببرد و خوشبخت شود.

اما این عشق، مثل همه عشق‌های حقیقی رنجی همراه خودش داشت، یعنی وقتی سارای و آیدین به‌اجبار از هم جدا شدند که آیدین گله را به قشلاق ببرد و در بهار برای عروسی‌شان برگردد، خیلی‌ها گفتند که جدایی بین دو عاشق همه طایفه را دل‌تنگ خواهد کرد.

سارای اما هرروز با موی بافته و گوشواره به شکل ستاره که نشان نامزدی‌شان بود، در کنار رودخانه آپارچای می‌نشست و با آب خروشان درد و دل می‌کرد به امید وصل معشوقش و خبر نداشت روزی خان حریص روستا که برای شکار و سرکشی به کنار رودخانه می‌رسد، نقش دختر قشنگ را در کنار آب خروشان می‌بیند و از دیدن آن‌همه نور و روشنی که از موی طلایی سارای بر دل رودخانه می‌افتاد، لبریز از طمع می‌شود.

ریش‌سفیدانی که برای خواستگاری سارای پیش پدرش رفته بودند، برای پدر سارای گریه کردند و گفتند خان نامرد تهدید کرده که اگر دختر را به خانه نبرد، همه زندگی طایفه‌شان را خاکستر می‌کند و پدر سارای به این شوم بختی گریست.

می‌گویند هرچند که پاسخ پدر سارای به طمع خان، پاسخی درخور مردان صحرایی بود، اما آرامش سارای دیری نپایید.

سارای که باز با هزار امید و آرزو در انتظار بازگشت آیدینش به کنار رودخانه رفته بود، خبر نداشت که سواران خان برای بردنش می‌آیند و پدرش را تا حد مرگ کتک می‌زنند و تهدید می‌کنند که همه زنان و مردان پیری که در خانه‌مانده‌اند از دم تیغ می‌گذرانند اگر سارای به خانه خان نیاید.

کسی نمی‌داند آن روز سارای به رودخانه چی گفته بود و رودخانه به سارای چی جواب داده بود، فقط می‌گویند سارای به خانه خان پیغام قبول خواستگاری فرستاد و لباس طلایی قشنگی که با دست خودش برای عروسی­اش دوخته بود به تن کرد و دوواق ابریشمی‌اش را بر سر گذاشت و سوار اسب سفیدی شد که برای بردن عروس آمده بود.

اما بر پل باریکی که از رودخانه خروشان آپارچای می‌گذشت، سارای زیبا، عروس غمگین دشت مغان مکثی کرد و از روی شانه به عقب برگشت وپدرش و اهالی طایفه‌اش را دید که همگی بر تلخی این سرنوشت خون می‌گریستند.

بعد اما همه دیدند که آپارچای مهربان چطور آغوش باز کرد و آب خروشان تا دامن سارای بالا آمد و سارای که از بازگشت آیدین بی امید بود، خودش را به دل رودخانه انداخت و از جلوی چشم‌ها ناپدید شد.

می‌گویند همان موقع عاشیقی که قرار بود قصه سارای را با آوازی دردناک برای آیدین خان چوپان ببرد، از لحظه یکی شدن موی طلایی سارای و آب زلال رودخانه آوازهای قشنگ خواند.

بعضی‌ها گفته‌اند آیدین برای انتقام از خان به دشت بازگشت و بعضی‌ها هم گفته‌اند بعدازآن حادثه دیگرکسی سارای و آیدین راندید، فقط رودخانه آپارچای بود و هست که قصه تلخ عاشقانی را می‌گوید که این دنیای کوچک برای بزرگی عشقشان کفایت نمی‌کند.

متن آهنگ

آرپا چایی آشدی داشدی،
سئل سارانی آلدی قاشدی
(جوت باجی) هر گؤره‌نین گؤزو یاشدی
آپاردی سئللر سارانـــی
بیر اوجا بویلی بالانی
آرپا چایی درین اولماز
آخارسولار سرین اولماز
سارا کیمی گلین اولماز
آپاردی سئللر سارانی
گئدین دئیین خان چوبانا
گلمه سین بو ایل موغانا
گلسه باتار ناحق قانا
آپاردی سئللر ســــارانی
بیـر آلا گوزلی بالانی
بیر آلا گوزلی بالانی

ترجمه فارسی آهنگ سارای ترکی

رود آرپا خروشید و روان شد
سیل سارا را گرفت و گریخت
آن سارای زیبا چشم و کمان ابرو
سیل سارا را با خود برد
آن سارای زیبا چشم و کمان ابرو
آن سارای سرو قامت را
بروید به خان چوپان بگویید
امسال به دشت مغان نیاید
اگر بیاید به خون ناحق آغشته می شود
سیل سارای را با خود برد
آن سارای چشم زیبا و کمان ابرو
آن سارای سرو قامت را
رود آرپا عمیق نیست
رودهای خروشان سرد نیست
عروسی به مانند سارای نیست
سیل سارای را با خود برد
آن سارای چشم زیبا و کمان ابرو
آن سارای سرو قامت را

سارای و پدرش

آهنگ ♪♪♪

آهنگ مشهور «گدین دیین خان چوبانا» (سارای) که بر اساس داستان فولکلور آذربایجانی ساخته شده، بیشتر با صدای استاد قدیر رستم‌اف شناخته می‌شود. اگرچه ممکن است نسخه‌هایی از آن توسط خوانندگان دیگر خوانده شده باشد، اما این اثر در سبک موسیقی مقامی با صدای قدیر رستم‌اف شهرت اصلی را دارد.

آواز باصدای استاد قدیر رستم اف

آواز با صدای سینا جوانشیر (جوان پسندتر)

امیدوارم این شعر و آهنگ به دل‌تون نشسته باشه.
اگر دوست داشتید، می‌تونید حس‌تون رو دربارهٔ این آهنگ یا پیشنهادهای بعدی برام بنویسید.شاید دوست داشته باشید بدانید این داستان تاثیر زیادی در موسیقی و سینما داشته و خواننده های زیادی از آن الهام گرفته اند و کارگردان ها هم فیلم آن را ساخته اند. فیلم سارای به کارگردانی یدالله صمدی و فیلم آرپاچایی با الهام از این داستان ساخته شده اند.
تا آهنگ بعدی، بدرود 🌿


1 دیدگاه


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین تصاویر   
آخرین ویدیو ها